پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

بررسی اثرات منفی حذف برنامه‌های تلویزیونی تئاتر در گفت و گوی «رها» با منوچهر اکبرلو

تئاتر در سیاست‌های کلان صداوسیما اولویت ندارد
280
منوچهر اکبرلو گفت: کم‌توجهی تلویزیون به تئاتر در نهایت به کلیت فرهنگ لطمه می‌زند و حتی شاخه‌های دیگر مانند ادبیات، سینما، تئاتر و موسیقی را به طور غیرمستقیم تحت تاثیر قرار می‌دهد.

ندا روزبه، رها: تئاتر یکی از شاخه‌های مهم و تاثیرگذار حوزه نمایش است که با وجود همه مشکلات و ناملایمات طیف زیادی از علاقمندان را با خود همراه می‌کند. تلویزیون برای ترغیب مردم به تماشای آثار صحنه‌ای، معرفی هنرمندان، بازتاب اتفاقات، تحلیل سیاست‌های کلان و… به فراخور برنامه‌هایی تولید و پخش کرده است؛ مثل «مجله تئاتر» ، «نقد تئاتر»، «شب تئاتر» و… حتی رامبد جوان در «خندوانه» به معرفی برخی آثار در حال اجرا اقدام می‌کرد. این اتفاق حالا در تلویزیون رخ نمی‌دهد و جای یک یا چند برنامه تخصصی و نیز عامه‌پسند و کاربردی خالی است. برای بررسی این موضوع با منوچهر اکبرلو، مدرس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر تئاتر که سابقه اجرای برنامه «مجله تئاتر» را هم در کارنامه دارد، گفت‌وگو کرده‌ایم.

 

به نظر شما چرا امروز شاهد ساخت و پخش برنامه‌ای تخصصی، منسجم و کارآمد برای هنر تئاتر، در تلویزیون نیستیم؟
با توجه به گسترش تئاتر در جامعه حداقل از نظر کمی، چه در تهران چه در استان‌ها و رونق تماشاخانه‌های بخش خصوصی بدیهی است برنامه‌ای برای بررسی، اطلاع‌رسانی و معرفی کلیت تئاتر، چه آنهایی که روی صحنه هستند چه شاخه‌های دیگر مانند تئاتر درمانی یا تئاتر کودک، تئاتر آموزشی یا خانوادگی وجود دارد. در واقع می‌تواند نه یک برنامه بلکه چند برنامه برای مخاطبان و نیازهای مختلف طراحی و تولید شود. اما متاسفانه شاهد چنین آثاری نیستیم. به نظر می‌رسد در سیاست‌های کلان صداوسیما، تئاتر اولویتی ندارد. مدیریت رسانه بیشتر به سیاست، اخبار، مسائل اجتماعی و اقتصادی توجه می‌کند و نوبت به تئاتر نمی‌رسد. هرچند مراکزی برای تولید تئاتر تعریف شده، اما عملا از اولویت خارج شده و جایگزینی برای آن در نظر گرفته نشده است.

 

آیا این یک تصمیم استراتژیک از سوی تلویزیون است؟
به ‌نظر من این تصمیم، استراتژیک نیست؛ بلکه ناشی از اهمیت ندادن به تئاتر در تلویزیون است.بهتر است بگویم نشناختن ظرفیت تئاتر است. ذهنیت‌شان این است که تئاتر، هنری‌ست برای قشر کوچکی از جامعه. از طرفی مراکز تصمیم‌گیری در این زمینه، متعدد و موازی عمل می‌کنند. به‌طور مثال در مورد یک تله‌تئاتر مشخص نیست که کدام شبکه یا شورا تصمیم‌گیرنده است. این آشفتگی باعث می‌شود انگیزه تهیه‌کنندگان و کارگردانان برای ساخت برنامه‌های تئاتری کاهش یابد.چون بیشترین انرژی آنها صرف دویدن بین شوراها و مراکز و جلسات می‌شود.

