محمد صابری، رها؛ یکی از ویژگیهای مهم در کارنامه مستندسازی محسن اسلامزاده، علاقه و گرایش ویژهاش به موضوعات خاص و در مواردی حتی ممنوعه است. مستندسازی که در عین پرکاری طی یک دهه گذشته و کسب عنوان «چهره سال هنر انقلاب» همچنان نگاهی نقادانه در انتخاب سوژههایش دارد و به رغم توقیف فیلم قبلیاش و حذف آن از ویترین جشنواره هجدهم «سینماحقیقت» حالا تازهترین مستندش در همین رویداد رونمایی شده است.
مستند «من تروریست نیستم» روایتی از تصور غلط رسانهای نسبت به منطقه سیستان و بلوچستان چالشهای زیستی مردم بلوچ در سایه این سوءبرداشتهاست. مستندی که صراحتا از لزوم اعتماد بیشتر به مردم بومی برای عبور از چالشهای این منطقه میگوید.
به بهانه رونمایی از «من تروریست نیستم» در نوزدهمین جشنواره سینماحقیقت، با محسن اسلامزاده گفتوگو کردهایم.
◉ قبل از ورود به بحث، به نظر خودتان محسن اسلامزاده بعد از کسب عنوان «چهره سال هنر انقلاب»، محافظهکارتر نشده است؟
نمیدانم واقعا و لااقل خودم حس میکنم از قبل هم محافظهکار بودم (میخندد)!
◉ نه به این اندازه!
منظورتان درباره همین فیلم «من تروریست نیستم» است؟
◉ بهنظر میرسد در این مستند خبری از زبان صریح و گزندهای که از شما در برخی آثار قبلی به یاد داریم، نیست!
باور کنید پرداختن به این موضوع کار خیلی سختی بود. آنها که نسبت به منطقه سیستان و بلوچستان شناخت کافی دارند میتوانند شهادت بدهند که صحبت درباره این منطقه چقدر دشوار است. اتفاقا گفتوگو را از جای خوبی هم شروع کردید. من هم میدانم که در این مستند زبانم الکن است و دلیلش هزاران ملاحظه است. حتی میدانم درباره شخصیت کمالخان که در مستند حضور دارد هم کاراکتر را بهدرستی به مخاطب معرفی نکردهام. از روی خیلی مباحث بهصورت سربسته عبور کردهام. این استان شرایط ویژهای دارد. همین الان که من و شما با هم صحبت میکنیم، دو اتفاق در آن منطقه در جریان است؛ یکی طرح توسعه استان و انتخاب استاندار بومی و ارتباط با هند و افغانستان و دیگری اعلام موجویت یک گروه تروریستی جدید!
◉ در اینکه برای این مستند دست روی سوژه ملتهبی گذاشتهاید که شکی نیست و دستمریزاد هم دارد. اما بحث بر سر صراحت در طرح ناگفتههاست…
ملاحظات بسیار زیاد است؛ برخی حرفها را حتی اگر بهگونهای خاص مطرح میکردم، مردم مطقه مکدر میشدند. من تلاش کردم بیشتر فرصت بدهم تا اهالی بومی منطقه صحبت کنند تا در آخر بتوانم دو نکته را هم خطاب به همان مردم مطرح کنم و بگویم…
◉ اتفاقا نکته فیلم این است که گویی مدام خطابش به سمت مردم منطقه است و به نظر عنصر غایب در فیلم نقد عملکرد دولتها و مدیریتهای کلان است.
اتفاقا در ابتدای فیلم این موضوع مطرح میشود. اصل نقد فیلم به سمت دولت است و آنجایی هم که از مردم صحبت میکنم، روی صحبتم با دولت است که باید به «مردم» اعتماد کرد. شروع فیلم روایت عدم اعتماد دولتها به مردم بومی این منطقه است و حاصلش را هم دیدهایم. آن منطقه سالهاست چوب بیاعتماد به مردم بومی را خورده است. حتی در سکانس پایانی هم متلک اصلی خطاب به حکومت است که بدانیم با همین مردم کارها درست میشود.

◉ یک گزارهای درباره استانهای محروم وجود دارد که اتفاقا سیاستمدار حاضر در فیلم شما هم اشارهای گذرا به آن دارد و آن هم اینکه عدهای به عمد نمیخواهند این مناطق روی آرامش و توسعه را ببینند. فیلم چرا به واکاوی این گزاره و کیستی آنهایی که «نمیخواهند» نزدیک نمیشود؟
من از سال ۱۴۰۰ تا به امروز چند سوژه ملتهب را در قالب مستند پیگیری کردهام، از افغانستان تا همین بلوچستان و ماجرای مسجد مکی و…
◉ که اتفاقا فیلم آخر در همین جشنواره «سینماحقیقت» سال گذشته توقیف هم شد!
