پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

یادداشت اختصاصی نویسنده فیلم‌نامه «غریب» در وصف شرایط جنگی کشور

ما را برای سر خم کردن تعلیم نداده‌اند
192
حامد عنقا فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده فیلم سینمایی «غریب» با الهام از شخصیت‌های این فیلم سینمایی به تجاوز جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران در رمضان 1404 واکنش نشان داد.

به گزارش خبرنگار رها، حامد عنقا فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده و کارگردان سینما و تلویزیون در قالب یادداشتی اختصاصی برای «رها» به شرایط جنگی کشور واکنش نشان داد.

در متن این یادداشت با استفاده از گفتگوهای فیلم سینمایی «غریب؛ شمایل شهید محمد بروجردی» آمده است:

گفتم میرزا، دیدی چه شد؟ دیدی چه داغی بر دلمان گذاشتند؟ دیدی دستان کوچک دختران میناب امسال در شب قدر و در عزای علی بن ابی‌طالب به آسمان بلند نمی‌شود که بگویند بک یا الله؟ دیدی رمضان وطن را خون کردند؟ دیدی به چهره ایران خنج انداختند؟

لبخند زد. همان لبخند همیشگی. گفت صبور باش. گفتم محمد آقا؛ جگرم خون است و دلم آشوب. قلم‌ام خشکیده، چه بگویم؟ از چه بگویم؟ گفت از ایران بگو، از فرزندان ایران بگو.

گفتم کاش امروز بودی. گفت هزار ‌هزار بهتر از من زیر این پرچم است. این عهدِ ماندگار از درفش کاوه و کمان آرش و خون سیاوش است. این سرو بلند از خون چمران‌ها و همت‌ها و باکری‌ها سیراب شده. گفتم و تو…

لبخند زد. محمد را می‌گویم. محمد بروجردی. حجت من بر قهرمانان ایرانم.

گفتم دل بچه‌ها می‌لرزد. چشم مادرها نگران است. گفت به پرچم نگاه کن و پرچمدارها. سلسله ایرج‌ها برقرار است. یادت هست؟ یادم هست. نصرت‌زاد را می‌گوید. شهید سرهنگ ایرج نصرت‌زاد. گفت حرف همان است هنوز: «ما را برای سر خم کردن تعلیم نداده‌اند.» یادم آمد. راست می‌گوید. همیشه راست می‌گوید. صدای ایرج نصرت‌زاد که هنوز به گوش می‌رسد: «برای این خاک مقدس ایران، تا آخرین نفر، تا آخرین نفس مقاومت کنید».

خواستم چیزی بگویم. از غمی دیگر بگویم. گفت صبور باش و چون همیشه از وحشی بافقی خواند:

«مبادا یارب آن روزی که من از چشم یار افتم
که گر از چشم یار افتم ز چشم اعتبار افتم»

لبخند می‌زند. همان لبخند همیشگی. دل‌قرص و مطمئن. چونان دیگر پرچمداران پر افتخار دین و وطنم.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *