پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با زهرا محمودوند، مجری بخش ورزشی برنامه «صبح بخیر ایران»

دنبال دفاع از حقیقت هستم؛ نه تایید مخاطب/ بانویی که ساختارشکن شد!
243
زهرا محمودوند گفت: حضور یک زن در بخش ورزشیِ یک برنامه صبحگاهی، تجربه‌ای تازه و تا حدی ساختارشکنانه محسوب می‌شود.

آزاده باقری، رها؛ زهرا محمودوند، نخستین مجری زن بخش ورزشی برنامه‌های صبحگاهی تلویزیون است که با «صبح بخیر ایران» راهی تازه و متفاوت شروع کرد و مزد این اعتماد را پس داد و تبدیل به نمادی از حضور موثر و آگاهانه زنان در عرصه ورزش و تلویزیون شد. محمودوند دارای بیش از پانزده سال سابقه فعالیت در حوزه ورزش، گویندگی و اجرا است و حالا در کنار برنامه صبح شبکه یک، یکی از مجریان «دست اول» شبکه ورزش هم هست.

او کار خود را از رادیو ورزش آغاز کرد و در کنار اجرا، سابقه ورزشکاری، مربی‌گری، مدیریت در فدراسیون دو و میدانی و تحصیلات تخصصی در رشته تربیت ‌بدنی را نیز در کارنامه دارد. او با تکیه بر همین پیشینه، تلاش کرده تا بخش ورزشی برنامه‌ «صبح بخیر ایران» را به فضایی متعادل‌ و دقیق‌ تبدیل کند؛ جایی که خبرهای مربوط به زنان ورزشکار در کنار اخبار ورزش مردان به شکلی طبیعی و متوازن روایت می‌شوند و انرژی ذاتیِ ورزش به مخاطب صبحگاهی منتقل شود. خبرنگار «رها» با این گوینده و مجری درباره تجربیات مختلف اجرای ورزشی، اقتضائات اجرای برنامه صبحگاهی و… گفت‌وگو کرده است.

 

◉ خانم محمودوند شما اولین زن مجری ورزشی در یک برنامه صبحگاهی تلویزیون هستید. تجربه حضور در این جایگاه و همکاری با این تیم برنامه‌ساز برایتان چگونه بوده است؟

حضور یک زن در بخش ورزشیِ یک برنامه صبحگاهی، تجربه‌ای تازه و تا حدی ساختارشکنانه محسوب می‌شود. در جهان، مجریان زن بسیاری را می‌بینیم که درباره تمام حوزه‌های ورزشی بدون تفکیک جنسیتی اجرا می‌کنند، اما در فضای رسانه‌ای ما این اتفاق چندان مرسوم نبوده است. خوشبختانه با اعتماد مدیران تلویزیون و نگاه باز تیم تولید «صبح بخیر ایران»، این فرصت فراهم شد تا چنین تجربه‌ای شکل بگیرد. شاید بخشی از این اعتماد به سابقه شخصی من برگردد؛ چون خودم سال‌ها در عرصه ورزش فعالیت کرده‌ام، ورزشکار بوده‌ام، سابقه مربی‌گری دارم و تحصیلاتم هم در همین حوزه است. حدود پانزده سال است که در زمینه اجرای ورزشی فعالیت می‌کنم و کارم را از رادیو ورزش آغاز کرده‌ام. همین مسیر حرفه‌ای و شناخت از فضای ورزش، باعث شد بتوانم با تیم برنامه به درک مشترکی برسم و در نهایت، اجرای بخش ورزشی در «صبح بخیر ایران» را بر عهده بگیرم. به نظرم مهم‌ترین نکته، اعتماد اولیه‌ای بود که شکل گرفت؛ چون تا وقتی این فرصت‌ها ایجاد نشود، امکان بروز توانایی‌ها هم به‌وجود نمی‌آید.

 

◉ چطور از تجربه تخصصی خود در ورزش و مهارت‌های اجرایی برای تولید بخشی جذاب و مفید در برنامه استفاده می‌کنید؟

همیشه تلاش کرده‌ام نگاه متعادلی به ورزش زنان و مردان داشته باشم. معمولا تصور می‌شود خبرهای مربوط به ورزش زنان جذابیت یا اهمیت کمتری دارند، اما من سعی کرده‌ام با یک روش ساده و موثر این ذهنیت را تغییر دهم؛ یعنی در هر نوبت خبری مثلا دو خبر از حوزه ورزش آقایان و یک خبر از ورزش بانوان انتخاب کنم تا توجه مخاطب به ‌صورت طبیعی به هر دو بخش جلب شود. وقتی برچسب «ورزش زنان» از خبرها برداشته شود، بیننده به شکل ناخودآگاه در جریان موفقیت‌ها و پیشرفت‌های بانوان ورزشکار هم قرار می‌گیرد و تازه متوجه می‌شود که چقدر زنان ما در این حوزه دستاوردهای ارزشمند و حتی بی‌سابقه‌ای دارند.

