محراب توکلی، رها؛ بهرام بیضایی کارگردان، فیلمنامهنویس، نمایشنامهنویس و پژوهشگر مطرح عرصه سینما، تئاتر و ادبیات نمایشی در روز تولدش یعنی ۶ دیماه در سال ۱۴۰۴ هنر این مرز و بوم را برای همیشه ترک کرد. قطعا و صد البته جایگاه ماندگار او، آثار و صحبتهایش غیر قابل خدشه و تزلزل است.
بیضایی بهعنوان کسی که برای ادبیات نمایشی ایران و کهنالگوهای تاریخی و اسطورهای آن ارزش ویژهای قائل بود، بخش قابل توجهی از عمر هنری و حرفهای خود را صرف پژوهش در این مدیوم کرد. سمینارها، گفتوگوها و نوشتههایش جملگی نشان از دغدغه او نسبت به بازتاب ارزشهای فرهنگی و تاریخی ایران با زبان هنر داشتند. بیضایی اما همیشه در سودای انتقال و اشائه این ارزشها نبود. گاهی حدیث نفس خود را در کالبد یک اثر -مقصود از اثر یک فیلم سینمایی است- بازگو میکرد. یکی از این آثار «وقتی همه خوابیم» محصول سال ۱۳۸۷ بود. این فیلم از دل تجربه فیلم «لبه پرتگاه» شکل گرفت. فیلمی که هرگز ساخته نشد!
برای اینکه بیشتر با «وقتی همه خوابیم» و ایده ناظر آن آشنا شویم باید نگاهی به سینمای ایران داشته باشیم. نقدهای بسیار زیادی در سالهای اخیر به سینمای ایران از جوانب مختلف وارد شده است. یکی از این نقدها ساخت و اکران بیرویه آثار کمدی و سرگرمکننده با چهرههای تکراری است. در ادامه بحث تکراری بودن به ساختارهای دیگر من جمله روایت سرایت کرد و در حال حاضر شاهد فیلمهایی با سوژهها و ایدههای اولیه تکراری هستیم که از روی دست دیگر آثار سرگرمکننده -ایرانی و نه خارجی!- کپی میکنند. خروجی این امر به خشک شدن خلاقیت و کمبود آن در سینمای ایران منجر شده است.
سینمای بدنه دیگر مخاطبانش را شگفتزده نمیکند. دیگر ماندگار نیست. شاید در گروههای دیگر مثل هنر و تجربه یا مدیومهای دیگر همچون مستند و فیلم کوتاه آثار جالب توجهی پیدا کنیم، اما سینمای بدنه دیگر صلابت گذشته را ندارند. دلیلش چه چیز میتواند باشد؟ دلایل زیادی برای آسیبشناسی سینمای ایران وجود دارد و بیضایی با فیلم «وقتی همه خوابیم» به یکی از آنها اشاره میکند. فیلمی که به مثابه یک آینه شرایط سینمای ایران را در آن زمان نشان میدهد. شرایطی که به نظر میرسد به سینمای امروز ما متقارن است.
وقتی وارد متن فیلم و رخدادهای آن شویم، تصویر روشنتری از آن و ایدهناظرش خواهیم داشت. «وقتی همه خوابیم» با بازی مژده شمسایی، علیرضا جلالیتبار، حسام نوابصفوی، شقایق فراهانی، مجید مظفری، هدایت هاشمی، حسین محبی اهری و سید مهرداد ضیایی اثری است که با فرم فیلم در فیلم ساخته شده و در آن دو داستان وجود دارد. یک داستانی که در حال فیلمبرداری است و دیگری وقایع پشت صحنه آن فیلم. بیضایی بیشتر به دنبال مصائبی است که در پشت صحنه در حال رخ دادن هستند. او میخواهد نشان دهد که سرمایهگذار و تهیهکننده چقدر راحت میتوانند در فیلم دخالت کرده و به آن آسیب بزنند. آنها هستند که تصمیم میگیرند و فیلم و فیلمنامه را به هر سمتی که دلشان بخواهد میبرند. البته بیضایی تمام این موارد را در قالب نقد مطرح نمیکند و صرفاً سعی دارد وقایع را برای مخاطبان سینما ترسیم کند. او در مورد ایده ناظر «وقتی همه خوابیم» اظهار کرد: «این فیلم در نقد سینما نیست. بلکه شرایط سینما را نشان میدهد بدون اینکه قضاوتی در مورد آن انجام دهد».
«وقتی همه خوابیم» در بیستوهفتمین جشنواره فیلم فجر برای نخستین بار به نمایش درآمد و توانست در ۶ رشته نامزد دریافت جایزه شود. از این شش نامزدی، موفق به کسب ۳ سیمرغ بلورین در رشتههای بهترین تدوین، بهترین طراحی صحنه و لباس و بهترین چهرهپردازی شود. بعد از حضور فیلم در فجر، به نقل از زندهیاد رضا داوودنژاد مجری طرح آن پروژه، نگرانی بیضایی نسبت به بازگشت سرمایه آن بسیار زیاد بود. او میترسید سرمایهای که محمود شجاعی به رقم ۶۰۰ میلیون تومان برای «وقتی همه خوابیم» گذاشته است، باز نگردد. که اینطور هم نشد و نه تنها سرمایه شجاعی بازگشت بلکه کمی سود از فروش برای او باقی ماند.
بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۶ ساختِ فیلمی با نام «لبه پرتگاه» را آغاز کرد. این اثر در نهایت، به خاطرِ اختلاف با تهیهکننده، ساخته نشد. برخی از شایعات دیگر مبنیبر اختلاف بهرام بیضایی با تهیهکننده بر سر انتخاب محمدرضا گلزار در این فیلم بود. اما تهیهکنندۀ فیلم، حمید اعتباریان، طولانی بودن زمان فیلم را عامل ساخته نشدن آن دانست. به همین دلیل بیضایی تصمیم به ساخت فیلم دیگری دربارۀ همین موضوع گرفت.
داستان «وقتی همه خوابیم» یادآور آنچه است که در ناتمام ماندن «لبه پرتگاه» بر بیضایی گذشت. به همین سبب میتوان آخرین فیلم بهرام بیضایی را به نقلی آخرین حدیث نفس او درباره ساختارهای معیوب در چرخه اقتصادی سینمای ایران دانست. حدیث نفسی که به تعبیری نقش یک آینه را برای سینمای ایران بازی میکند. نقشی که به سادگی نمیتوان از آن رد شد. چرا که تا همین امروز میتوانیم تاثیر و کارکرد آن را ببینیم. البته اگر بیدار باشیم!
بیضایی سوال بزرگی را بعد از به تصویر کشیدن شرایط و وضعیت سینما مطرح میکند: «وقتی همه خوابیم… چه کسی بیدار است؟»