به گزارش خبرنگار رها، سریال «بوقچی» که هر شب از شبکه سه سیما پخش میشود، داستان زندگی بهرام مستوفی با بازی حسن پورشیرازی، بوقچی تیم «چیتدانه» است که به عنوان مربی این باشگاه انتخاب شده. «بوقچی» اقتباسی از سریال خارجی «تدلاسو» است که داستانی درباره یک مربی بیاطلاع از این حرفه دارد و با هدف زمین خوردن تیم انتخاب میشود. در نسخه ایرانی این سریال، ارسلان با بازی بیژن امکانیان میخواهد با انتخاب رفیق/ رقیب دیرینه خود به عنوان مربی، او را رسوا سازد.
«بوقچی» به تهیهکنندگی محمدجواد موحد در باشگاه فیلم سوره تولید شده و محصول سیمافیلم است. حسن پورشیرازی، بیژن امکانیان، شهره سلطانی، شهین تسلیمی، امیر غفارمنش، ستاره حسینی، مجید عراقی، وحید رحیمیان و یاسمن معاوی، رامین ناصرنصیر، امیر کربلاییزاده و فاطمه نیشابوری بازیگران «بوقچی» هستند.
با حسن حبیبزاده کارگردان سریال ورزشی «بوقچی» گفتوگو کردهایم. او سابقه ساخت چند فیلم کوتاه و کارگردانی دو اپیزود از سریال «تازه وارد» را در کارنامه دارد.
◉ شما گفتهاید ایده اولیه سریال «بوقچی» شباهتی به «شروع تدلاسو» داشت و تصمیم گرفتید روی همان خط اصلی باقی بمانید. چرا فکر کردید وفاداری به این سریال خارجی برای مخاطب ایرانی جذابتر خواهد بود؟
اگر ایده اولیه «تدلاسو» را این در نظر بگیریم که «صاحب یک باشگاه برای این که تیم فوتبال باشگاهش ببازد، مربی ضعیف یا غیرمتخصصی را استخدام میکند»؛ میشود گفت که بله داستان «بوقچی» با همین ایده اولیه راه میافتد. در این ایده دو شخصیت دراماتیک (بهرام و ارسالان) داریم که از همان ابتدا کشمکش بینشان شروع میشود، اما درعینحال این کشمکش پنهانی است. یعنی رو در رو نیست و ضدقهرمان در خفا نقشهاش را پیش میبرد. البته که ما این وضعیت را خیلی زود برای مخاطب روشن میکنیم اما برای قهرمان (مربی فوتبال) انتهای داستان معلوم میشود. درحقیقت ترکیب فوتبال با روابطی عاشقانه و خانوادگی با این ایده اولیه ما را به این نتیجه رساند که میتواند داستانی جذاب ساخته شود.
◉ شخصیت «بهرام بوقچی» هم گذشتهای تلخ دارد و هم امیدی تازه برای تیم است. در روایت او چطور بین «طنز» و «تراژدی یک بازنده» تعادل برقرار کردید؟
اساسا کمدی از تراژدی زاده میشود. این گفته «مل بروکس» کمدین است که کمدی همان تراژدی است. در این زمینه حرفهای زیادی زده شده است اما بههرحال این نوع و زاویه نگاه مولف است که از یک موضوع به ظاهر تراژیک، کمدی خلق میکند. اینجا هم همینطور است. درست است که بهرام یک بازنده است اما بخت در این لحظه به او رو میکند و داستان ما آغاز میشود. حالا بهرام خیال میکند که به جایگاه واقعی خودش نزدیک میشود ولی آن طرف ماجرا این است که انتخاب بهرام برای مربیگری اساسا به علت بازنده بودن و توانایی نداشتن است. این تضاد و تناقض است که باید کمدی را بسازد.
◉ برخی از مخاطبان معتقدند که شخصیت بوقچی فراتر از یک مربی فوتبال است و نمایندهای از طبقه کارگر ایرانی به حساب میآید. آیا این نگاه نمادین از ابتدا در ذهنتان بود یا در جریان نگارش شکل گرفت؟
این پیرنگ داستانی کارگر-کارخانه را قبل از این که من وارد پروژه شوم، محسن ملکی نوشته بود. در طراحی دوباره که بعدا با آقای ملکی و غزنچای داشتیم این را حفظ کردیم چون اولا مزاحمتی برای پیرنگ اصلی ایجاد نمیکرد، ثانیا وجوه و لایه دیگری از شخصیتها و مضمون را اضافه میکرد که به مضمون اصلی غنا میبخشید.
◉ به نظر شما «بوقچی» بیشتر یک سریال فوتبالی است یا روایتی از فروپاشی طبقه کارگر شهری؟
بوقچی یک سریال فوتبالی است که بازیکنان تیمش کارگر یک کارخانه هستند. سرنوشت تیم فوتبال هم از یک جایی با سرنوشت کارخانهشان گره میخورد؛ دچار چالش میشوند و تمام تلاششان را میکنند تا سر پا بمانند و تیم و کارخانه را هم سر پا نگه دارند. پس با این توصیف، هر دو هست.