به هر حال در بخش ورزش آقایان معمولا خبرهای تکراری‌تر یا شناخته ‌شده‌تر است؛ اما در حوزه ورزش زنان با چهره‌ها و اتفاقات تازه‌تری مواجه می‌شویم که برای مخاطب جذاب و الهام ‌بخش است. خوشبختانه در «صبح بخیر ایران» این فضا ایجاد شده است تا بتوانم چنین نگاهی را دنبال کنم. مهم‌ترین مسئله برای من حفظ این اعتماد و بهبود کیفیت بخش ورزشی است. اینکه تا چه حد در این مسیر موفق بوده‌ام را باید کارشناسان و مخاطبان قضاوت کنند، اما آنچه مسلم است، تلاشم این است که هر روز این بخش پخته‌تر، دقیق‌تر و تاثیرگذارتر اجرا شود.

 

◉ هنگام خبرخوانی، تسلط شما بر موضوعات ورزشی و نحوه‌ ارائه مثبت و امیدبخش کاملا مشهود است. این سبک و رویکرد را چگونه پرورش داده‌اید؟

به ‌نظر من، ذات ورزش ذاتِ شادی ‌آفرین و امیدبخش است. اگر دقت کنید، در خانواده‌هایی که یکی از اعضا مخصوصاً مادر خانواده اهل ورزش است، حال و هوای خانه شادتر و پرانرژی‌تر است و روحیه‌ اعضای خانواده نیز مثبت‌تر است. این ویژگی از ماهیت خودِ ورزش می‌آید؛ چون ورزش نه‌ تنها نشاط جسمی، بلکه طراوت ذهنی و امید به زندگی را در انسان تقویت می‌کند. اما نکته‌ای که همیشه برای من اهمیت داشته، نگاه چند بعدی به خبرهای ورزشی است. ورزش فقط محدود به زمین مسابقه نیست؛ ریشه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دارد. من تلاش می‌کنم در هنگام خبرخوانی، همه‌ این ابعاد را در نظر بگیرم تا روایت، جامع‌تر و انسانی‌تر باشد.

مثلا وقتی درباره‌ حضور مهدی طارمی در تیم المپیاکوس یونان صحبت می‌کنیم، دو نوع مخاطب داریم: یکی هوادار دوآتشه فوتبال است که تمام جزئیات فنی را دنبال می‌کند و دیگری مخاطبی است که ورزش را دوست دارد؛ اما خیلی تخصصی درگیر آن نیست. من در «صبح بخیر ایران» بیشتر با گروه دوم سخن می‌گویم؛ یعنی سعی می‌کنم خبر را طوری روایت کنم که برای همه قابل درک و دلپذیر باشد، نه فقط برای طرفداران حرفه‌ای فوتبال. اگر از زاویه انسانی و ملی به ماجرا نگاه کنیم، حضور یک فوتبالیست ایرانی در لیگ معتبر خارجی حتی اگر از نظر فنی چندان درخشان نباشد باز هم می‌تواند خبر مثبتی باشد. همین که نام ایران در محافل ورزشی جهان تکرار می‌شود، خودِ آن ارزشمند است.

بنابراین در برنامه صبحگاهی، لزوما وارد تحلیل‌های فنی عمیق نمی‌شوم؛ چون آن نوع تحلیل جایگاهش در برنامه‌های تخصصی مانند «شب‌های فوتبالی» است. در «صبح بخیر ایران» سعی دارم بُعد امیدبخش، انگیزشی و الهام‌ بخش ورزش را برجسته کنم. وقتی خبر ورزشی را از این منظر ببینیم، انرژی مثبت و حال خوبِ ذاتیِ ورزش به مخاطب منتقل می‌شود و همین نگاه، به ‌تدریج تبدیل به سبک اجرای من شده است.

 

 

◉ گاهی در بخش ورزشی برنامه وارد نقدهایی می‌شوید، مثلا درباره باشگاه‌ها یا وضعیت فوتبال کشور صحبت می‌کنید اما وارد حاشیه نمی‌شوید. چطور تعادل بین نقد حرفه‌ای و جلوگیری از خودنمایی یا حاشیه‌سازی را حفظ می‌کنید؟

وقتی اجرا می‌کنی، طبیعی است که دوست داری دیده شوی و تلاشت این است که اجرای تو به دل مخاطب بنشیند. اما در حوزه ورزش، به ‌ویژه فوتبال که پرحاشیه‌ترین بخش ورزشی ماست، این مسئله حساس‌تر می‌شود. موضوعاتی مثل استقلال و پرسپولیس یا پرونده‌های مربوط به تیم‌هایی مثل تراکتور، به‌ طور ذاتی مخاطب‌ پسندند و ممکن است ورود به آن‌ها برای مجری وسوسه ‌برانگیز باشند. گاهی اگر روی یک سوژه خاص دست بگذاری، به ‌سرعت در ذهن مخاطب پررنگ می‌شوی، اما من همیشه سعی کرده‌ام مراقب باشم این اتفاق از مسیر حرفه‌ای خارج نشود. باور دارم اگر قرار باشد به واسطه‌ یک سوژه فوتبالی درباره استقلال یا پرسپولیس مطرح شوم، به همان اندازه هم ممکن است در اثر یک موضوع مشابه آسیب ببینم یا جایگاهم تضعیف شود. به همین دلیل، پیش از هر نقد، با خودم فکر می‌کنم: آیا انگیزه‌ام از گفتن این موضوع، تایید گرفتن از مخاطب است یا دفاع از حق و حقیقت؟ وقتی این مرز را برای خودم روشن می‌کنم، ذهنم آرام‌تر است. طبیعتا من هم مثل هر فرد دیگری، هوادار یک تیم ورزشی هستم، اما روی آنتن، جای هواداری نیست. آنجا من به عنوان یک کارشناس و مجری صحبت می‌کنم، نه از زاویه تعصب یا احساس.

 

◉به طور مصداقی به مواردی اشاره می‌کنید؟
نمونه‌اش همین امسال بود؛ در بخش‌هایی از برنامه، هم مدیرعامل پرسپولیس و هم مدیرعامل استقلال را نقد کردم. طبیعی است که واکنش‌هایی از سوی هواداران دو تیم دریافت کردم؛ اما در درونم احساس رضایت داشتم. چون می‌دانستم نقد من منصفانه و بر پایه نگاه همه‌ جانبه است. تا وقتی نقد از موضع انصاف و دلسوزی باشد، حاشیه‌ساز نمی‌شود. از سوی دیگر، همیشه سعی می‌کنم در فضای مجازی هم همین رویکرد را داشته باشم. ممکن است انتشار یک نظر تند یا افشای زودهنگام یک خبر باعث شود بیشتر دیده شوم یا حتی تیتر رسانه‌ها شوم، اما از خودم می‌پرسم آیا این حرف دردی از ورزش دوا می‌کند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، می‌گویم؛ اما اگر فقط برای جلب توجه باشد، سکوت را ترجیح می‌دهم. در کار ما شهرت می‌تواند نشانه‌ای از موفقیت باشد، اما برای من مرز مشخصی وجود دارد اگر شهرت به قیمت از دست رفتن صداقت حرفه‌ای یا آرامش فضای ورزش تمام شود، دیگر ارزشی ندارد.

 

◉ در گفت‌وگو با مهمانان برنامه، معمولا تمرکز بیشتری بر زنان ورزشکار دارید. این انتخاب بر اساس سیاست برنامه است یا سلیقه و نظر شخصی شما؟

در واقع اینطور نیست که فقط بانوان ورزشکار مهمان بخش ورزشی ما باشند. ما در «صبح بخیر ایران» از تمام قهرمانان و ورزشکاران شاخص، چه زن و چه مرد، دعوت می‌کنیم. برای مثال، زمانی که تیم ملی هندبال پسران ما یک موفقیت تاریخی در آسیا رقم زد، بلافاصله از بازیکنان‌شان دعوت کردیم تا مهمان برنامه باشند. یا زمانی که سالار آقاپور، مرد سال فوتسال آسیا شد در حالی که هنگام بازگشت به کشور حتی مراسم استقبال یا پیام تبریکی برای او برگزار نشد؛ بلافاصله او را به برنامه دعوت کردیم و گفت‌ و گویی بسیار خوب و تاثیرگذار داشتیم که بازتاب گسترده‌ای هم پیدا کرد.