دقیقا. هنوز هم جایی پخش نشده و تنها بریدهای از آن سهم اینترنشنال شد! همه این پروندهها که اشاره کردم به دلایل متعدد هنوز هم به نتیجه نرسیده است؛ فکر میکنید چرا؟
◉ خب توقع از مستندساز جسوری مانند محسن اسلامزاده، واکاوی همین «چرا» است.
باور کنید من خودم هم نمیدانم. طبیعتا بخشی از منیتها و اعمال سلیقهها در این ماجراها دخیل است و هم برخی نگاههای قومیتگرایانه و سیاسی که اجازه نمیدهد این مشکلات مرتفع شود. بارها پیش آمده که ما موضوعات کاملا بهحق را قربانی اغراض سیاسی خود کردهایم. عدهای مدام بهدنبال نقاط تنشزا میگردند تا روی آن دست بگذارند. طوری هم به آن میپردازیم که مطمئن باشیم تأثیر عکس میگذارد!
◉ از آن جایی که همین سال گذشته تجربه توقیف فیلمتان را داشتید؛ برای پرداختن به سوژه فیلم جدید، بیشتر ملاحظات مردم بومی منطقه برایتان دستوپاگیر بود یا نظام ممیزی و سانسور؟
قطعا مردم بومی. من اول فیلمی را میسازم و بعد نظام ممیزی روی آن دست میگذارد و میگوید فلان بخش را حذف کن. ولی برای من مهم این بود که به اندازه یک قدم، آدمها را مجاب کنم بدون گارد قبلی، درباره یک موضوع صحبت کنند. دلم میخواست باب گفتوگو باز شود. اتفاقا یکی از مسائلی که من روی آن دست گذاشتم و از همین منظر هم فیلم موردتوجه قرار گرفته، نگاه اشتباه رسانهای به مردم این منطقه است. نگاهی که میتوانم آن را «پایتختزده» بدانم و گویی رسانهها وقتی به آن منطقه میروند، فقط بهدنبال شرور و شرارت هستند! من هم این شرارتهای موردی را در فیلم کتمان نکرده و حتی به یکی از مهمترین آنها پرداختهام…
◉ که اتفاقا یکی از فرازهای خوب مستندتان هم روایت همین اتفاق است.
خداروشکر. اما حرفم این است که همه سیستان و بلوچستان در این شرارتها خلاصه نمیشود. در شروع فیلم بهوضوح این مسئله را مطرح میکنیم. من اساسا رفته بودم به آن منطقه که درباره گروهکهای تروریستی فیلم بسازم اما قبل از اولین مصاحبه، طرف به من فیلمی را نشان داد و گفت همه شما برای پرداختن به ترور و مسائلی از این دست سراغ ما میآیید! من همان جا خجالت کشیدم که سوژه من هم همین است. ترجیح دادم مسیر دیگری برویم. واقعا سعی کردم روی لبه تیغ راه بروم. این فیلم ۹ ماه پیشتولید داشت تا به جمعبندی برسم که چه کار میخواهم بکنم، ۲ هفته تولید داشت و مجدد ۹ ماه پستولید تا حرفی که میخواستم درست دربیاید! یا روایت بیش از اندازه حکومتی میشد، یا طوری میشد که جذابیتی برای مخاطب نداشت.
◉ بهعنوان سوال پایانی، درباره تجربه پرداختن به سوژههای ملتهب در ویترین سینماحقیقت بگویید. دبیر این دوره در نشست خبری گفت مستندسازان محافظهکار شدهاند و شما بهعنوان مستندسازی که اثر قبلیتان در همین جشنواره توقیف و حذف شد، چه موضعی درباره این نقد دبیر جشنواره دارید؟
در هر حالی، مسئولان همیشه از مستندسازان محافظهکارترند! نمونهاش هم همان فیلم من که سال گذشته در دقیقه آخر، حذف شد و اکران نشد. حالا یا این مسئول جلوی آن را گرفت یا مسئول دیگر. بالاخره یک مسئولی پیدا میشود که انتقاد را برنمیتابد. من سال ۹۷ حرف جدیدی درباره طالبان زدم و زمزمههایی هم بود که فیلمم در بخش اصلی «سینماحقیقت» رونمایی میشود، ناگهان در لحظه آخر فیلمم به بخش «آوینی» رفت! بالاخره همه این تجربهها را داشتهایم اما بازهم تأکید میکنم که در مستند «من تروریست نیستم» تمام تلاشم این بود که خودم باشم. شرایط خاص استان اما بهگونهای است که باید وسطتر دربارهاش صحبت کنیم!