محراب توکلی، رها؛ امیر ابیلی، یکی از کارگردانان فیلم کوتاه جنایی-معمایی «مرتد» است که پس از رونمایی در جشنواره چهلویکم فیلمکوتاه تهران، در قالب اکران بسته فیلم «دادخواست» با محوریت درام دادگاهی در گروه سینمایی هنر و تجربه هم روی پرده رفت.
ابیلی که سابقه نگارش فیلمنامه برای سریالهایی همچون «پلاک ۱۳» و «چشمبندی» در تلویزیون و «دختران کوچه غم» در شبکه خانگی و همچنین فیلم سینمایی «آبی روشن» را هم در کارنامه خود دارد، از ایده و مضمون فیلمکوتاه «مرتد»، چالشهای قصهگویی در سینمای کوتاه، تأثیرپذیری از ژانرهای کلاسیک و استفاده از روایتهای چندگانه برای بررسی تقابل قانون و عدالت در این اثر گفت.
فیلم کوتاه «مرتد» به نویسندگی امیر ابیلی و کارگردانی مشترک وی با داوود مرادیان ساخته شده است.
مضمون «مرتد» از تقابل قانون و عدالت شکل گرفت
امیر ابیلی درباره ایده اولیه و طراحی داستان فیلمکوتاه «مرتد» به خبرنگار رها گفت: فیلم «مرتد» روایتگر داستان بازپرسی است که با روایتهای متناقض شاهدان و متهمان یک قتل مواجه میشود. هر شخصیت بخشی از حقیقت را پنهان میکند، اما در لایههای عمیقتر، فیلم به بررسی این پرسش میپردازد که آیا قانون همواره عدالت را تضمین میکند یا گاه قدرت و روابط انسانی آن را تحتالشعاع قرار میدهند.
وی افزود: این اثر، مرثیهای برای روابط انسانی است که در قالب یک روایت جنایی ارائه شده است. مضمون اصلی فیلم این است که حتی در میان تناقضات و فریبها، میتوان به حقیقتی اخلاقی دست یافت، هرچند این حقیقت تلخ و پیچیده باشد. ما از طریق یک موقعیت دادگاهی به زنجیرهای از روابط انسانی میرسیم که یک جرم به ظاهر ساده، موجی از پیامدهای عاطفی و اخلاقی را به دنبال دارد. در این فیلم، همانند اثر قبلیام «گورکن»، دغدغهام تلفیق ژانر جنایی-معمایی با مفاهیم عمیقتر بود. در «گورکن» تلاش کردیم نشان دهیم که میتوان قصهای جنایی را با جهانبینی دینی روایت کرد، و در «مرتد» این مسیر را با تمرکز بر روابط انسانی ادامه دادیم.

ژانر جنایی در مسیر روایتهای چندگانه
کارگردان فیلم کوتاه «گورکن» بیان کرد: من از آثار کارگردانانی چون آلفرد هیچکاک و ژان رنوار تأثیر پذیرفتهام، بهویژه فیلم «راشومون» ساخته آکیرا کوروساوا که با روایتهای متناقض، مفهوم حقیقت را به چالش میکشد. همچنین، از فیلمهای «روانی» و «پنجره پشتی» هیچکاک، ایده تعلیق جنایی همراه با عمق روانشناختی را وام گرفتهام. این آثار به من کمک کردند تا در مدتزمان محدود فیلم کوتاه، لایههای انسانی و پیچیدگیهای روایی را خلق کنم. هدف ما در «مرتد» این بود که بررسی کنیم آیا میتوان در نیم ساعت، هم پوستهای جنایی را بهدرستی پرداخت کرد، هم شخصیتها را معرفی نمود و هم روابط میان آنها را بهصورت باورپذیر شکل داد.
نویسنده مجموعه نمایش خانگی «کوری» توضیح داد: در «مرتد» سعی داشتیم از ساختار روایی چندگانه، مشابه «راشومون»، استفاده کنیم. در این ساختار هر روایت، زاویه دید جدیدی به ماجرا ارائه میدهد. این فیلم ترکیبی از واقعیتهای دادگاهی و خیالهای ذهنی شخصیتهاست که با لحنی تاریک و نوآر روایت شده و تنوع لوکیشنها، از فضاهای داخلی پاسگاه تا صحنههای خارجی قتل، به آن عمق بخشیده است. برخلاف «گورکن» که در یک لوکیشن متمرکز بود، در «مرتد» از لوکیشنهای متنوع برای تقویت حس و حال روایت استفاده کردیم.»