با این حال تلاش می‌کنم در دعوت از مهمانان تعادل برقرار کنم، اما در عین حال سعی دارم مخاطب به حضور بانوان ورزشکار در رسانه عادت کند. همیشه قرار نیست جذابیت برنامه صرفا با دعوت از مهمانان مرد تامین شود؛ اتفاقا بانوان ورزشکار بسیاری داریم که دستاوردهای ارزشمندی دارند و حضورشان می‌تواند برای مخاطب الهام ‌بخش و افتخارآفرین باشد. شاید وزنه دعوت از خانم‌ها کمی سنگین‌تر باشد، چون نسبت به دیده شدن آنان احساس دین می‌کنم. برای مثال، وقتی ورزشکاری مانند مشکات‌الزهرا صفی در رشته‌ تنیس که کمتر کسی انتظار درخشش در آن را از ورزش ایران دارد، موفق می‌شود و مدال می‌گیرد. پس طبیعی است که باید در رسانه ملی هم به او توجه شود. یا دختران تیم‌های هندبال و فوتبال ما که در آسیا افتخارآفرینی کرده‌اند، شایسته دیده شدن هستند. بنابراین تا حدی این رویکرد، آگاهانه و هدفمند است. در بخش ورزشی «صبح بخیر ایران» که مهمان‌ها با هماهنگی و تایید تهیه‌کننده انتخاب می‌شوند، سعی دارم توازن میان حضور بانوان و آقایان را حفظ کنم؛ اما در عین حال فرصت بیشتری برای معرفی زنان ورزشکار فراهم می‌آورم؛ چون آنها هم بخش جدایی‌ ناپذیر از افتخارات ورزشی کشورند و باید سهم عادلانه‌ای در رسانه داشته باشند.

 

◉ چه الزامات و چالش‌هایی در تولید و اجرای بخش صبحگاهی وجود دارد که با آن‌ها مواجه هستید؟ اجرای بخش ورزشی در یک برنامه صبحگاهی چه ویژگی‌ها و ظرافت‌هایی می‌طلبد؟

به ‌نظرم خمیره برنامه‌های صبحگاهی خودش تعیین ‌کننده حال و هوای اجراست. مخاطب در ابتدای روز تمایلی به شنیدن خبر یا تحلیل خشک و رسمی ندارد، چون ذهنش تازه در حال آماده شدن برای آغاز روز است. از همین‌رو لحن برنامه باید شاد، روان و پرانرژی باشد. وقتی خودمان هم در کودکی برای رفتن به مدرسه آماده می‌شدیم، تلویزیون روشن بود و اجرای شاد و پرشور آقای اقبال واحدی در «صبح بخیر ایران» در ذهن‌مان مانده است. همان حس هنوز هم در ناخودآگاه مخاطب وجود دارد؛ یعنی از مجری صبحگاهی انتظار دارد با انرژی، لبخند و امید روزش را آغاز کند. البته این فضا فقط به ساختار برنامه مربوط نیست؛ به خود مجری هم بستگی دارد. کسی که طبیعتا اهل صبح نیست یا نمی‌تواند با نشاط روز تازه همراه شود، نمی‌تواند در اجرای صبحگاهی موفق باشد. در چنین برنامه‌ای، اولین قدم این است که مخاطب تو را به ‌عنوان چهره‌ای پرانرژی و مثبت بپذیرد؛ در غیر این صورت، در همان لحظه‌ی اول ارتباطش را با تو از دست می‌دهد.

 

◉ با توجه به اینکه باید هم خبر را دقیق منتقل کنید و هم حال‌ و هوای پرانرژی صبح را حفظ کنید، این ترکیب را چطور مدیریت می‌کنید تا نه فضای خبری خشک شود و نه انرژی صبحگاهی از بین برود؟

