به گزارش رها، مستند «آخرین زنگی زمانه» روایت زندگی «سید حسن رزاز» پهلوان نامدار زمانهای است که در غبار تاریخ به فراموشی سپرده شده و امروز کمتر کسی او را میشناسد. این مستند اولینبار در هفدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینما حقیقت» رونمایی شد.
گاهی آگاهی از برخی از مستندات تاریخی به یکباره رشته افکار ما را به شکلی به هم میریزد که از شدت ناآگاهیمان متعجب و حیران میشویم؛ مستند «آخرین زنگی زمانه» یکی از همین دست سندهاست که ناآگاهی مخاطب را به رویش میآورد. «آخرین زنگی زمانه» روایت درد است؛ روایت پهلوان نامداری که الگوی اخلاق و مردانگی زمانهاش بود و در غبار تاریخ گم شد به شکلی که ما مردم معاصر حتی فراموش کردیم مزارش را نگه داریم و امروز حتی مزاری هم ندارد.
سید حسن شجاعت معروف به سید حسن رزاز متولد سال ۱۲۵۷ و درگذشته ۱۳۲۰ باستانیکار و از نامدارترین پهلوانان تهران در زمانه قاجار و پهلوی است که برای تمامی فعالان و علاقهمندان ورزش زورخانهای یک اسطوره نامدار است؛ اما خارج از گود زورخانه کمتر کسی او را میشناسد.
مستند «آخرین زنگی زمانه» با بهرهگیری از منابع شفاهی و مکتوب از جمله کتابی به همین اثر جمشید صداقت نژاد ساخته شده و تلاش دارد تا در ۶۰ دقیقه این پهلوان بااخلاق را به جامعه معاصر معرفی کند.
برایناساس کارگردان به سراغ همه کسانی رفته است که به شکلی این پهلوان را میشناسند و خط و ربطی به او دارند؛ سه تن از نوههای سید حسن رزاز، خواهرزاده نوچه سید حسن و دیگرانی که به شکلی او را میشناسند جلوی دوربین «آخرین زنگی زمانه» نشستهاند تا راوی برشی از تاریخ و زمانهای باشند که سید حسن در آن متولد شد، رشد کرد و به پهلوانی مورد وثوق جامعه ایران بدل شد؛ پهلوانی که تحصیلات دینی خود را در نجف پشت سر گذارده بود و علاوه بر سرآمدی در ورزش زمانهاش یک فعال سیاسی با پیروان بسیار بود که کسی را یارای رویارویی مستقیم با او نبود و به همین دلیل با شیوهای نامردانه (مسمومکردن خوراکش) او را از سر راه برداشتند.
سید حسن که به دلیل شغلش برنجفروشی معروف به رزاز بود، دروس علوم دینی خود را تا مرحله اجتهاد نزدیکی از رهبران مشروطه آن دوران یعنی «آخوند خراسانی» گذرانده بود و اگرچه این تحصیلات را تکمیل نکرد و به اجتهاد نرسید؛ اما جایگاهی در قلب مردم داشت که اگر فتوایی صادر میکرد احتمال عدم پیروی مردم از آن دور از انتظار بود.
«آخرین زنگی زمانه» با بررسی اسناد تاریخی پراکنده و محدود از این پهلوان نامدار به توضیح این موارد میپردازد که چگونه سید حسن در زمانه خود سرآمد کشتی بود و برای این مهم در یک سده پیش و با هزینه شخصی به روسیه و سوئد سفر کرد تا در مسابقات جهانی شرکت کرده و افتخارآور ایرانی و ایرانی باشد و تا جایی در این مهم پیش رفت که در کشتی معروفش با پهلوان «اصغر نجار» معروف به «پهلوان پایتخت» و پس از شکست او صاحب زنگ شد؛ همان زنگی پس از فوتش برای برخی تمام شد و به احترامش زنگها را از زورخانهها برداشتند و او را آخرین صاحب نامی که شان زدن زنگ داشت، خواندند.
از دیگر سو سید حسن رزاز در زمینه سیاست هم یک فعال سیاسی تمامعیار بود؛ چنانچه پس از ترور ناصرالدینشاه قاجار به دستور آخوند خراسانی مأمور شد تا حکم علمای دینی نجف که جلوگیری از زیادهطلبی روسها و انگلیسها و مانع از افتادن مملکت به آشوب و هرجومرج بود را به علمای تهران برساند و با موفقیت این اسناد محرمانه را به تهران رساند؛ فعالیتهای سید حسن به اینجا محدود نماند و تا جایی پیش رفت که محمدعلی شاه با آگاهی از هویت و فعالیتهایش او را به جرم مشروطهخواهی به زندان قصر فرستاد؛ البته که شائبه حکم اعدام برای سید حسن هم وجود دارد که گویا با وساطت یکی از درباریان لغو میشود.
دوستی عمیق با پهلوانان همدورهاش، چهرههایی چون پهلوان «محمدصادق» و «محمدصادق بلورفروش» از دیگر موضوعاتی مهمی است که این مستند به آن میپردازد. تأثیرگذاری سید حسن رزاز بر همعصران و نسل بعدیاش بهگونهای است که در جایی از مستند از زبان نوه او بیان میشود که چگونه غلامرضا تختی به الگوپذیری از او اشاره کرده است.
«آخرین زنگی زمانه» را باید به تماشا نشست نه برای این که صرفاً یک اثر هنری را نگاه کنیم؛ بلکه به این دلیل که از بخشی از تاریخ گمشدهمان اطلاع پیدا کنیم و اسطورههای ملیمان را بشناسیم.