◉ در ابتدا تصور داشتید شخصیت بوقچی جوانتر باشد، اما درنهایت حسن پورشیرازی را انتخاب کردید. آیاحضور او مسیر روایت را تغییر داد یا صرفا به تغییر شخصیت کمک کرد؟
انتخاب حسن پورشیرازی برای نقش بهرام بوقچی تغییری در پیرنگ اصلی داستان به وجود نیاورد. اتفاقا بعد از حضور او به نظرم آمد که درستتر همین بود که بهرام بوقچی دارای همین سن و سال باشد. چون بازنده بودن و داشتن آخرین فرصت در این سن و سال است که بهتر به نمایش در میآید و باورپذیر میشود.

حسن حبیبزاده کارگردان «بوقچی» به همراه حسن پورشیرازی در پشت صحنه این سریال
◉ استفاده از بازیگران ناشناخته در کنار چهرههای مطرح یک خطر برای «بوقچی» بوده است. این انتخابها برایتان چه دستاوردی داشت و کدام چهره تازهنفس بیش از انتظارتان درخشید؟
انتخاب بازیگران ناشناخته برای کارگردان ریسک زیادی ندارد. به این علت که کارگردان با شناخت از بازیگری، بازیگر و نقش این کار را انجام میدهد و وقتی به اطمینان میرسد که این بازیگر برای این نقش مناسب است و توانایی بازی را دارد، مطمئن میشود. ریسکِ انتخاب بازیگر ناشناخته در تلویزیون، بیشتر از لحاظ ارتباط سریع و اولیه است که مخاطب باید برقرار کند. این نگرانی بیشتر برای تهیه کننده و شرکتها و نهادهای تولیدکننده است که البته قابل درک هم هست. به همین علت است که برای شخصیتهای اصلی بازیگران شناختهشده انتخاب شدند. اما برای من بهعنوان کارگردان پیدا کردن بازیگرانی که در تئاتر بهخوبی کار میکنند مسئله است و برای نقشهای جوانتر که در فیلمنامه هم نقشهای مهمی داشتند، سعی کردم از آنها استفاده کنم.
مشخصا برای نقش پسر ارسلان، مجید عراقی را انتخاب کردم که او در اجرای یک تئاتر دیده بودم و بازیاش را پسندیده بودم و بهنظرم برای این نقش مناسب بود که خیلی خوب هم نتیجه داد و واقعا درخشید. در کنارش وحید رحیمیان که بیشتر بهعنوان استندآپ کمدین شناخته میشد نیز همینطور. بسیار از این انتخاب راضی هستم و هر صحنهای که وحید رحیمیان و مجید عراقی در مقابل یکدیگر قرار میگرفتند و بازی میکردند، هیجانزده میشدم و لحظههای خوبی خلق میشد. این تجربه در برخی نقشهای دیگر که بازیگرانی مثل فاطمه نیشابوری و ساینا توکلی و اعضای تیم فوتبال بازی میکردند نیز تکرار میشد.
◉ به نظر شما کدام بخشهای فوتبال ایران هنوز دستنخورده باقی مانده و ظرفیت تبدیل شدن به قصههای نمایشی دارند؟
فوتبال، جهانی بزرگ و پیچیده دارد و چون با احساسات و عواطف مخاطبانش که بسیار زیاد هم هستند، درگیر است و درضمن با قدرت، ثروت و قهرمانسازی نیز نسبت دارد، پر از داستانهای دراماتیک است، هیچوقت داستانهایش تمام نمیشود.
◉ برخی معتقدند تلویزیون در پرداختن به موضوعات ورزشی جسارت کافی ندارد. تجربه شما در ساخت «بوقچی» این نظر را تأیید میکند یا رد؟
اگر جنبههای جنجالی فساد مالی و مناسبات قدرت و از این جنس مسائل منظورتان باشد که بیشتر شاید در فوتبال هست، بعید میدانم. اما ساختن فیلم ورزشی اساسا سخت است هم از جنبههای فنی و هم از جنبه محدودیتهای موجود و هم از لحاظ بودجه. با تجربهای که در یک فیلم تلویزیونی دیگری که درباره تیم بانوان کاراته ساختهام، باید بگویم کار سخت و طاقت فرسایی است.
◉ سریال «بوقچی» ظرفیت ادامه در فصل دوم را دارد یا قصه در همین فصل اول به سرانجام میرسد؟
قطعا قصه میتواند ادامه پیدا کند و ظرفیتهایی در داستان «بوقچی» وجود دارد که میشود به فصلهای دیگرش فکر کرد. البته در همین فصل اول به پایانی رسیدهایم که لازمه داستان است.