 

 فاصله بین تلویزیون و تئاتر، در درجه اول به ضرر چه کسی است؟ هنرمند، مخاطب یا هر دو؟
در هر حوزه‌ای وقتی کالای فرهنگی مربوطه تولید، عرضه، اطلاع‌رسانی یا ترویج و تبلیغ نمی‌شود، همه متضرر می‌شوند. تلویزیون با خالی گذاشتن این خلاء، از بخش‌ بزرگی از مخاطبان غافل می‌شود. طبیعی است هنرمند نیز ابزار مهم اطلاع‌رسانی و تبلیغ آثارش را از دست می‌دهد و نمی‌تواند بازخورد واقعی جامعه یا نظر کارشناسان را دریافت کند. اما بیش از همه، مخاطب ضرر می‌کند؛ چون از یک ابزار بزرگ هنری-آموزشی محروم و فرهنگ تئاتر دیدن ترویج می‌شود. در نتیجه کل جامعه از امری مهم به نام تئاتر بی‌بهره می‌شوند.

 

 به جز بحث تبلیغات و ناشناخته ماندن هنرمندان، این گسست چه آسیب‌های دیگری به پیکره‌ تئاتر کشور زده است؟
همراه نبودن تلویزیون با تئاتر، آسیب‌های متعددی داشته است. یکی از مهم‎ترین آنها محرومیت از تله‌تئاتر است؛ قالبی که در تمام دنیا چایگاه خود را دارد و نیز به ترویج تئاتر کمک می‌کند. در نبود آن، بسیاری از مردم که به دلایل مختلف امکان حضور در سالن تئاتر را ندارند، عملا از این هنر محروم می‌شوند. همچنین معرفی هنرمندان و آثار جدید از طریق رسانه تلویزیون صورت نمی‌گیرد. کم‌توجهی به تئاتر درنهایت به کلیت فرهنگ لطمه می‌زند و حتی شاخه‌های دیگر مانند ادبیات، سینما، تئاتر و موسیقی را به طور غیرمستقیم تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

 آیا شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های آنلاین توانسته‌اند این خلاء رسانه‌ای را پر کنند؟
شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های آنلاین تاثیرات مختلفی دارند. شبکه‌های اجتماعی تا حدی نقش اطلاع‌رسانی، تبلیغ و ترویج را بر عهده گرفته‌اند. امروز می‌توان از سایت‌های تخصصی و صفحات هنرمندان برای اطلاع از اجراها یا دیدن بخشی از صحنه‌ها استفاده کرد. اما پلتفرم‌های آنلاین هنوز برنامه‌ای جدی در این زمینه تولید نکرده‌اند. نگاه غالب آن‌ها صرفا جذب مخاطب عام است؛ نه تولید برنامه‌هایی برای مخاطب فرهنگی و خاص که می‌توانند تأثیر غیرمستقیم عمیق بر جامعه بگذارند. تلاش‌هایی برای ساخت برنامه‌ای شبیه «مجله تئاتر» در پلتفرم‌ها صورت گرفته، اما معمولا از من خواسته شده به سمت موضوعات سینمایی بروم.آن هم که می‌دانیم متأسفانه اغلب برنامه‌های موجود به گفت‌وگو با سلبریتی‌ها و محتوای تفریحی محدود می‌شوند. درحالی‌که تجربه جهانی نشان داده می‌توان برنامه‌هایی ساخت که هم سرگرم‌کننده باشند و هم به ارتقای فرهنگ، از جمله تئاتر، کمک کنند.

 

اکبرلو سال‌ها مجری برنامه «مجله تئاتر» بوداکبرلو سال‌ها اجرای برنامه «مجله تئاتر» را برعهده داشت

 

 به نظر شما برنامه «مجله تئاتر» در زمان پخش چقدر توانست در شناساندن نمایش به مخاطب عام موفق باشد؟
این‌که یک برنامه از جمله «مجله تئاتر» تا چه اندازه در رسیدن به اهدافش موفق بوده، نیاز به نظرسنجی دارد. اما آن‌چه من شخصا شاهدش هستم، این است که هنوز هم پس از سال‌ها وقتی به سالن‌های تئاتر می‌روم تماشاگران، همکاران، منتقدین و کارگردان‌ها می‌پرسند که آیا این برنامه دوباره تولید و عرضه خواهد شد یا خیر. همچنین بسیاری از دوستان در استان‌ها می‌گویند هنگام پخش برنامه دور هم جمع می‌شدند و پس از پایان برنامه درباره مباحث مطرح‌شده به گفت‌وگو و تبادل نظر می‌پرداختند. فکر می‌کنم همین دو شاخص نشان می‌دهد که «مجله تئاتر» توانسته بود تا حد زیادی جایگاه خود را میان مخاطبان پیدا کند.

