پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

هلیا امامی در گفت‌وگو با «رها» از عدم توجه به بدیهیات ساخت فیلم و سریال گفت

برخی پروژه‌ها حتی لباس بازیگر را تامین نمی‌کنند! / کفشی که سمندریان پرتاب ‌کرد
213
هلیا امامی گفت: این که در پروژه‌ها از خود ما لباس می‌خواهند حرفه‌ای نیست. مگر من چقدر لباس دارم و برای چند کار می‌توانم از لباس‌های تکراری خودم استفاده کنم؟

هلیا امامی، بازیگر سینما و تلویزیون فعالیت هنری خود را از تئاتر آغاز کرد. او دوره‌های بازیگری را زیر نظر استاد حمید سمندریان گذراند و پس از نقش‌آفرینی روی صحنه تئاتر وارد عرصه تصویر شد. شهرت امامی پیش مخاطب گسترده به نقش مهربانو در سریال «از یادها رفته» برمی‌گردد. این بازیگر در سریال‌های دیگر نیز حضور یافت؛ از جمله مینی‌سریال «مرز» که امسال در شب‌های قدر روی آنتن شبکه یک رفت و در آن ایفاگر نقش یک زن روستایی بود. امامی سال پیش هم سریال پلیسی «هشت‌پا» را روی آنتن داشت و همزمان سریال کودکانه «لالایی» با بازی او از فیلیمو منتشر شد. گفت‌وگوی «رها» با این بازیگر در ادامه می‌آید.

 

خیلی از فیلمنامه‌ها مشکل دارند
هلیا امامی در پاسخ به این سوال که در انتخاب کارها چه چیزی برایش اهمیت بیشتری دارد، بیان کرد: در اغلب اوقات فیلمنامه است که باعث می‌شود خیلی از پیشنهادات را نپذیرم. چرا که عمدتا فیلمنامه‌ها به این شکل است که گویی نویسنده صرفا می‌خواسته رفع تکلیف کرده باشد. دیالوگ‌ها از نظر دستوری مشکل دارد و جملات در دهان بازیگر نمی‌چرخد و من فکر می‌کنم که اساسا چگونه نوشته شده است؟ چطور ممکن است چنین دیالوگی را به کسی بگویید؟

 

امامی در سریال کودکانه «لالایی»

 

وی افزود: من فیلمنامه و به خصوص دیالوگ‌ها را با دنیای واقعی می‌سنجم که آیا در زندگی روزمره این گونه حرف می‌زنم؟ به زبان ساده ماجرا این است که دیالوگ‌ها دور از واقعیت نوشته می‌شوند. من در جامعه زندگی می‌کنم و می‌بینم که مردم چه چیزی را دنبال می‌کنند. پس بدیهی است که با خواندن این سبک فیلمنامه‌ها توی ذوقم می‌خورد.

این بازیگر تاکید کرد: مردم آن چه واقعی است و به واقعیت زندگی خودشان نزدیک است را دوست دارند. مثلا عشقی که در یک اثر نمایشی واقعی نیست قطعا مقبول نمی‌افتد. برخی کلیشه‌ها نیز به آثار نمایشی لطمه وارد می‌کنند. مثلا یک نفر به طور کامل مثبت و یا خیلی منفی است. این موارد در سریال‌های تلویزیونی بیشتر وجود دارد و چنین مواردی باعث می‌شود مردم به یک اثر اقبال نشان ندهند. یک قاتل هم شاید یک نقطه مثبت در زندگی‌اش دارد و شاید در گذشته آدم خوبی بوده است. بنابراین می‌توان درباره‌اش آسیب‌شناسی کرد که چرا به اینجا رسیده است. اما تماما خوب یا تماما سیاه نشان دادن آدم‌ها دور از واقعیت است.

