آزاده باقری؛ رها، ویژه برنامه یلدایی «انار» از شبکه تهران، تلاشی بود برای همراهی با حال و هوای بلندترین شب سال؛ تلاشی که بیش از آنکه بر خلاقیت و نوآوری استوار باشد، بر مسیر آشنا و امتحان پس داده برنامههای مناسبتی تلویزیون حرکت کرد. «انار» با ترکیبی از گفت و گو، آیتمها، موسیقی و حضور مهمانان، سعی داشت فضای صمیمی و یلدایی ایجاد کند؛ اما در مجموع، برنامهای معمولی از آب درآمد.
دکور؛ ساده و کمی بینسبت با نام برنامه
دکور ویژه برنامه «انار» یکی از سادهترین انتخابهای ممکن را پیش روی مخاطب گذاشت؛ یک میز دراز که مجری و مهمانها پشت آن بیاستند و گفت و گوها را پیش ببرند. ویدئووال بزرگ در پس زمینه با تصاویری از یلدا و گل و گیاه و کف استودیو با طیفی از آبی نفتی متمایل به سورمهای و چند گل معمولی روی میز… همین! البته در گوشهای هم یک میز گرد کوچک قرار داده شد که خوراکیها و نمادهای یلدایی روی آن چیده شده بود. مسئله اصلی دکور «انار» نه در سادگی، بلکه در فقدان هویت بصری است. با وجود آنکه نام برنامه «انار» است، نشانه معنادار، خلاقانه یا حتی نمادینی از انار به قدر کافی در طراحی صحنه دیده نمیشود.
مجری؛ تلاش برای سرزندگی، اما در حد متوسط
اجرای برنامه «انار» بر عهده سید احمدرضا موسوی است که به وضوح تلاش میکند اجرای سرزنده و پرتحرکی داشته باشد و ریتم برنامه را حفظ کند، اما این تلاشها به اجرای شاخص یا محبوبیت ساز منجر نمیشود. پرسشهای او اغلب دمدستی و کلی هستند و کمتر نشانی از خلاقیت یا بداهه پردازی جذاب در آنها دیده میشود. نه آنقدر ضعیف است که بتوان اجرای او را شکست خورده دانست و نه آنقدر قوی که بتوان نمره بالایی به آن داد. اجرای موسوی در محدوده قابل قبول همراه با تلاش بیشتر باقی میماند؛ اجرایی امن، بدون ریسک و بدون امضای شخصی.
مهمانها؛ ترکیب معمولی
برنامه با حضور قدرتالله ایزدی، معروف به رشید، آغاز میشود؛ چهرهای که عملا میتواند بار طنز یک برنامه را به دوش بکشد؛ اما ضعف سوالات مجری آنقدر آشکار است که خود ایزدی به آن واکنش نشان داده و یادآور میشود که برنامه، ویژه شب یلداست و این چه سوالاتی است که میپرسی؟! با این حال، همین گفت و گوی طنزآمیز که قرار است لبخند به لب مردم بنشاند به فضای احساسی میرسد؛ جایی که با یادآوری مادر، اشکهای ایزدی جاری میشود و برنامه ناچار است مسیر را به سمت پیامهای اخلاقی و احساسی مانند قدر مادرها را تا زندهاند بدانید تغییر دهد.
در ادامه، برنامه با حضور دو ملیپوش کبدی تیم ملی زنان ادامه مییابد، سپس فرزاد فرخ، خواننده شناخته شده پاپ، با اجرای دو قطعه موسیقی روی صحنه میآید. پس از آن نوبت به تقلید صدا با اجرای مازیار مهرگان میرسد و در نهایت گفت و گو با تیم ملی رباتیک انجام میشود.
حضور فرزاد فرخ، به واسطه شناخته شدگیاش، وزن برنامه را بالا میبرد، اما آیتم تقلید صدا، با وجود تلاش مهرگان، نمونهای از بخشهای تکراری و دمده تلویزیون است که دیگر غافلگیری خاصی برای مخاطب ندارد.گفت و گو با تیم ملی رباتیک و تیم ملی کبدی، هرچند افتخارآمیز، اما از نظر اجرایی تفاوت چشمگیری با دیگر برنامههای مشابه ندارد.
در کنار اینها، گفت و گوهای خارج از استودیو با مهمانها، فضایی کمی فانتر ایجاد میکند و به تنوع بصری کمک میکند؛ بخشی که بد نیست، اما نو هم نیست.
آیتمها؛ قابل قبول و همسو با حال و هوای یلدا
آیتمهای میانبرنامه «انار» در مجموع نمره قبولی میگیرند. گفت و گو با میوه فروش درباره ویژگی میوههای یلدایی و تشخیص میوه خوب از بد، صحبت با نجار درباره کرسی و مشتریهایش، گفت و گو با خیاط درباره شرایط کاری این روزها و ارتباط با مردم، همگی آیتمهایی هستند که حس و حال شب یلدا را به فضای شهری پیوند میزنند.
گفت و گوهای مردمی و خواستن از آنها برای خواندن چند بینی از ابیات حافظ هم بخشهای خوشحس برنامه است که حال و هوای سنتی و آیینی یلدا را زنده کرد. این آیتمها به کیفیت کلی برنامه کمک کردهاند و فضای آن را گرمتر و مردمیتر نشان میدهند، هرچند از نظر خلاقیت، در همان چارچوب آشنا باقی میمانند.
موسیقیهای استفاده شده در ویژه برنامه «انار» شاد و پرانرژیاند و نکته مثبت آنها، تکراری نبودنشان است. همین انتخابهای نسبتا تازهتر باعث شد گوش مخاطب برای شنیدن موسیقیها آمادهتر باشد و موسیقی به عنوان عنصری مکمل، نقش خود را به خوبی ایفا کند. برای همین میتوان گفت در میان بخشهای مختلف برنامه، موسیقی یکی از بخشهایی است که کمترین آسیب را میبیند و کارکرد قابل قبولی دارد.
اسپانسر؛ حضوری پررنگ و ریتمشکن
مانند بسیاری از برنامههای شبکه تهران، «انار» نیز وابستگی پررنگی به اسپانسر دارد. سوال پیامکی برنامه مستقیما به اسپانسر مربوط میشود و مجری ناچار است در میانه گفت و گوها، نام اسپانسر و سوال پیامکی را تکرار کند. مسئلهای که اگرچه در تلویزیون رایج است، اما همچنان یکی از نقاط ضعف ساختاری برنامههای مناسبتی محسوب میشود.
«انار»؛ برنامهای کلیشهای
در مجموع، ویژه برنامه یلدایی «انار» برنامهای است که کار خود را انجام میدهد، اما قدمی فراتر از کلیشهها برنمیدارد. نه در دکور، نه در اجرا، نه در آیتمها و نه در طراحی کلی، نشانی از خلاقیت یا نوآوری جدی دیده نمیشود. انگار برنامه سازان ترجیح دادهاند همان مسیری را بروند که سالهاست امتحان خود را پس داده است. این رویکرد محافظه کارانه، «انار» را به یکی از دهها برنامه مناسبتی مشابه تبدیل میکند؛ برنامهای که نه مخاطب را پس میزند و نه او را شگفتزده میکند.