شنبه, ۹ خرداد , ۱۴۰۵ - ۳۰ می ۲۰۲۶

نگاهی به فیلم تهران کنارت

خب که چی؟
126

رها|مهران زارعیان: فیلم «تهران کنارت» چیزهایی دارد که می‌توان آن را دوست نداشت و چیزهایی نیز دارد که آن را از انبوه آثار تکراری و تُهی‌مانده در سینمای بدنه‌ی امروز ما متمایز می‌کند. خلاصه‌اش این است که «تهران کنارت» از ابتدا تا انتها می‌تواند مخاطب را سرگرم کند و موقعیت‌های خوش‌رمق به مخاطب ارائه دهد، اما از خلق یک کل منسجم و تشکیل‌دهنده یک قصه متعارف، عاجز است.

زمانی که تیتراژ پایانی فیلم را می‌بینیم، با توجه به زمان نسبتاً کم فیلم، احساس می‌کنیم که چیزی کم است و یک جور «خب که چی؟» می‌طلبد که در انتها از ضمیر مخاطب گفته شود. دلیلش این است که «تهران کنارت» نه به لحاظ داستانی، چیزی دارد که در روند فیلم برای مخاطب مهم و عمده شود یا در نهایت به نتیجه خاصی برسد و نه در معنا و مفهوم، عمق می‌یابد یا پازلی از تفکر درباره زندگی را برای چینش توسط مخاطب خلق می‌کند. «تهران کنارت» فقط می‌تواند بسان قطعاتی از سکانس‌های متفرق مفرح، مخاطبش را جذب کند و گاهی لبخند و گاهی حس غافلگیری در او برانگیزد. البته این روزها همین حد از تسلط به سینما نیز در بسیاری از فیلم‌های گیشه‌ای دیده نمی‌شود و «تهران کنارت» از این حیث، قدم رو به جلویی است، خصوصاً که در ترکیب بازیگران و در ایده‌های داستانی و همچنین در حال و هوا و فضاسازی، جنبه‌های تازه‌ای دارد که در فیلم‌های دیگر کمتر به چشممان خورده است.

فیلم «تهران کنارت» یک روایت غیر خطی بی‌کارکرد و غیر ضروری دارد که چند پارگی داستانی‌اش را تشدید کرده و فرمتی شبیه به مجموعه‌ای از کلیپ‌ها و تک‌سکانس‌های جذاب اما فاقد روح وحدت‌بخش بدان بخشیده است؛ به نظر می‌رسد این رویکرد قرار بوده به نمونه‌های خارجی مثل «آفتاب ابدی ذهن بی‌آلایش» یا سه‌گانه «پیش از» ریچارد لینکلیتر نزدیک بشود اما دستاوردی فراتر از ساختن یک لحن بانمک و جوان‌پسندانه‌ی امروزی پیدا نمی‌کند.

در همین راستا، قصه فیلم خیلی لاغر و فاقد حد نصابی از روند پیش‌رونده دراماتیک است. حتی اگر قطعات به هم ریخته سکانس‌ها را با ترتیب زمانی خطی مرتب کنیم، از نقطه شروع تا نقطه پایان فیلم، چندان تحول و تغییر خاصی رخ نمی‌دهد و فیلم نتوانسته شخصیت‌ها را با تصمیماتشان در یک سلسله وقایع علت و معلولی منطقی به نقطه پایانی برساند.

در کنار لاغری قصه، فیلم به لحاظ مولفه‌های جامعه‌شناختی نیز فاقد یک تصویر انضمامی از پیچیدگی‌ها، دغدغه‌ها و مسائل پر جزییات درباره شخصیت‌هایش به عنوان نمایندگانی از نسل جدید است. به عنوان مثال، جایگاه طبقاتی شخصیت‌های فیلم چندان مشخص نیست. از طرفی اشاراتی به مشکلات مالی شخصیت پاشا با بازی علی شادمان می‌شود و از طرف دیگر، شاهد فضاهای لوکس، خریدهای گران قیمت، ماشین‌های خارجی و تفریحات جوانانی از قشر ثروتمند در فیلم هستیم. نکته دیگر این است که چیزی جز عشق و عاشقی، آن هم از نوع آبکی و غیر شکوهمند آن، در ذهن و ضمیر دو شخصیت اصلی فیلم وجود ندارد و گویی آن‌ها مسئله و مشغله و نیاز و ارزش و فکری جز رابطه عاطفی با هم ندارند. مسئله مهاجرت شاید تنها مسئله‌ای به غیر از دغدغه عشق و عاشقی باشد که در فیلم توسط شخصیت لی‌لی با بازی آناهیتا افشاری دنبال می‌شود. به طور کلی شخصیت‌ها و آدم‌هایی که در فیلم می‌بینیم، فاقد هرگونه عمق شخصیت‌پردازی یا هویت جامعه‌شناختی انضمامی و ملموس هستند. این امر البته الزاماً یک ضعف سینمایی نیست، چرا که یک فیلم ممکن است رسالت خود را بازنمایی تصویری از جامعه نداند و صرفاً بخواهد قصه بگوید یا لحظاتی مفرح و با غنای دراماتیک برای مخاطب خود خلق کند اما دایره اثرگذاری و اهمیت چنین فیلمی، افت می‌کند و اندازه آن کوچک می‌شود.

