به گزارش خبرنگار رها، تلویزیون بعد از شهادت رهبر معظم انقلاب، به طور طبیعی رنگ و بوی عزا داشت؛ اما طولی نکشید که وجه حماسه پررنگ شد و همزمان با پیروزهای ایران در میدان، این موضوع ضریب گرفت. به همین نسبت شاهد برنامههایی هستیم که رسالت آنها تقویت حس میهنپرستی و بازتاب موفقیتهای نظامی کشور است.
در این میان، چند برنامه دارای مختصاتی هستند که باعث درنگ و تامل مخاطب میشوند؛ یعنی جدا از موفقیت در انجام ماموریت (حماسه) وجه سرگرمکنندگی و آمورشی نیز دارند. مهمترینشان «من ایرانم» است که با اجرای محمدرضا شهیدیفرد هر شب از شبکه نسیم پخش میشود؛ برنامهای که کمی بعد از تعطیلی ویژهبرنامه رمضانی «پریزاد» و به اقتضای شرایط جدید کشور کلید خورد و جایگزین شد.
«من ایرانم» در قالب واکنش سریع به آنتن رسید و طبیعی است که در روزهای نخست ضعفهایی داشته باشد. به مرور اما زبان خاص خود را پیدا کرد و چند روزی است از نظر ساختار و محتوا تفاوتهایی اساسی یافته است. این برنامه که در دور جدید محصول سازمان هنری رسانهای اوج است به شکل روزانه ضبط و پخش میشود.
اولین امتیاز «من ایرانم» به تفکر پشت آن برمیگردد. بر اساس چند قسمت اخیر میتوان پی برد که سازندگان بیش از همه به عنوان خود برنامه که وجه تسمیهاش ریشه در ایران دارد، وفادار هستند و برنامهای برای همه مردم ایران ساخته و پرداخته میکنند. بنابراین هر مخاطب با هر سلیقه با سلسله محتواهایی مواجه میشود که اغلب آنها نسبتی مستقیم با مام وطن دارد. البته سهم تحلیل و خبرهای روز نیز با حضور کارشناسان ذیربط باقی است که هر کدام با ادله و استدلال اتفاقات مختلف را تببین میکنند.
پیرو خط فکری «من ایرانم» طیف متنوعی از مهمانان در هر قسمت حاضر میشوند؛ مثل علی مطهری، عزتالله ضرغامی، امیر قادری، محمدحسین پویانفر، دانش اقباشاوی و… این ترکیب متنوع است؛ ولی مجری جنس گفتوگو را به سمتی میبرد تا مخاطب در فضایی قرار گیرد که ویژگی اول آن سرگرمی و سادهسازی مفاهیم گوناگون است.
مثلا شهیدیفرد بخش عمده مصاحبه با علی مطهری، برادر خانم شهید علی لاریجانی را بر ویژگیهای فردی او و رفتارهای خانوادگیاش بنا میسازد و بیننده برنامه با وجهی دیگر از مدیر و سیاستمدار شهید ایران آشنا میشود. یا عزتالله ضرغامی که سابقه همکاری با شهید لاریجانی در صدا و سیما و وزارت فرهنگ را دارد، نکاتی متفاوت از شیوه مدیریتی او بازگو میکند. از همین معبر امیر قادری، منتقد سینما و دانش اقباشاوی کارگردان سینما، سراغ وجه سرگرمکنندگی هنر در ایام جنگ میروند و نیز قدرتی که فیلم و سریال برای تقویت حس ملی دارد را مورد مکاشفه قرار میدهند. حتی گفتههای محمدحسین پویانفر، مداح، نیز رنگ ایران و وطن دارد.
از نظر ساختاری، «من ایرانم» قالب مجله دارد که بعد از پلاتوی مجری، یک کارشناس درباره مسائل مختلف روز صحبت میکند؛ مثل دستاوردهای نظامی ایران در هر حمله، ماجرای انرژی، دروغهای دشمن و… بعد از نوبت به گفتوگوی اصلی با چهرهها میرسد و در بخش آخر، برنامه حال و هوای خانوادگی میگیرد. در این میز، مجری از کارشناسان که فعلا همگی بانوان هستند، پذیرایی میکند و آنها که در وهله اول مادر هستند و سپس روانشناس، مربی و… به خانوادهها آموزشهای لازم برای دوران جنگ را یاد میدهند. آرامشی که در گفتهها موج میزند در کنار موضوعات کاربردی، این بخش را تبدیل به اتفاق مهم دیگر «من ایرانم» کرده است.
دکور برنامه از نشانهها و المانهای ایران مبتنی بر امکان تاریخی و هویتی و نیز اسلامی بهره میبرد و از نظر بصری حسی خوشایند و غرورآفرین را منبعث میکند.
از آن سو آیتمهای برنامه هم از ایده کلی برنامه تبعیت میکند؛ جایی که دوربین میان تجماعت هر شب مردمی، کادر درمان، اعظای هلال احمر، نیروهای نظامی و… میرود و مفهوم «پای کار برای ایران» در قاب سیما به بار مینشیند. در کنار آن شاهد پخش فیلمهای کوتاه امیدوارکننده و حال خوب کن به همراه ترانههای حماسی-میهنی هستیم.
و اما محمدرضا شهیدیفرد در مقام مجری اشرافی دقیق به موضوعات مختلف دارد و گفتوگوها را با تسلط به سرانجام میرساند. او صاحب تجربه و سابقه مفصل در اجرا و برنامهسازی است و حالا نیک میداند «آرامش در کلام» و «گزینش درست واژگان» چقدر مهم هستند. پیرو همین، گفتههای او به مخاطب امید و آرامش و حبالوطن میدهد.
در نهایت «من ایرانم» با ترانه شورانگیز «وطن» اثر علی زندوکیلی به عنوان تیتراژ پایانی به سر میرسد و مخاطب را با حالی سرشار از دوست داشتن وطن و اهمیت مقابله با تهاجم وحشیانه دشمن رها میکند.
در یک کلام «من ایرانم» شعار و شعور را با هم گره میزند؛ بر پایه تببین و استدلال استور است و حس زندگی در آن جریان دارد.