پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گزارش «رها» از متن و حاشیه نوزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت؛ روز اول

جرقه سرد برای یک دورهمی گرم؛ نوزدهمین «سینماحقیقت» چگونه کلید خورد؟
207
مارتن رونمایی از تازه‌ترین فیلم‌های مستند سینمای ایران و جهان در نوزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت با رقابتی تنگاتنگ میان آثار مستند سینمایی، کلید خورد و این رویداد روز نخست را با حواشی و نکات قابل توجه پشت سر گذاشت.

به گزارش خبرنگار رها؛ مستند همواره در سینمای ایران به شکلی حرفه‌ای دنبال شده و این مدیوم خاستگاه فیلم‌سازان بزرگ و نامی سینمای ایران بوده است. جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران که اکثریت آن را با نام جشنواره سینماحقیقت می‌شناسند، از سال ۱۳۸۶ برای سازمان بخشیدن به آثار مستند در سینمای ایران و قرار دادن آن‌ها در یک رقابت حرفه‌ای برای انگیزه بخشیدن به مستندسازان و ترتیب و معرفی استعدادها هویتی مستقل به خود گرفت.

این رویداد اکنون به دوره نوزدهم خود رسیده و به میزبانی پردیس سینمایی ملت، اولین روز از این دوره را روز گذشته پشت سر گذاشت. در روز اول جشنواره سینماحقیقت فیلم‌ها پس از یک افتتاحیه سرد و کم‌رمق با آماده‌سازی دقیقه نودی پردیس برای میزبانی، به نمایش درآمد و جدول‌بندی اکران‌ در یک ترکیب جالب توجه، مخاطبان را جذب خود کرد.

آنچه در ادامه می‌خوانید پنج روایت خبرنگار «رها» از متن و حاشیه روز اول نوزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت یعنی چهارشنبه ۱۹ آذرماه است.

 

روایت اول؛ افتتاحیه‌ای سرد، بی‌رمق و البته کش‌دار!

در ساعت ۱۵ به تاریخ ۱۹ آذرماه سال جاری همزمان با اکران آثاری از جشنواره سینما حقیقت نوزدهم، افتتاحیه‌ای برای این رویداد با حضور محمد حمیدی مقدم، دبیر جشنواره و مدیران عوامل اجرایی این رویداد برگزار شد. از قرار معلوم ضعفی که در نشست خبری سینماحقیقت رویت شد به این مراسم نیز سرایت کرده بود. صحبت‌ها و مباحث همگی دچار تکرار مکررات شده بودند و دیگر حرف تازه‌ای برای گفتن در آن باقی نمانده بود. در چنین میزانسنی و با توجه به تأخیر یک ساعته در آغاز مراسم، زمان کش می‌آید و مخاطب حوصله‌اش سر می‌رود. دبیر با مرور دوباره و عین به عین صحبت‌هایی که در نشست خبری داشت، سخنران اصلی این مراسم بود. تقدیر از مشاوران دبیر و بازپخش تیزر بخش‌های مختلف هم اجزای دیگر این افتتاحیه کم‌رمق بود که در تقابل با شوروحال جاری در دیگر سالن‌های پردیس ملت که به اکران آثار مستند اختصاص داشت، فضایی سرد را در سالن شماره ۹ به‌وجود آورد.  در نهایت اما حاضرین در همین سالن هم به تماشای فیلم «نامش زن» به کارگردانی ماریا ماوتی دعوت شدند که دست روی سوژه‌ای جذاب گذاشته بود و رونمایی از آن به‌عنوان فیلم افتتاحیه دوره نوزدهم، بخشی از سردی مراسم افتتاحیه را جبران کرد.

 

روایت دوم؛ میزبانی در وقت‌های اضافه!

یکی از نکات جالب توجهی که مخاطبان جشنواره را در روز اول به پرسش انداخت، آماده‌سازی فضا و حال و هوای جشنواره در آستانه افتتاحیه و اولین روز از نمایش آثار بود. رویدادی که از مدت‌ها قبل خبر برگزاری آن در پردیس سینمایی ملت منتشر شده و به راحتی فرصت کافی برای جانمایی و آماده‌سازی هویت بصری خود در این پردیس را داشته چرا باید در نخستین روز از برگزاری، همچنان در تکاپوی ویترین‌سازی برای جشنواره در ملت باشد؟ مگر فضا و دسترسی‌های لازم توسط این مجموعه به اندازه کافی به جشنواره داده نشده است؟ همه این پرسش‌ها به طور طبیعی در ذهن مخاطبان و اهالی رسانه شکل می‌گیرند و جشنواره یا پردیس سینمایی ملت در ادامه می‌توانند به آن‌ها پاسخ دهند. به هر روی دیدن چنین تصاویری توسط نه صرفا اهالی رسانه که نگاه‌شان به برخی موارد عادت کرده است، بلکه برای صاحبان آثار و عواملی که برای جشنواره فیلم می‌سازند، چنین میزانسن‌هایی چندان حرفه‌ای نیست!

 

روایت سوم؛ آغاز اکران آثار با یک ترکیب برنده

یکی از نکاتی که در اولین روز از نوزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت به طرز چشم‌گیری نشان از توجه ویژه برگزارکنندگان به آثار ارائه شده به جشنواره و حاضر در بخش رقابتی بود. بگذارید به طور دقیق‌تری به این موضوع نگاه کنیم. وقتی مسئول ذی‌ربط آثار حاضر در جشنواره را تا انتها دیده باشند، هنگام تصمیم‌گیری برای چیدن فیلم‌ها در جدول اکران به آثار توجه می‌کنند. به اینکه نقطه نظر و روایت‌ آن‌ها چگونه است و مخاطب بعد از تماشای آن باید با چه اثری روبرو شود. در بخش شهید آوینی در سالن‌های ۹ و ۱۰ این ماجرا به وضوح قابل رویت بود. وقتی فیلم «هویدا؛ یک پرتره صوتی» به کارگردانی محسن کریمیان و تهیه‌کنندگی محسن یزدی در سالن ۹ اکران شد، روایت آن فیلم در اوایل انقلاب به پایان رسید. پس از آن بلافاصله در سالن روبرویی، سالن ۱۰ مستند سینمایی «عبای سوخته» ساخته مهدی فارسی و تهیه‌ اباذر صالحیان و البته نویسندگی رضا ابوالحسنی روایتی که شروع آن از اوایل انقلاب بود، آغاز شد. این ماجرا توالی تاریخی خوبی برای مخاطب حرفه‌ای مستند ایجاد کرده و جدول نمایش را برای او تبدیل به یک نقشه‌راه می‌کند! در دیگر سالن‌های پردیس ملت هم در همین روز ابتدایی مستندهای کنجکاوی‌برانگیزی همچون «چهارراه حوادث» ساخته فرشاد اکتسابی، «شنا خلاف‌جهت» ساخته جواد رزاقی‌زاده، «ارس رود خروشان» ساخته هادی آفریده و «میریام» ساخته سیدمحمد علی صدری‌نیا هم روی پرده رفت تا جشنواره نوزدهم شروعی گرم را در زمینه رونمایی از آثار، تجربه کند.

 

روایت چهارم؛ شلوغی سالن‌ها در روز افتتاحیه

همانطور که در ابتدا به آن اشاره شد، سینمای ایران به شکل حرفه‌ای در حیطه مستند فعالیت کرده و همچنان به طور جدی در آن فعال است. همین امر باعث شده است که در طی سالیان مخاطبان حرفه‌ای برای این مدیوم پیدا و همواره دور آن جمع باشند. به همین ترتیب سینماحقیقت از حیث جذب مخاطب با دیگر رویدادها کمی متفاوت است. این موضوع در روز اول جشنواره به خوبی دیده شد. طرفداران پر و پا قرص سینمای مستند برای تماشای آثار صف‌هایی تشکیل دادند و سالن‌های پردیس سینمایی ملت را پر کردند. بر اساس مشاهده خبرنگار «رها» در صف مستند سینمایی «ارس، رود خروشان» دو مخاطب در حال گفت‌وگو با یکدیگر بودند. اولی گفت: «می‌گویند یکی از آثار حاضر در جشنواره ۱۸۰ دقیقه‌ است!، برای تماشای آن وقت پیدا می‌کنیم؟» دومی در پاسخ گفت: «ما باید به تماشای آن بنشینیم!، خبر دارم که سازنده‌اش نزدیک به ده سال برای تماشای آن زمان صرف کرده است، نمی‌توانیم از تماشای آن بگذریم!». اشراف و اطلاع مخاطبان درباره آثار به نمایش درآمده در جشنواره از یک سو و تراکم بالای فیلم‌های شاخص، فضایی گرم را در محل برگزاری این رویداد به‌وجود آورده که یکی از مظاهر انعکاس این گرما را می‌توان در ضریب اشغال سالن‌های نمایش رصد کرد که از همین روز نخست، قابل مشاهده و به‌شدت دلگرم‌کننده بود.

 

روایت پنجم؛ باران، ترافیک و دردسر همیشگی «ملت»!

وقتی سر خوش از نعمت بارانی و درگیر حال و هوای پاییزی بودیم و خود را آماده می‌کردیم تا به پردیس سینمایی ملت و جشنواره سینماحقیقت برویم، با یک تلنگر عجیب مواجه شدیم. قیمت‌ تاکسی‌های اینترنتی به طور سرسام‌آوری بالا بود. این امر نشان از ترافیک شدید خیابان‌ها در حوالی پردیس ملت بود. یعنی حتی اگر از خیر تاکسی‌های اینترنتی گذشته و بنا را بر عبور با وسائل نقلیه عمومی می‌گذاشتیم باز هم در گیر و دار ترافیک بودیم. در لوکیشنی که مترو چندان به آن نزدیک نیست و اتوبوس‌های خطی تا دم پارک می‌روند، این روز بارانی برای مخاطبان جشنواره تا رسیدن به محل برگزاری آسان نگذشت! اکثر مخاطبانی که تصمیم به حضور در جشنواره با خودروی شخصی گرفته بودند هم با تأخیر بالغ‌بر یک ساعت نسبت به زمان‌بندی مدنظرشان به مقصد رسیدند و زمان زیادی را در ترافیک سرسام‌آور محدود پردیس، معطل ماندند! این موضوع ما را به یاد صحبت‌های دبیر در نشست خبری جشنواره سینماحقیقت پیرامون فقدان کاخ جشنواره‌ها می‌اندازد. حمیدی‌مقدم در آن نشست با اشاره به تحولی مهم در اوایل سال ۱۴۰۶ عنوان کرد: «امیدوارم در اواخر سال ۱۴۰۵ و اوایل سال ۱۴۰۶ اتفاقی مهم و تحولی بزرگ در سازمان سینمایی رخ بدهد و کاخ جشنواره‌ها به بهره‌برداری برسد».


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *