محمدرضا کاظمی، رها؛ احتمالا این جمله منتسب به جورج برنارد شاو را شنیدهاید که گفته است: «هرگز با خوک کشتی نگیر، زیرا شما کثیف میشوید و او لذت میبرد!» براساس همین جمله بارها از نوشتن درباره محصولات ضعیف پرهیز کردیم؛ چون احساس کردیم اگر راجع به یک اثر که از نظر هنری جایگاهی ندارد صحبت کنیم، وقت خود و مخاطبانمان را هدر دادهایم.
اما این بار قصد داریم راجع به یکی از بدترین برنامههای در حال پخش از یوتیوب صحبت کنیم؛ برنامه «نصفِ شب» به کارگردانی علی صبوری، بلاگری که با حضور در برنامه «خندوانه» رامبد جوان دیده شد و سپس در بسیاری از رئالیتیشوهای شبکه نمایش خانگی مثل «شبهای مافیا»، «پدرخوانده»، «ناتو» و… حضور پیدا کرد و با قرار گرفتن نامش در کنار هنرمندان شناخته شده، حالا اسم و رسمی به دست آورده است.
کپی از «نیمه شب» قیاسی
یکی از مواردی که در همان ابتدای برنامه شدیداً توی ذوق میزند سبک تیتراژ آن است. ترکیب این تیتراژ در کنار اسم برنامه نشان میدهد که علی صبوری خیلی تلاش میکند شبیه به امیرحسین قیاسی باشد. او اسم برنامهاش را از «نیمه شب» وام گرفته و در تیتراژ ابتدایی هم تلاش کرده مثل تیتراژ اولیه برنامه قیاسی،خود را معرفی کند. درحالی که در برنامه «نیمه شب» تیتراژ بسیار هنرمندانه و جذاب است و نسخه کپی آن در «نصف شب» با اختلاف فاحشی ضعیفتر است.
در هر قسمت از برنامه، صبوری ۸ نفر از حاضران در استودیوی برنامه را به عنوان شرکتکنندگان مسابقه انتخاب میکند که آنها باید با تعریف کردن خاطره، مسخره کردن خود یا یکدیگر، بازی در نقشهای من درآوردی و… از تماشاگران خنده بگیرند و در نهایت برندگان برای مرحله فینال! انتخاب شوند. علی صبوری که اجرای «نصفِ شب» را برعهده دارد، در همین دو قسمت ابتدایی با الفاظی مثل «بیمحتوا ترین برنامه تاریخ» و «برنامه مزخرف»، «نصف شب» را معرفی میکند و جوایزی که برای برندگان برنامهاش در نظر گرفته است را نیز هم تندیسهایی بیارزش مینامد.
فرصتی که برنامهسازان در فضای مجازی به ویژه پلتفرمهای خارجی دارند، این است که بدون مشکل نظارت میتوانند ایدههای خود را عملی کنند و برنامهای استاندارد و حرفهای را تولید کنند، اما در این نمونه میبینیم که نبودن نظارت برای سازندگان «نصف شب» فقط در زمینه شوخیهای جنسی و طنز سخیف کاربرد داشته است و علی صبوری و تیم همراهش در این برنامه آزادانه هر مدل شوخی که دوست دارند انجام میدهند.
شوخی جنسی میکنم پس بامزهام!
نزدیکترین نمونه به آن چیزی که در «نصف شب» پیش از این دیدهایم، تئاترهای کمدی شبانه است که در آنجا بازیگران آزادانه شوخی میکنند و با گفتن دیالوگهای دو پهلو سعی میکنند از مخاطب خنده بگیرند. در برنامه علی صبوری هم تقریباً همین ایده در حال عملی شدن است و ما به ویژه در قسمت دوم با حجم کنترل نشدهای از شوخیهای اروتیک روبرو بودیم که از یک جایی به بعد واقعا آزاردهنده بود.
این مسئله را میتوان در شبکههای اجتماعی هم مشاهده کرد، در زیر پستهایی که برخی از بلاگرها و رسانههای اینستاگرامی به عنوان تبلیغ یا حمایت از این برنامه منتشر کردهاند؛ یا در مطالبی که برخی رسانهها در نقد این برنامه نوشتهاند، بسیاری از کسانی که برنامه را دیدند به محتوای آن و شخص علی صبوری تاختهاند و به کیفیت برنامه اعتراض کردهاند.
موضوع دیگری که در همین قسمتهای ابتدایی توی ذوق میزند عدم تسلط و توانایی علی صبوری در اجرای برنامه است. از آنجایی که او آداب اجرا را نمیداند و قبلاً در این جایگاه قرار نداشته، همان ادبیاتی که در زمان استندآپ کمدی یا ساخت کلیپهای اینستاگرامی دارد را در مقام مجری هم به زبان میآورد. او میخواهد یک مجری شوخ باشد اما بیشتر با بیادبی و برخورد زننده با شرکتکنندگان و تماشاگران برنامهاش سعی میکند برنامه را شاد کند.
در حقیقت صبوری به عنوان مجری و کارگردان هیچ حد و مرزی برای خود قائل نیست و «نصف شب» را کاملاً غیراصولی جلو میبرد. در حالی که یک کمدین حرفهای تلاش میکند در یک شو کمدی با گریز زدن به خط قرمزها لحظات شادی ایجاد کند، اما صبوری در «نصف شب» به سخیفترین شکل ممکن از خط قرمز عبور میکند و خروجی کارش هم کیفیت پایین طنز برنامه را کاملاً نمایان کرده است. او برنامهساز نیست و همانطور که خودش هم در این برنامه بارها اعلام کرده، «نصف شب» اثری بیمحتوا، بیسروته و بیارزش است.
برای نوشتن این گزارش بالاجبار دو قسمت ابتدایی این برنامه را تماشا کردیم، در حالی که اگر این دو ساعت را در خیابانهای تهران (با وجود آلودگی هوا) قدم میزدیم کمتر ضرر میکردیم! تماشای «نصف شب» به جز هدر دادن وقت، از بین رفتن بخشی از بسته اینترنت و به هم ریختن اعصاب، هیچ ارزش افزودهای ندارد و دیدن آن را به هیچکس توصیه نمیکنیم.