مصطفی قاسمیان، رها؛ نوروز ۱۴۰۵ برای اغلب ایرانیان ساکن پایتخت و برخی شهرهای بزرگ، رنگوبوی متفاوتی دارد، چون در بسیاری از خانهها به جای بوی شکوفه درختان و سبزه هفتسین، بوی دود و خاکستر جنگ از پنجرههای شکسته به مشام میرسد. در این روزها که آسمان گاهی سیاه میشود و خبرهایی تلخ میرسد، ذهنها بیش از همیشه به پناهگاهی امن نیاز دارند که حتی برای چند ساعت، لبخند را به لبهایمان برگرداند و یادمان بیندازد زندگی، حتی در سختترین لحظات هم ارزش جنگیدن و امیدوار ماندن دارد.
به همین بهانه، رسانه هنر ایران در ایام تعطیلات نوروز ۱۴۰۵، در هر نوبت ۵ فیلم پیشنهادی را کنار هم میچیند که با سادگی و مهربانیشان، لحظهای آرامش و خنده را هدیه میکنند.
شاید تماشای این آثار به ما یادآوری کند که بهار، حتی در شرایط جنگی هم بالاخره راهش را پیدا میکند.
آپاراتچی/ قربانعلی طاهرفر/ ۱۴۰۲
این فیلم داستان واقعی «جلیل» نقاش تبریزی ساختمان را روایت میکند که در اوایل دهه ۶۰، با عشقی عمیق به سینما، پس از تجربه ساخت چند فیلم کوتاه آماتوری، تصمیم میگیرد نخستین فیلم سینماییاش را بسازد. این کمدی-درام نوستالژیک دلنشین و بیادعا، بدون پیچیدگیهای قصهپردازی سنگین، لحظههای گرم و انسانی از آرزوهای یک مرد سادهدل را به تماشاگر هدیه میدهد. فیلم اگرچه گاهی به سادگی تلهفیلم نزدیک میشود، اما از نظر بسیاری، با طنز ملایم و حس نوستالژیک خود، اثری شیرین و امیدبخش است که عشق به هنر را در دل مخاطب زنده میکند.
نسل جادویی/ ایرج کریمی/ ۱۳۸۵
نسل جادویی ساخته ایرج کریمی، تصویری شاعرانه و خیالانگیز از نسل جوان پر از دغدغه و سردرگمی امروز ارائه میدهد؛ نسلی که با قدرتهای ماورایی کوچک و عجیب، در جستجوی معنا و عشق، با زندگی روزمره دست و پنجه نرم میکنند. فیلم فضایی سوررئال و متفاوت خلق میکند که پر از شعر و تأمل درباره آرزوها و بیآرزویی است. هرچند ممکن است برای برخی تماشاگران بیش از حد انتزاعی و غیرباورپذیر به نظر برسد، اما برای دوستداران سینما و ایدههای متفاوت، اثری دلنشین و تازه است که حس جادوی زندگی را در دل مینشاند.
بیست و یک روز بعد/ سیدمحمدرضا خردمندان/ ۱۳۹۵
یک درام بلوغ درباره نوجوانی از حاشیه شهر که در میان سختیهای زندگی، فقدان پدر و بحران بیماری مادر، هنوز رویای ساخت فیلم و داشتن دوربین را در دل زنده نگه داشته. «بیست و یک روز بعد» فیلمی خوشریتم و داستانگوست که با تمرکز بر آرزوهای بزرگ یک نوجوان، لحظههای پرشور از امید و مبارزه را با واقعیتهای زندگی به تماشاگر هدیه میدهد. نخستین فیلم سینمایی سیدمحمدرضا خردمندان از نظر بسیاری از تماشاگران، اثری الهامبخش، بهیادماندنی و حال خوبکن است که رویا میسازد و قدرت انسان را برای استقامت در برابر سختیها یادآوری میکند.
مرهم/ علیرضا داوودنژاد/ ۱۳۸۹
روایتی صادقانه از تقابل مهربانی مادرانه با غول اعتیاد که در برخی فصول به مرزهای یک فیلم مستند نزدیک میشود. ماجرای «مرهم» درباره «احترام» پیرزن متمولی است که با عشقی عمیق به نوهاش، این جوان گرفتار در دام مشکلات خانوادگی و اعتیاد را به رستگاری سوق میدهد. فیلم نگاهی انسانی و بدون قضاوت دارد که لحظههای ساده اما عمیق خانوادگی و اجتماعی را به تصویر میکشد و راهحلهایی از جنس مهربانی و همدردی را پیشنهاد میدهد. اگرچه «مرهم» ممکن است برای برخی از تماشاگران کند و کماتفاق به نظر برسد، اما برای بسیاری، اثری امیدوارکننده و دوستداشتنی است که بوی رستگاری میدهد.
تی تی/ آیدا پناهنده/ ۱۳۹۹
جدیدترین ساخته سینمایی آیدا پناهنده، داستان برخورد عجیب دو انسان از دو دنیای بسیار متفاوت را روایت میکند؛ «ابراهیم» استاد فیزیکدان و درگیر تئوری پایان جهان و «تی تی» زن کولی شاد و کمی خلوچل که همسرش رحم او را اجاره میدهد. یک عاشقانه نامتعارف با لحظههایی گرم که احساسات تماشاگر را برمیانگیزد و او را به تأمل درباره عشق، مرگ و زندگی وامیدارد. اگرچه روایت فیلم «تی تی» گاهی آرام و کمافتوخیز پیش میرود، اما از نظر بسیاری، اثری سرزنده، دلنشین و پر از انرژی مثبت است که از امید و انسانیت میگوید و شخصیت اصلی آن تا مدتها در یاد مخاطب باقی خواهد ماند.