وی تأکید کرد: چالش اصلی ما این بود که در مدتزمان نیمساعته، نهتنها ساختار جنایی را بهدرستی پیاده کنیم، بلکه چهار یا پنج شخصیت را با روابط پیچیدهشان معرفی کنیم. در سینمای کوتاه ایران، قصهگویی کامل و چندلایه اغلب بهعنوان تلاش برای شبیهسازی فیلم بلند مورد انتقاد قرار میگیرد، در حالی که در جشنوارههای بینالمللی، فیلمهای کوتاه با پتانسیل گسترش به فیلم بلند مورد تقدیر قرار میگیرند. ما در «مرتد» تلاش کردیم نشان دهیم که میتوان در زمان محدود، نقاط عطف و پیچهای داستانی خلق کرد بدون اینکه روایت ناقص به نظر برسد. همچنین، برخلاف برخی کلیشههای رایج، از موسیقی بهعنوان عنصری دراماتیک بهره بردیم، زیرا معتقدیم فیلم کوتاه نباید از ابزارهای روایی محروم شود. متأسفانه در ایران، نگاهی وجود دارد که گویی قصهگویی کامل یا استفاده از موسیقی، فیلم را از حالت جشنوارهای و هنری خارج میکند. این دیدگاه محدودکننده، قصهگویی در سینمای کوتاه را به حاشیه رانده است. ما در «مرتد» کوشیدیم این کلیشهها را بشکنیم و با استفاده از کهنالگوهای انسانی مانند عدالت و انتقام، روایتی جهانی و جذاب ارائه دهیم.
چالشهای قصهگویی در سینمای ایران
ابیلی در صحبتهای خود در مورد «مرتد» به چالشهای قصهگویی در سینمای ایران نقبی زد و اظهار داشت: یکی از مشکلات اصلی سینمای ایران، بهویژه از اوایل دهه نود، افول قصهگویی است. به نظر میرسد قصههای جدید و اصیل کمتر خلق میشوند و بسیاری از آثار به پروژههای تکراری و کلیشهای تبدیل شدهاند که صرفاً برای تصویب و کسب درآمد تولید میشوند. این مسئله در شبکههای نمایش خانگی نیز مشهود است، جایی که سریالها اغلب فاقد نوآوری هستند.
راه نجات تلویزیون برنامهسازی با سلبریتیها نیست!
وی در ادامه نیمنگاهی به شرایط و اوضاع تلویزیون در این امر داشت و عنوان کرد: در تلویزیون نیز وضعیت نامناسبتر است. در گذشته، تلویزیون با سریالهایی مانند «ساعت شنی» یا «نرگس» که به مسائل اجتماعی حساس میپرداختند، پیشرو بود. اما اکنون، تولیدات عمدتاً به سریالهای ایدئولوژیک و کمکیفیت محدود شدهاند که فاقد جذابیت و تنوع هستند. حتی سریالهای تاریخی نیز از کیفیت پایینی برخوردارند و فاقد عمق لازماند. درام و ملودرام، ستونهای اصلی تلویزیون هستند، اما با حذف آنها، هیچ میزان از حضور سلبریتیها یا برنامهسازی نمیتواند تلویزیون را احیا کند.
این فیلمنامهنویس و کارگردان در پایان افزود: این مشکل در سینمای کوتاه نیز وجود دارد. برای مثال، در جشنوارههای گذشته، آثاری مانند «زیر سایه بلوط» جایزه فیلمنامه دریافت کردند، در حالی که فاقد قصه و شخصیتپردازی مشخص بودند. این نگاه کلیشهای که فیلم کوتاه نباید قصه کامل داشته باشد، مانع شکوفایی استعدادها شده است. در حالی که در جهان، فیلمهای کوتاه قصهگو مورد استقبال قرار میگیرند، در ایران این نوع روایت بهعنوان جرم تلقی میشود. ما در «مرتد» تلاش کردیم با استفاده صحیح از کهنالگوهایی مانند عدالت و انتقام، که ریشه در فطرت انسانی دارند، نشان دهیم که قصهگویی درست همیشه جواب میدهد، به شرطی که قواعد روایی رعایت شوند. متأسفانه در ایران، حتی بدیهیات قصهگویی نادیده گرفته میشود و این مانع از خلق آثار باکیفیت شده است.