محراب توکلی، رها؛ بسته فیلم «پرسونا» شامل ۶ فیلم کوتاه «آپولو» به کارگردانی فرزاد رنجبر، «آخرین شیهه اسبی که خواب پروانه شدن دیده بود» به کارگردانی مهدیه محمدی، «خودکشی به سبک نیچه» به کارگردانی پیام کردستانی، «سربسته» به کارگردانی یاسر خیّر، «شلال» به کارگردانی امیرعلی سیسیپور و «مورچه» به کارگردانی فرهاد شنتیایی است.
این بسته چهارشنبه ۲۶ آذرماه سال جاری در پردیس سینمایی چارسو با حضور عوامل و سازندگان آثار رونمایی شد و اکران خود را در برخی سینماهای کشور آغاز کرد. پیش از «پرسونا»، بسته فیلم کوتاه «دادخواست» که حاوی ۴ فیلم بود، به همین ترتیب در گروه سینمایی هنر و تجربه اکران شده بود.
در ادامه روایت رها از ۶ فیلم تحسینشده حاضر در بسته فیلم کوتاه «پرسونا» را میخوانیم.

آخرین شیهه اسبی که خواب پروانه شدن دیده بود/ مهدیه محمدی/ در ستایش شعر و دلتنگی
فیلم کوتاه «آخرین شیهه..» به کارگردانی مهدیه محمدی و تهیهکنندگی سیدمحمدرضا حسینی در چهلمین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمد. در خلاصه داستان این اثر با بازی نیما نادری و مهدخت مولایی آمده است: «آدمها من را به یاد تو نمیاندازند، اینجا هیچکس شبیه تو نیست… دلم که تنگ میشود برایت، کنار آتش مینشینم، دریا میکشم و به درختان فکر میکنم».
اولین نکتهای که در مورد این اثر میتواند توجه مخاطب را به خود جلب کند، نگاه شاعرانه فیلمساز است. این نگاه در میزانسن و به اصطلاح موود فیلم به وضوح قابل رویت است. نکته دیگری که بلافاصله همچون قلابی بیننده را به سمت خود میکشد، سوژه جهانشمول و اخلاقی این اثر است که به راحتی آن را در زمره آثار انسانی قرار میدهد. در این راستا موفقیتهای فیلم محمدی در خارج از کشور نیز منطقی و مهم است. اینکه یک فیلم با سوژهای انسانی به راحتی میتواند زبان مشترک مردم اقصی نقاط جهان را پیدا کرده و اثری که بر روی مخاطبان داخلی گذاشته، بر مخاطبان خارجی زبان نیز بگذارد. «آخرین شیهه اسبی که خواب پروانه شدن دیده بود» در سیویکمین دوره جشنواره Sguardi Altrove ایتالیا، سیوهشتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فرایبورگ(FIFF) سوئیس، short shorts film و غیره حضور داشت.
محمدی پیرامون بحث نگاه جهانشمول فیلم در گفتوگویی عنوان کرد: «بازخورد خوبی از مخاطبان داخل کشور گرفتیم و بسیاری از واکنشها درباره فیلم مثبت بود. در اکرانهای خارج از کشور بسیاری از مخاطبان خارجی میگفتند که با بسیاری از صحنههای فیلم گریه میکردیم. احساسم این است که مخاطبان داخلی و خارجی ارتباط احساسی خوبی با این فیلم برقرار کردند و برداشتی که از آن داشتند همان برداشت و پیامی بود که ما مدنظر داشتیم».

خودکشی به سبک نیچه/ پیام کردستانی/ به امید دیدار دوبارهتان!
فیلم سینمایی «خودکشی به سبک نیچه» به نویسندگی و کارگردانی پیام کردستانی و تهیهکنندگی مشترک پیام کردستانی و بهمن رضایی از جمله آثاری است که در بسته فیلم کوتاه «پرسونا» حضور داشته و از ۲۶ آذرماه به همراه ۵ فیلم کوتاه دیگر قابل روی پرده سینماها رفته است. این فیلم نیز همچون «آخرین شیهه» در چهلمین جشنواره فیلم کوتاه تهران با دیگر آثار به رقابت پرداخت. در خلاصه داستان این فیلم کوتاه آمده است: «وقتی تنها قابلۀ شهر تصمیم به خودکشی میگیرد..» این فیلم کوتاه در وهله نخست سعی دارد با گرتهبرداری از رمان تولی سعی دارد سایه شوم مرگ را در داروخانهای که همه به دنبال گرفتن دوا برای کشتن خود هستند، به تصویر بکشد.
«خودکشی به سبک نیچه» از جمله آثاری است که دست پر از جشنواره فیلم کوتاه تهران بیرون آمد و توانست ۴ جایزه اصلی این رویداد را از آن خود کند. این ۴ جایزه شامل برگ زرین بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین تدوین، بهترین طراحی صحنه و لباس و برگ زرین بهترین فیلم بودند.
این فیلم از لحاظ کیفیت سمعی و بصری با دقت بسیاری ساخته شده است و به همین سبب جوایزی که مربوط به تدوین و طراحی و صحنه و لباس گرفته، درخور توجه است. «خودکشی به سبک نیچه» با اقتباسی نسبتاً آزاد از کتاب «مغازه خودکشی» نوشته ژان تولی سعی دارد انتخابی که قهرمان قصه باید اتخاذ کند را تبدیل به بحران کرده و از دل آن موقعیتی بغرنج بسازد. موقعیتی که سنگبنا و ستونهای این اثر به عنوان یک فیلم کوتاه است.
«خودکشی به سبک» نیچه نیز حضور پررنگی در جشنواره بینالمللی همچون «ونکوور» و «جشنواره فیلم کوتاه کانبرا» حضور داشته است.