 

اگر پیشنهاد اجرای یک برنامه‌ تخصصی تئاتری مطرح شود، شرط شما برای پذیرش چیست؟
اگر احساس کنم می‌توانم مفید باشم، حتما طرح خود را ارائه می‌دهم و از تولید آن استقبال می‌کنم. ترجیح می‌دهم چنین برنامه‌ای در پلتفرم‌ها اجرا شود، چرا که مخاطب تلویزیون کمتر شده و برنامه‌های فرهنگی در میان انبوه برنامه‌های سیاسی و سرگرمی گم می‌شوند. مهم‌تر اینکه تصور غلطی وجود دارد که برنامه تئاتری فقط برای قشری خاص است؛ در حالی‌که به باور من این برنامه می‌تواند برای همه اقشار جامعه جذاب باشد. پیشنهاد من ساخت چند برنامه متفاوت است: یکی برای اهالی و متخصصان تئاتر، دیگری برای مخاطب عام با محور اطلاع‌رسانی و تبلیغ، و برنامه‌ای دیگر ویژه خانواده‌ها که به نقش تئاتر در تعلیم و تربیت و ایجاد روابط بهتر می‌پردازد. طبیعی است که هر یک از این برنامه‌ها فرم تولید مخصوص به خود را خواهد داشت.

 

برای ساخت دوباره پل ارتباطی بین تلویزیون و تئاتر، اولین قدم از نظر شما چیست؟ این قدم را چه کسی باید بردارد؟
اولین قدم این است که مدیران ارشد تلویزیون از خود بپرسند: «آیا به تئاتر نیاز داریم یا خیر؟» اگر کارشناسان بتوانند آن‌ها را قانع کنند که تئاتر، علاوه بر ارزش ذاتی، ابزاری مؤثر برای انتقال فرهنگ و تحقق اهدافی چون تربیت اجتماعی، مذهبی و شهروندی است، آن‌گاه تلویزیون تئاتر را به‌عنوان یک اولویت خواهد پذیرفت، نه یک برنامه حاشیه‌ای. در غیر این صورت، وضعیت همین‌گونه باقی خواهد ماند و بیشترین آسیب متوجه مردم و فرهنگ جامعه خواهد بود.

 

الگوی عملیاتی تولید برنامه‌های تئاتری چیست؟ آیا باید سراغ محصولی شبیه به «مجله تئاتر» رفت؛ یا برای جذب نسل جدید، باید قالب‌های کاملا جدید و متفاوت را مد نظر داشت؟
همان‌طور که گفتم باید متناسب با مخاطبان مختلف، قالب‌های متفاوت طراحی شود. مشکل یک برنامه واحد این است که تولیدکنندگان نمی‌دانند باید چگونه با مخاطبان متنوع رفتار کنند. بنابراین لازم است برای هر گروه مخاطب، فرم خاصی در نظر گرفت. بدیهی است که برنامه‌ای تخصصی برای مباحث نظری و آموزشی تئاتر با برنامه‌ای برای خانواده‌ها یا نسل جوان تفاوت خواهد داشت. از زمان «مجله تئاتر» تاکنون جامعه تغییر کرده، سلیقه‌ها و ادبیات گفتاری متفاوت شده و لازم است قالب‌های جدیدی طراحی شوند تا ارتباط مؤثرتری با مخاطب امروز برقرار شود.باید به چند نوع برنامه متفاوت برای دسته‌های مختلف مخاطب فکر کرد. یکی برای اهل نظر با محتوای سنگین درباره مباحث سنگین و نظری تئاتر. برنامه دیگر برای مخاطبی که اهل دیدن تئاتر است .که باید برای او وجه تبلیغی و اطلاع رسانی و جذابیت‌های تئاتر مطرح شود. همچنین برنامه‌ای برای کسانی که با کودکان سروکار دارند.مثل مربیان و معلمان. و برنامه دیگر برای خانواده‌ها. این برنامه‌های مختلف را با رویکردهای مختلف طراحی کرده‌ام.تا چه زمان تولیدش امکان‌پذیر باشد.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *