منیژه خسروی، رها: روزی که مرکز سیمرغ آغاز به کار کرد این شائبه وجود داشت که تلویزیون اقدام به موازیکاری در عرصه تولید کرده است. به مرور اما مشخص شد تاسیس سیمرغ ایدهای مناسب برای تزریق خونی تازه به تلویزیون است؛ به شرط آن که کمیت فدای کیفیت نشود. با مرور آثار ساخته شده توسط این مرکز میتوان نتیجه گرفت همچنان تا رسیدن به هدف مطلوب فاصله است و باید امیدوار بود از این ظرفیت بهرهای بهینهتر گرفته شود.
سریالها
یکی از ماموریتهای مرکز سیمرغ، تولید سریال آنهم با حضور نیروهای جوان است. در حالی که در طول سال به ندرت شاهد سریالهای شاخص هستیم، امید میرفت سیمرغ به عنوان بازوی حمایتی سیمافیلم عمل کند ولی فعلا این اتفاق در شکل استاندارد رخ نداده است.
تنها محصولی که میتوان عنوان موفق به آن داد، درام دادگاهی «آقای قاضی» است. مینیسریال «دم زندگی» با موضوع حادثه تروریستی کرمان هم اثری قابل دفاع است. بقیه سریالها اما از کیفیت حداقلی بهرهمند نبودهاند.
فصل دوم «حکایتهای کمال» یک کمدی ضعیف لقب گرفت و اعتراض مخاطبان و رسانهها را به خود دید. همین اتفاق برای سریال کمدی و دو فصلی «چرخ گردون» هم رخ داد. «لمندگان» با یک ایده درخشان درباره سه جوان تنبل و راحتطلب شروع شد و مخاطبان را به یک کمدی ناب امیدوار کرد. در ادامه اما فضای این سریال شبیه کمدیهای کلیشهای شد و داستان بیهوده کش آمد.
«جایی برای همه» امسال و به مناسبت ماه محرم روی آنتن شبکه دو رفت که روایتی ضعیف از مجالس روضههای خانگی داشت و بیشتر به آثار مستند تنه میزد. «دستچین» دیگر محصول مرکز سیمرغ یک کمدی متوسط بود که لحظاتی از خنده و سرگرمی داشت اما در نهایت مورد پسند قاطبه مخاطبان واقع نشد.
این شبها شاهد پخش سریال «رویای ریحانه» در شبکه دو هستیم که به دلیل ضعف ساختاری و محتوایی نتوانسته است حق مطلب درباره سوژه ارزشمند فرزندآوری را ادا کند.
تلهتئاترها
تئاتر تلویزیونی یکی از ابزارهای قدرتمند تلویزیون برای جذب مخاطب است و هنرمندان شاخص زیادی در این ژانر کارهایی بهیادماندنی تولید کردهاند. تصمیم به احیای تلهتئاتر اتفاق خوب مرکز سیمرغ است اما به جز «آهسته با گل سرخ» با متن اکبر رادی، بقیه آثار واجد ویژگیهای قدرتمند برای راضی نگه داشتن مخاطب نبودند. مثلا «چای نبات» که ساختاری شبیه به سیتکام هم داشت، بیش از همه به خاطر متن ضعیف و محتوای شعارزده در باب روابط اعضای خانواده لطمه خورد.
تلهفیلمها
تولید فیلم تلویزیونی سرفصل فعالیت پررنگ تلویزیون در دهه هشتاد بود که منجر به ساخت چندین کار موفق با حضور چهرههای مطرح هم شد. احیای تلهفیلم دیگر اقدام مثبت مرکز سیمرغ است اما فعلا نتیجه کارهایی مثل «دستار»، «قصه زینب»، «خوناب» و «شکلات ششم» با نقطه ایدهآل فاصله دارند. البته مواردی مثل بالابودن هزینه تولید، عدم همکاری چهرهها و… را نمیتوان نادیده گرفت. مدیران مرکز سیمرغ لازم است برای جبران با دقت مضاعف به تصویب فیلمنامهها اقدام کنند.
برنامهها
دایره برنامهسازی مرکز سیمرغ متنوع است و موضوعات گوناگونی را شامل میشود. از میان آنها، «جام جم» که اختصاص به بررسی عملکرد صدا و سیما در زمینههای مختلف را دارد، توانسته نظر طیفهای مختلف را به خود جلب کند. دعوت از موافقان و مخالفان و فراهم آوردن بستر گفتوگوهای چالشی برگبرنده این برنامه است.
«زندگی پس از زندگی» که تجربیات نزدیک به مرگ افراد را واکاوی میکند و در ماه مبارک رمضان روی آنتن شبکه چهار میرود، پیش از تاسیس مرکز سیمرغ متولد شد و جایگاهی مناسب میان مخاطبان به دست آورد. حالا اما این مرکز با برنامه همراهی دارد.
این مرکز همچنین متولی مسابقه نسبتا با سابقه «اعجوبهها» شده که فصل جدید آن روی آنتن شبکه سه است و اثری خوب برای کودکان و خانوادهها محسوب میشود. برنامه موفق «ایرانگرد» دیگر محصولی است که مرکز سیمرغ تولید سری جدید آن را برعهده گرفته. همین اتفاق برای برنامههای نه چندان باکیفیت «هموطنز» و «قند پهلو» افتاده است. بنابراین آنها را نمیتوان حاصل بِرندسازی سیمرغ دانست.
«دوقلوها در شهر پنج ستاره» که از شبکه دو پخش میشود، جزو محصولات قابل دفاع مرکز سیمرغ در زمینه برنامهسازی برای مخاطب کودک است. چالشمسابقه «خانه» با موضوع آشنایی مخاطبان با ایران از نظر ایده اثری متفات محسوب میشود ولی دارای پیچیدگی ساختاری است و به همین دلیل تبدیل به برنامهای همه پسند نشده است.
مرکز سیمرغ توجه به استانها را هم در دستور کار خود قرار داده که نتیجه آن تولید مسابقههای «خونهمونه»، «کشاورز شو» و «خانه سبز» شده است. این آثار اگرچه موج ایجاد نکردهاند اما نفس ساخت آنها با هدف پررنگ کردن مفاهیمی مثل اهمیت روستا، فرهنگ اقوام و… واجد تحسین است.
مستندها
مرکز سیمرغ در زمینه تولید مستند، به شکل پررنگ فعال است که به نوشته روزنامه فرهیختگان کیفیت بسیاری از آنها به نسبت آثار داستانی مرکز سیمرغ بهتر است. از جمله مستندهای مرکز سیمرغ میتوان به این فیلمها اشاره کرد: «امیرعلی»، «همه فرزندان من»، «اسماعیل»، «سه روز قبل پرواز»، «جمعه سیاه»، «آلبوم خانوادگی من»، «پلاک ۱۱»، «ماه بالاسر آبادی»، «وداع تهران»، «تاریخ ورزشی ایران» (با جواد خیابانی)، «لیلی من»، «تا آخرین نفس»، «آقای وزیر»، «آذربایجان آتاسی»، «عهدنامه»، «مرگ پشت دیوارهای سبز»، «سید فیصل»، «باقر شمر» و «اربعین».
آینده سیمرغ
آزمون و خطا جزو لاینفک مراکز تازهتاسیس است اما از یاد نبریم سیمرغ، ذیل سازمان صدا و سیما با پشتوانهای مفصل از تجربه تولید، متولد شد. وانگهی، عمر سه ساله برای یک نهاد جدید، آنهم با اقتضائات امروز، راه هرگونه توجیه برای پایین بودن کیفیت آثار ساخته شده را میبندد. پیش از سیمرغ، مدیران قبلی تلویزیون راهکارهایی برای ارتقای کیفی محصولات اندیشدند اما فرجام اغلب آنها شکست و تعطیلی بود. حتی خودشان دیر یا زود پی بردند که راهاندازی مراکز جدید نه تنها باری را از زمین بلند نمیکند که منجر به موازیکاری هزینهزا ایجاد میشود. آیا مرکز سیمرغ به اهداف متعالی و وعدههای جذابی که داده شده است، میرسد؟