سربسته/ یاسر خیّر/قهرمانبازی در وقت اضافه!
فیلم کوتاه «سربسته» به کارگردانی و تهیهکنندگی یاسر خیر از جمله آثار دیگری است که در بسته فیلم کوتاه «پرسونا» حضور دارد. کارگردان این اثر پیرامون خلاصه این اثر عنوان کرد: «قصه فیلم کوتاه «سربسته» درباره یک سرباز است که در حین نگهبانی شبانه، تیری از تفنگ معیوبش به خطا شلیک میشود. فرماندهان، هرکدام بهتناسب درجه خود، او را مورد بازخواست قرار میدهند و در نهایت درمییابند که خودشان نیز در این خطا سهم داشتهاند. تمام فیلم روایت تلاش این فرماندهان برای پنهانکردن واقعیت است، اما در پایان مشخص میشود که با واقعیت نمیتوان شوخی کرد».
اگر بخواهیم موقعیتهای فیلم کوتاه «سر بسته» با زبان فیلم کوتاه تعریف کنیم، به زنجیرهای از صحنههای کمدی میرسیم که با طراحی صحنه و رنگبندی فانتزی فضایی سرخوش ایجاد کرده است. چنین ساختاری پیش از این در آثار ژان پیر ژونه و وس اندرسون به کار رفته و در سینمای بدنهمان فیلم سینمایی «بچه مردم» از آن گرتهبرداری کرده است.
«سربسته» سعی دارد در دل چنین ساختاری یک موقعیت استثنایی خلق کرده و محوریت روایت خود را بر اساس آن موقعیت بنا کند. همانطور که در خلاصه داستان این اثر خواندید، تیری که از تفنگ یک سرباز در رفته کانون و هسته اصلی روایت «سر بسته» است. در ساختارهای نسبتاً فانتزی و سرخوش، شخصیتها تبدیل به کاریکاتور میشوند. در «سربسته» نیز اوضاع به همین ترتیب است. تمام شخصیتها در مرحله تیپ به کاریکاتور مبدل شده و به شکلگیری حال و هوا و لحن فیلم کمک میکنند. در مجموع فیلم کوتاه «سربسته» میتواند نقطه شروع خوبی برای ورود یک کمدیساز به سینمای ایران باشد.

شلال/ امیرعلی سیسیپور/سایه یک شک
فیلم کوتاه «شلال» به کارگردانی امیرعلی سیسیپور روایت پسری به نام مهران و مادرش زیبا است که برای گرفتن سایه مردم از خز سیاهی استفاده میکنند. سایه آنها را مینوشند، تا سایه خودشان برگردد. یک روز مهران تصمیم میگیرد به تنهایی سایه یک نفر را بگیرد. همین ایده متفاوت فضایی وهمآلود و فانتزی را در روایت این فیلمکوتاه ایجاد کرده است.
«شلال» در سال ۱۴۰۳ در هفتادمین جشنواره منطقهای انجمن سینمای جوانان در قزوین به نمایش درآمد. در ادامه حضور آن در جشنوارههای بینالمللی خبرساز شد. در یکی از مثالها فیلم کوتاه «شلال» تقدیر هیات داوران بخش کوتاه نوزدهمین جشنواره فیلم باتومی در کشور گرجستان را از آن خود کرد.
این اثر در فضایی وهمآلود و تیره و تار با گرتهبرداری از مقتضیات سینمای اکسپرسیونیستی، رئالیسم شاعرانه و فانتزی سعی دارد با سوژه نسبتاً بدیع خود در سینمای ایران مخاطب را همراه و درگیر خود کند. میزانسنهای ایستا و لحن آرام فیلم به جای آن مخاطب را سرگرم کند، او را درگیر خود کرده و به تامل وا میدارد.