اینجا نقطه‌ تفاوت اصلی میان اجرای ورزشی در شبکه‌های تخصصی مانند شبکه ورزش و برنامه‌ای مثل «صبح بخیر ایران» است. در شبکه ورزش، فضای اجرا کاملا فنی‌تر و تخصصی‌تر است؛ تحلیل و آمار در اولویت قرار دارد و لحن برنامه رسمی‌تر است. اما در «صبح بخیر ایران» این فضا باید اجتماعی‌تر و صمیمی‌تر باشد. در اینجا ارتباط با مخاطب اهمیت بیشتری دارد تا پیچیدگی فنی تحلیل‌ها. به همین دلیل تلاش می‌کنم حتی هنگام بیان اخبار ورزشی دقیق، لحن و زبانم صمیمی و پرانرژی بماند. این ترکیب ظرافت زیادی می‌طلبد؛ چون اگر زیادی رسمی باشی، حال‌ و ‌هوای صبحگاهی از بین می‌رود و اگر زیادی خودمانی شوی، دقت و اعتبار خبر آسیب می‌بیند. مدیریت این تعادل به تجربه و شناخت لحظه‌ای از حال مخاطب بستگی دارد. من همیشه سعی می‌کنم با یک لحن گرم، اما حرفه‌ای، هم حال خوب را منتقل کنم و هم خبر را دقیق و درست به گوش مخاطب برسانم. در واقع، «صبح بخیر ایران» برای من تلاشی است میان دقت خبری و انرژی زندگی‌بخش صبح.

 

◉ فعالیت در حوزه زنان و اجرای برنامه‌های ورزشی، به ویژه با حضور مجری زن، چه چالش‌هایی دارد و تجربه شما در این زمینه چگونه بوده است؟

اجرای برنامه‌های ورزشی با محوریت زنان، به دلایلی خاص می‌تواند چالش ‌برانگیز باشد. به عنوان مثال، در برنامه‌ای که امیرحسین قیاسی اجرا می‌کرد، تمام مهمان‌ها مرد بودند و شوخی‌ها و گفت‌‌و‌گوهای برنامه عمدتا با فضای مردانه و طنز شکل می‌گرفت. حال تصور کنید فریبا نادری به عنوان یک مهمان زن وارد همان برنامه شد و همان نوع شوخی‌ها و لحن طنز را ارائه کرد؛ کاری ندارم این شوخی ها خوب درآمد یا خوب در نیامد، برنامه گرفت یا نگرفت؛ اما واکنش‌ها به طور قابل‌توجهی نسبت به این شوخی‌ها متفاوت بود. چون شاید انتظارات متفاوت‌تر بود. این نشان می‌دهد بخشی از دشواری کار کردن در حوزه زنان، ناشی از انتظارات و پیش‌‌فرض‌های جامعه و مخاطب نسبت به زن و جایگاه اوست.

به نظر من، جامعه گاهی به زن به شکل یک پدیده تازه نگاه می‌کند و هنوز برای بسیاری از مخاطبان پذیرفته شده نیست که یک زن هم می‌تواند با همان جسارت، طنز و تحلیل‌های حرفه‌ای در حوزه ورزش یا طنز یا هر حوزه دیگری ظاهر شود. به عنوان نمونه، در برخی واکنش‌ها نسبت به اظهارات فیروز کریمی درباره مجری زن {المیرا شریفی‌مقدم} که گفت بهتر است ایشان بروند و آشپزی‌شان را بکنند، هنوز عادت ندارند زنی درباره مسائل ورزشی نظر بدهد؛ در حالی که اگر همان حرف‌ها از زبان یک مرد غیر ورزشی بیان می‌شد، احتمالا واکنش‌ها متفاوت بود. خوشبختانه برنامه «صبح بخیر ایران» چنین محدودیتی را ندارد. به عنوان یک مجری زن ورزشی، توانسته‌ام اعتماد مخاطبان و همکاران را جلب کنم و حضورم پذیرفته شده است. اما طبیعی است که برای عادی ‌سازی نقش مجری زن در حوزه ورزش و حذف پیش‌داوری‌ها، نیاز به زمان، استمرار و نمایش حرفه‌ای توانمندی‌های زنان وجود دارد. این روند نه تنها به ترویج حضور زنان در رسانه و ورزش کمک می‌کند، بلکه می‌تواند نگاه جامعه را نسبت به ظرفیت‌های زنان فعال در این عرصه تغییر دهد.

 

 

◉ اگر قرار باشد در بخش ورزشی برنامه «صبح بخیر ایران» تغییری ایجاد شود یا نگاهی تازه شکل بگیرد، ترجیح می‌دهید این تحول در چه جهتی باشد؟ و به طور کلی چه ایده‌ای برای جذاب‌تر و تاثیرگذارتر شدن حضور ورزش در صبح‌های تلویزیون دارید؛ چه از نظر محتوا و مهمان‌ها و چه از نظر نوع اجرا؟

در بخش ورزشی، ایده‌‌آل من این است که بتوانیم به سمت تولید محتوای ویژه و اختصاصی حرکت کنیم. به عنوان مثال، فاطمه شریف کسی است که در دوران ورزش حرفه‌ای خانم گل فوتسال ایران بوده و اکنون سرمربی تیم فوتسال زیر ۱۸ سال است که موفق به کسب مقام قهرمانی در مسابقات بحرین شدند. به نظر من، وقتی چنین چهره‌ای به برنامه دعوت می‌شود، بهتر است در کنار گفت‌‌و‌گو، یک آیتم کوتاه درباره مسیر حرفه‌ای او نیز پخش شود؛ از دوران خانم‌گلی تا انتخابش در سال ۲۰۲۴ در فهرست ده مربی برتر سایت بین‌المللیFutsal Planet . این کار باعث می‌شود مخاطبان برنامه «صبح بخیر ایران» به شکلی خلاصه و جذاب با چنین شخصیت‌هایی آشنا شوند و اهمیت حضورشان را درک کنند.

با این حال، به دلیل ساختار مجله‌ گونه برنامه‌های صبحگاهی، معمولا امکان افزودن چنین بخش‌هایی محدود است. اگر زمان بیشتری در اختیار بخش ورزشی قرار گیرد، این امکان فراهم می‌شود تا علاوه بر معرفی موفقیت‌های ورزشی، به‌ویژه در حوزه ورزش زنان، بتوانیم دختران و زنان ورزشکاری را که افتخارات ارزشمندی کسب کرده‌اند، به مردم معرفی کنیم. این کار علاوه بر ایجاد انگیزه برای مخاطبان، نگاه تازه‌ای نسبت به زنان فعال در عرصه ورزش به وجود می‌آورد. موضوع دیگری که برایم اهمیت دارد و هنوز در قالب فعلی برنامه فرصت بروز نیافته، پرداختن به گفت‌و‌گوهایی است که فراتر از چارچوب‌های صرفا ورزشی باشد. مردم گاهی تصوری اشتباه از زنان ورزشکار دارند؛ گمان می‌کنند زنی که در ورزش حرفه‌ای فعالیت می‌کند، از نقش‌های دیگرش در زندگی عقب می‌ماند، در حالی‌که واقعیت کاملا متفاوت است.

مثلا بهناز شفیعی قهرمان اتومبیلرانی است؛ چهره‌ای که معمولا او را پشت فرمان در مسابقات می‌بینیم، در زندگی شخصی‌اش زنی بسیار خانواده ‌دوست، اهل آشپزی و منظم است و نشان دادن این وجه از او می‌تواند برای مخاطب دیدنی و جذاب باشد. اگر بتوانیم این بُعد از زندگی زنان ورزشکار را به تصویر بکشیم، بسیاری از ذهنیت‌های نادرست درباره آنان تغییر خواهد کرد. در واقع، پرداختن به جنبه‌های انسانی و اجتماعی زندگی ورزشکاران، به‌‌ویژه زنان، نه تنها بر تاثیرگذاری بخش ورزشی برنامه می‌افزاید، بلکه باعث می‌شود مخاطبانی که شاید ارتباط مستقیمی با دنیای ورزش ندارند، نیز جذب این گفت‌و‌گوها شوند. ما مربیانی داریم که همسران و مادران فوق‌ العاده‌ای هستند و در عین حال در عرصه ورزش نیز بسیار موفق عمل می‌کنند؛ اما این بخش از زندگی‌شان کمتر دیده می‌شود. توجه به چنین سوژه‌هایی می‌تواند به غنای محتوایی برنامه و تغییر نگاه جامعه نسبت به زنان ورزشکار کمک کند.

 

◉ شما سرپرست نایب رییس امور بانوان فدراسیون دو و میدانی بودید. دیگر در این سمت نیستید آیا دلیل خاصی دارد؟ در جای دیگری به عنوان مسئول مشغول به کار هستید؟

بله، یک دوره‌ای بودم اما در حال حاضر در هیچ بخش ورزشی سمت ندارم و تمرکزم را بر روی اجرا گذاشته‌ام. چون از نگاه من اجرای برنامه ورزشی زمانی می‌تواند موثر باشد که بدون جانبداری و تعصب پیش برود. گاهی عملکرد یک فدراسیون عالی است و زمانی دیگر ضعیف‌تر عمل می‌کند؛ وظیفه ما این است که بدون جانبداری، واقعیت‌ها را منعکس کنیم. مجری باید بتواند میان نقد حرفه‌ای و مسئولیت رسانه‌ای تعادل برقرار کند تا اعتماد مخاطب حفظ و پیام برنامه به درستی منتقل شود.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *