به گزارش خبرنگار رها، این دیوارنگاره با عنوان «ایرانمرد» صرفاً یک تصویر یادمانی نیست؛ بلکه روایتی بصری، چندلایه و نمادین از مفهوم «قهرمان ملی» است؛ روایتی که با تلفیق مؤلفههای ملی، دینی و اجتماعی، تصویری قدسی از یک چهره میداندار ارائه میدهد.
در مرکز تصویر، حاج قاسم سلیمانی با یونیفرم نظامی و نشانهای فرماندهی ایستاده است. دست راست او در حالت احترام نظامی و دست چپ روی قلب قرار دارد؛ ژستی که همزمان وفاداری، تعهد و احترام به ملت را تداعی میکند. نگاه مستقیم و چهره مصمم او نقطه کانونی ترکیبی است و همه خطوط بصری تصویر به سوی او هدایت میشوند. این چیدمان، حاج قاسم را نه فقط بهعنوان یک فرمانده نظامی، بلکه بهعنوان نماد وحدت، اقتدار و الگوی اخلاقی معرفی میکند.
پسزمینه دیوارنگاره به سه لایه رنگی تقسیم شده است؛ سبز در بالا، سفید در میانه و قرمز در پایین؛سه رنگی که ناخودآگاه ذهن مخاطب را به پرچم ایران پیوند میدهد و هویت ملی را برجسته میسازد اما این سه رنگ تنها نقش تزئینی ندارند؛ بلکه هرکدام حامل یک جهان معنایی مستقلاند که در نهایت در شخصیت مرکزی تصویر به هم میرسند.
در بخش سبز بالایی، طبیعت، اسبها، شیرها و یک گنبد دیده میشود. این فضا، جهان «قدرت، سرزندگی و حرکت تاریخی» را بازنمایی میکند. شیرها نماد شجاعت و اقتدارند و اسبها حرکت و پویایی را القا میکنند. گنبدی که در دل این فضای سبز جای گرفته، لایهای قدسی به این قدرت میافزاید؛ گویی پیام تصویر این است که ریشه شجاعت و قدرت ملی، تنها در توان نظامی خلاصه نمیشود، بلکه از ایمان و سنت دینی تغذیه میکند. در این بخش، «قدرت» معنای مشروع و مقدس مییابد.
بخش سفید میانی، محل حضور مردم است؛ قهرمانانی که همگی در حال ادای احترام نظامیاند. درست در پشت سر آنان، گنبد طلایی امام رضا (ع) قرار گرفته است؛ انتخابی که مهمترین تصمیم نمادین طراحان به شمار میآید. این ترکیب سهگانه متشکل از مردم، گنبد امام رضا (ع) و حاج قاسم در جلو، روایتی روشن میسازد: ملت، متکی بر ایمان شیعی خود و حاج قاسم بهعنوان تجسم میدانی این ایمان معرفی میشود. او جلوتر از مردم ایستاده اما پشت سرش امام رضاست؛ یعنی قهرمان ملی از دل باور جمعی برمیخیزد و قدرتش مشروعیتی دینی و اجتماعی دارد.
در پایین تصویر، بخش قرمز با تانکها، سربازان و انفجارها، جهان «میدان، فداکاری و خون» را به نمایش میگذارد. این لایه یادآور آن است که امنیت و اقتدار ملی حاصل ایثار و مقاومت است. حرکت نیروها به سمت جلو، پویایی نبرد و تداوم مقاومت را القا میکند و تضاد رنگی آن با سبز بالایی، حرکت چشم بیننده را از میدان نبرد به سوی حیات و امید هدایت میکند.
با کنار هم قرار گرفتن این سه لایه، یک روایت کامل شکل میگیرد: پایین، میدان و خون؛ میانه، ملت و ایمان؛ و بالا، قدرت قدسی و تاریخی. در مرکز این سه جهان، حاج قاسم سلیمانی ایستاده است؛ بهعنوان حلقه اتصال ایمان، مردم و میدان. به همین دلیل، دیوارنگاره از یک تصویر یادبود نظامی فراتر میرود و به بیانیهای فرهنگی و هویتی تبدیل میشود.
این اثر، حاج قاسم را نه صرفاً بهعنوان یک فرمانده، بلکه بهمثابه « قهرمان ملی» معرفی میکند؛ کسی که از ایمان مردم برآمده، برای امنیت آنان ایستاده و با فداکاریاش به نماد وحدت و مقاومت بدل شده است. دیوارنگاره میدان ولیعصر(عج)، در نهایت، یادآوری میکند که قدرت ملی، زمانی معنا مییابد که ریشه در ایمان، مردم و فداکاری داشته باشد.