آپولو/فرزاد رنجبر/کات! دوباره میگیریم!
فیلم کوتاه «آپولو» بهنویسندگی و کارگردانی فرزاد رنجبر و تهیهکنندگی انجمن سینمای جوانان ایران-دفتر سمنان و امیر طالب بیدختی با ۵ فیلم کوتاه دیگر در بسته فیلم کوتاه «پرسونا» حضور دارد. «آپولو» با فرم فیلم در فیلم دربارۀ مصائب فیلمسازی آماتور است که بودجه فیلماش به پایان رسیده و اگر نتواند پلان آخرش را بگیرد فیلماش ناتمام خواهد ماند.
این اثر پیش از این در جشنوارههای بیگ واتر و جکسون ویل آمریکا، باکو، گلدن افرودیت قبرس و چهلمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران حضور داشته است. آخرین حضور بینالمللی «آپولو» در جشنواره هیوستون بوده است. هیوستون از جمله مهمترین و قدیمیترین جشنوارههای فیلم مستقل در آمریکای شمالی است که که در سال ۱۹۶۱ و درست پس از نیویورک و سانفرانسیسکو آغاز شد.
فرزاد رنجر پیرامون ساخت این اثر اظهار کرد: « «آپولو» از دل تجربیات من در سینما ساخته شده است و تمام جزییات آن از لحظات و تجربههای سخت من از فیلمسازی بیرون آمده است».
به طور معمول آثاری که به شکل فیلم در فیلم ساخته میشوند، مخاطب را در جریان این امر قرار داده و به وی میگویند که هماکنون پشت صحنه یک اثر در حال فیلمبرداری است. رنجبر در «آپولو» با قرار دادن یک فیلم دیگر پشت سر آن دو فیلم، مخاطب را غافلگیر میکند. بنابراین معجونی از غافلگیری و تعلیق در «آپولو» قابل رویت است. رنجبر در خصوص ایده ناظر «آپولو» و رسالت آن در مدیوم فیلم کوتاه عنوان کرد: «کسانی که در حوزه ساخت فیلمکوتاه دست دارند، با دیدن فیلم من به یاد تجربیات و خاطرات خود در طول تولید فیلم خواهند افتاد و از این نظر فیلمی سمپاد برای اهالی سینما خواهد بود».

مورچه/ فرهاد شنتیایی/یک معجزه شوم!
فیلم کوتاه «مورچه» به نویسندگی و کارگردانی فرهاد شنتیایی و تهیهکنندگی مشترک سماع اسماعیلدخت و فرهاد شنتیایی آخرین اثری است که در بسته فیلم کوتاه «پرسونا» برای مخاطبان این بسته به نمایش در میآید. در خلاصه داستان این اثر آمده است: «رامین بیست ساله، با قدی متوسط و بدنی نسبتاً عضلانی، چشمانی نافذ و گیرا، بدون لباس، چشم به جهان میگشاید.»
این اثر در جشنواره پریدریشیا هندوستان توانست موفق به کسب ۳ جایزه اصلی در رشته بهترین بازیگر مرد، بهترین فیلمنامه و بهترین طراحی صدا شود. یکی دیگر از موفقیتهای بینالمللی «مورچه» در روسیه و در جشنواره چلکینوفست رقم خورد. این فیلم کوتاه در هشتمین دوره از جشنواره چلکینوفست روسیه برنده دو جایزه «بهترین فیلم خارجی زبان» و «بهترین فیلم از هیات داوران دانشجویی» را از آن خود کند. نکته قابل توجه در مورد این اثر حضور موفقیتآمیز آن در چهلمین جشنواره فیلم کوتاه تهران است. در آن رویداد جایزه بهترین فیلم از نگاه مخاطبان به فرهاد شنتیایی و سماع اسماعیلدخت برای فیلم «مورچه» رسید.
این اثر از لحاظ فرمی جهان ذهنی و سوبژکتیو یک پسر ناشنوا به نام رامین را به تصویر میکشد. به همین سبب مخاطب نیز کلید ورود به جهان یک فرد ناشنوا را به دست آورده و با رامین همراه میشود. حال مصائب و معضلاتی که این کاراکتر بعد از شنوا شدن -به واسطه یک معجزه- به دست میآورد، برای مخاطب تبدیل به یک سویه تلخ و تراژیک میشود. «مورچه» با توجه به چنین دستمایهای برای مخاطبان جشنواره فیلم کوتاه بسیار جالب توجه و سمپاتیک بود.