به گزارش خبرنگار رها، «سرزمین مادری» به کارگردانی کمال تبریزی و با فیلمنامه علیرضا طالبزاده، سال ۹۲ روی آنتن شبکه سه رفت؛ اما برخی حواشی منجر به توقیف آن شد و بالاخره دو سال پیش به دست علاقهمندان رسید. این سریال را میتوان بهترین اثر تلویزیونی طی سالهای اخیر دانست؛ چون با یک داستان پر فرار و نشیب به همراه بازیهای درخشان مواجه هستیم که تاریخ را جذاب روایت کرده است.
«سرزمین مادری» به بررسی تاریخ سیاسی – اجتماعی ایران از سال ۱۳۲۰ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی فردی به نام رهی میپردازد. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سریال است به تصویر کشیده میشود که نقش او را علی شادمان بازی میکند. رهی پس از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود. پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود، اما بر اثر ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده میشود و…
نکته ویژه درباره «سرزمین مادری» این که کیفیت آن باوجود تعطیلی و توقیف، تحتالشعاع قرار نگرفت. سری اول این سریال مخاطب را سرشار از قصههایی میکند که در پس یک درام مهیج و خانوادگی، راوی بخشی از تاریخ معاصر است.
سازندگان، بهخوبی شرایط مردم ایران در دوران پهلوی را نشان میدهند که مبتنی بر فاصله طبقاتی، خفقان صدای مخالف، فقر، دینستیزی حاکمیت و… است. این مفاهیم چون در دل داستانهای خانوادگی – عاشقانه روایت میشوند، تأثیر دوچندان بر مخاطب دارند و کارکرد تاریخی – تبیینی سریال در چارچوب درست و اصولی به بار مینشیند.
همین اتفاق در فصل دوم نیز میافتد؛ جایی که البته سهم روایت مستقیم تاریخ پررنگتر میشود و کارگردان ماجراهای انقلاب مردم ایران، کشتار روحانیون به دست عوامل حکومت پهلوی و… را بیواسطه به تصویر کشیده است. درواقع سری دوم «سرزمین مادری» زمینههای پیروزی انقلاب و قیام مردم را با تأکید بیشتر نشان میدهد.
فصل سوم سریال اثری نیز خوش ریتم است که فضاسازی، روایت و بازیهای آن به دل مینشیند. در واپسین قسمتها، سهم اکشن بالا میرود و کارگردان بهخوبی از پس نمایش آنها برآمده است. این فراز مربوط میشود به اقدامات خصمانه پهلوی در برخورد با انقلابیون.
همچنین استیصال سران حکومت وقت و تلاش برای گریز از ایران در دل روایت سریال جایی مهم دارد و این اتفاق در راستای قصه خانوادگی آن است. در یککلام «سرزمین مادری» آینهای است از اوضاع ایران در سالهایی که مردم بپا خاستند و انقلاب اسلامی را به سرمنزل مقصود رساندند. از همین رو، خبر استعفاها، فرار شاه، بازگشت امام خمینی (ره) و… در خلال قصه اصلی مرور میشود. کارگردان با تسلط، بیم و امید آن روزها را روایت کرده است و مخاطب در حالوهوای کشور قرار میگیرد.
در نهایت دوربین کمال تبریزی، جایی خاموش میشود که نخلهای افراشته خوزستان و آسمان آبی این خطه از کشور را قاب گرفته است. یکی نماد مقاومت است و دیگری نشانه امید. آن هم وسط نبرد رهی و رزمندگان با دشمنِ بعثی. با این سکانس مخاطب پی میبرد که انقلابیون دوران پهلوی حالا اسلحه دست گرفتهاند تا مقابل دشمن متجاوز بایستند.
استفاده بهاندازه از سکانسهای دوران دفاع مقدس و عدم پرهیز از موارد گل درشت، جزو امتیازات قسمت آخر «سرزمین مادری» است؛ سریالی که باید آن را راوی صادق از شکوه ایران و عدم کرنش مردمانش در برابر ظلم و ستم دانست.