 

در بعضی کارها از خودمان لباس می‌خواهند!
امامی با اشاره به عدم توجه برخی پروژه‌ها به بدیهیات گفت: رنگ و لعاب در فیلم و سریال مهم است و لباس و گریم بازیگر اهمیت دارد. این که در پروژه‌ها از خود ما لباس می‌خواهند جالب و حرفه‌ای نیست. مگر من چقدر لباس دارم و برای چند کار می‌توانم از لباس‌های تکراری خودم استفاده کنم؟ این‌ها چیزهایی است که مردم می‌فهمند. باید برای هر کار طراح لباس بر اساس مختصات کاراکتر لباس مجزا طراحی کند نه این که من لباس خانه خودم بپوشم! در گریم هم این گونه است و عدم توجه به جزئیات به نتیجه اثر لطمه می‌زند.

 

هنوز مهربانو صدایم می‌کنند
این بازیگر درباره این که مردم او را با کدام نقش می‌شناسند بیان کرد: مردم عمدتا من را با سریال «از یادها رفته» می‌شناسند و هنوز هم من را مهربانو صدا می‌کنند.

او در پاسخ به این سوال که آیا قبول دارید رضا یزدانی به رغم این که خواننده خوبی است، نتوانست آن گونه که باید در سریال «از یادها رفته» بازی کند، اظهار داشت: اجازه دهید این را نپذیرم. در این سریال که من همبازی ایشان بودم عینا کاری که کارگردان می‌خواست را انجام می‌دادیم. آن زمان ما تازه‌کار بودیم و من یک سریال بازی کرده بودم و آقای یزدانی هم یکی دوتا کار انجام داده بود که شاید خیلی جدی نبود. اما در این سریال ما از برگرداندن سر گرفته تا نگاه و لحن و هر چه که بود را ثانیه به ثانیه زیرنظر آقای بهرامیان اجرا کردیم. در مورد بازی من هم نقد بسیار بود و من هم بسیاری را نمی‌پذیرفتم ولی هرآنچه که بود نظر کارگردان کار بود.
امامی یادآور شد: به هر حال آقای یزدانی هنرمند است؛ وقتی روی صحنه اجرای ایشان را می‌بینید یک نمایش را اجرا می‌کند و معتقدم خیلی خوب توانست کاری که کارگردان می‌خواست را انجام دهد.

 

سریال تلویزیونی «از یادها رفته» شهرت امامی را به همراه داشت

 

کفشی که سمندریان پرتاب می‌کرد
هلیا امامی در پاسخ به این سوال که آیا خاطره گفته نشده‌ای از حمید سمندریان و کلاس‌های بازیگری ایشان دارد، تصریح کرد: مهمترین خصیه آقای سمندریان این بود که با هیچ کسی تعارف نداشت. مثلا اگر ما بد اجرا می‌کردیم، هرچه دم دست بود را پرت می‌کرد، البته نه به سمت ما بلکه در اعتراض به کارمان. حتی گاهی کفش‌ خود را درمی‌آورد و پرتاب می‌‎کرد.

وی ادامه داد: این رفتار به نظرم طبیعی بود چرا که وقتی کسی بسیار خبره و استاد است و به کارش اشراف دارد و درگیر آدم‌هایی شده که هیچ جوره حرفش را نمی‌فهمند و متوجه نمی‌شوند و می‌بیند که صرفا عشق شهرت و دیده شدن دارند و مانند او به بازی و بازیگری نگاه نمی‌کنند، حق دارد که کلافه شود. چنانچه نسل ما با همدوره‌ای‌های ایشان بسیار فرق داشتیم و طبعا ایشان اذیت می‌شد.

هلیا امامی در پایان گفت: آقای سمندریان بسیار زیاد سخت گیر بود تا جایی که برخی اوقات ما در انتهای کلاس گریه می‌کردیم که صد در صد چیزی نخواهیم شد. ولی وقتی کلاس تمام می‌شد بسیار مهربان و آرام با ما خداحافظی می‌کرد و می‌گفت که همه این سخت گیری‌ها برای خودتان است و روزی متوجه می‌شوید که چرا تا به این اندازه به شما سخت می‌گرفتم.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *