به گزارش خبرنگار رها، در حالی که تقریبا تمام پلتفرمهای شبکه نمایش خانگی، اخیرا محصولی تازه روی خروجی خود قرار دادهاند، پلتفرم فیلیمو نیز سریال «بدنام» را منتشر کرده است؛ اثری به تهیهکنندگی و نویسندگی حامد عنقا و به کارگردانی احسان سجادی حسینی.
این سریال، درام پر بازیگری است که در قسمت نخست، امیدوارکننده ظاهر شده. یکی از برگ برندههای «بدنام» گروه بازیگران آن با ترکیبی از ستارههای قدیمی و جدید سینما است که در جذب مخاطب قابلیتهای زیادی دارند. حسن پورشیرازی که پس از حضور درخشان در فیلم «پیر پسر» درصد محبوبیتاش افزایش چشمگیری داشته است، در «بدنام» احتمالا یکی از شخصیتهای منفی یا خاکستری کار را ایفا میکند. او ایفاگر مردی جاافتاده، ثروتمند و بانفوذ است که برای رسیدن به خواستههایش دست به هرکاری میزند. پورشیرازی تحت هدایت کارگردان، مرزی روشن میان شخصیت جدید خود در «بدنام» با تجربیات پیشین کشیده است و بر اساس قسمت اول میتوان گفت او خالق یک کاراکتر متفاوت دیگر در کارنامه کاریاش شده.
امیر آقایی «بدمن دوستداشتنی» که در کارنامه هنریاش دو جین فیلم و سریال خوش ساخت و مهم دارد، عهدهدار یکی از نقشهای اصلی و موثر «بدنام» است. دوئل او با پورشیرازی ضمن اینکه میتواند وجوه دیگری از توانمندی آقایی را آشکار سازد، برگبرنده دیگر سریال است.
سینا مهراد، بازیگری است که اگر در جای درست قرار بگیرد، نتیجه درخشان میشود. نشانههای درخشش و «تفاوت» او در قسمت اول «بدنام» به چشم آمد و قابل پیشبینی است که مسیر قصه به گونهای پیش برود که محک جدی برای سینا مهراد باشد.
به این ترکیب سولماز غنی و لعیا زنگنه را هم اضافه کنید. و البته ستایش رجائینیا بازیگر نقش یلدا که در همین قسمت اول بیشتر بار درام قصه روی دوش او بود و احتمالا بعد از اتمام پخش این سریال، باید شاهد حضور پررنگتر او در آثار نمایشی باشیم.
بر اساس تنها یک قسمت از سریال، نمیتوان راجع به کلیت کیفیت آن، داستان، بازیگری، کارگردانی و دیگر مسائل فنی صحبت کرد؛ اما در همین قسمت اول چند اتفاق ویژه مخاطب را به ادامه «بدنام» امیدوار میکند. سکانسهای ورودی و خروجی قسمت اول جذاب، خوش ساخت و پرکشش هستند. در سکانس اول بازی بدون دیالوگ امیر آقایی بسیار دلنشین بود، اکت صورتش، کاملا بیانگر حالت انسانی به پایان رسید، تک تک حرکاتش (از شکستن لیوان، تا پاره کردن پیراهنش و آسیب زدن به خود و…) پله پله طراحی و اجرا شد و آن حرکت حیرتانگیز پایانی این سکانس که واقعا شوکهکننده بود، چیزی است که کمتر در فیلم و سریالهای ایرانی میبینیم.
سکانس پایانی هم لحظه اولین مواجهه دو شخصیت اصلی سریال (مهراد و رجائینیا) لحظات و دیالوگهای دلنشینی داشت. مصمم بودن زن برای کاری که قصد انجامش را داشت و بیخیالی خاص مرد با دیدن صحنه دلهرهآوری که مقابلش در حال رخ دادن بود و آن چرخش ناگهانی و پلان آخر که مخاطب را برای دیدن ادامه قصه تشنه میکند.
اینکه نوع روایت داستان خطی نیست و احتمالا با فلاش بک، و فلاش فوروارد قرار است از اتفاقاتی که بین شخصیتها رخ داده، با داستان همراه شویم، یکی دیگر از ویژگیهای «بدنام» است. روایتهای خطی و مستقیم که پیچیدگی خاصی ندارند، برای جذب کردن مخاطب کار سختتری دارند؛ اما در اینجا قصه خود بخش مهمی از کار را انجام میدهد و تماشاگر مرحله به مرحله با کاراکترها جلو میرود تا دریابد که چه اتفاقاتی در طول مسیر رخ داده است.
«بدنام» جدیدترین سریال شبکه نمایش خانگی است که در روزهای تلخ و دلهرهآور جنگ منتشر شده است، سریالی در این ایام میتواند به عنوان یک حواسپرتی شیرین، برای ساعاتی هم که شده، ما را از التهاب جنگ بیرون بکشد. پیشتر هم به این مسئله اشاره کردیم، در روزهای ملتهب جنگی که کشورمان تحت تجاوز دشمنان ایران است و رسانههای معاند در حال تزریق حس ناامیدی و شکست به مردم ما هستند، رسانه ملی و شبکه نمایش خانگی باید در حوزه تولید محتواهای نمایشی و سرگرمکننده پا به میدان بگذارند و اجازه تکتازی به دشمنان ندهند. به همین انتشار سریالی مثل «بدنام»، در این شرایط ویژه، ارزش مضاعف دارد.
دیدگاه ها (1)
ناشناس
۲۸ اسفند, ۱۴۰۴ at ۱:۳۰ ق٫ظبرکینگ بد رو اینطور رپورتاژ نکرده کسی