«تهران کنارت» ولی چیزهایی برای دوست داشتن هم دارد. مهمترین مزیت فیلم، دستیابی به یک زبان و لحن سینمایی بانمک است که کمتر شبیه آن را می‌بینیم. نسب این فیلم، به فیلم‌های رمانتیک عامه‌پسند می‌رسد که از دهه هفتاد تحت عنوان «فیلم‌های دختر پسری» معروف بود. فیلم‌های جوان‌پسندانه و شورانگیزی که بازیگران جوان خوش‌سیما را به خدمت می‌گرفتند و معمولاً به قصد فروش بالا ساخته می‌شدند. در اوایل دهه هشتاد، فیلمی مثل «کما» چنین کارکردی داشت و محمدرضا گلزار پای ثابت این آثار بود. در اوایل دهه نود، فیلم «رخ دیوانه» ساخته شد که از جهت وارد شدن به مسائل جدیدتری مثل شبکه‌های اجتماعی، بازنمایی به‌روزتری از مناسبات جوانان داشت. «تهران کنارت» نیز در چنین جایگاهی قرار می‌گیرد با این تبصره که بیش از آنکه به دلیل بازنمایی تصویر امروزی و حقیقی از مناسبات جوانان حرفی برای گفتن داشته باشد، در خلق موقعیت‌های دراماتیک جذاب و دارا بودن لحن و زبانی مفرح مزیت دارد.

در «تهران کنارت» فضاهایی مثل فروشگاه شیک لباس، پینت‌بال، عروسی، فیلم دیدن بر پرده در فضای باز، پارتی شبانه هالووینی، رستوران دریایی و… وجود دارد که صرف نظر از فقدان نسبت آن‌ها با فرهنگ اصیل ما، به فیلم رنگ و لعاب فریبنده‌ای بخشیده است و جلوه‌هایی از پاپ کالچر در آن موجود است. «تهران کنارت» علی‌رغم تاکید بر پایتخت ایران در عنوانش، هویت شهری روشنی ندارد و برخلاف نمونه ارزشمندی مثل «قایق‌سواری در تهران»، مناسبات اجتماعی و جغرافیایی شهر در آن غایب است و فیلمنامه‌اش می‌توانست در هر شهر مدرنی در جهان، از توکیو تا بروکسل به تصویر کشیده شود. با این حال اگر صرفاً با عینک سینه‌فیلی و از روی علائق فیلمبازانه به «تهران کنارت» نگاه کنیم، موقعیت‌های دراماتیک و دیالوگ‌نویسی در آن می‌تواند تا حد زیادی سرگرم کند و مزه ایجاد کند.

استفاده علی بهراد از موسیقی‌های عامه‌پسند ایرانی و خارجی در «تهران کنارت» در راستای همان رویکرد پاپ کالچر فیلم است که بدان اشاره شد. اشاراتی به شهرام شب‌پره، حسن شماعی‌زاده یا حتی استفاده نامتعارف از ترانه خواننده زن، نوعی بازی با خطوط قرمز و ساختارشکنی است که در سال‌های اخیر در سینمای بدنه به وفور از این ایده استفاده شده و مشخص نیست که چرا چنین تمهید پوپولیستی‌ای هر چه قدر هم که تکرار شده، توسط سازندگان این قبیل فیلم‌ها، کنار گذاشته نمی‌شود. در «تهران کنارت» علاوه بر موسیقی، سبک زندگی مصرفی غربی و تفریحات گران‌قیمت نیز تصویر امروزی از جوان ایرانی را نمایندگی می‌کند که گرچه از نظر سینمایی برای چنین فیلمی، کارکرد زیبایی‌شناسانه دارد اما به لحاظ فرهنگی چندان سازنده و جالب نیست.

اتکای اصلی فیلم به شیمی رابطه بین پاشا و لی‌لی است که آناهیتا افشار و علی شادمان به خوبی توانسته‌اند عمده بار فیلم را بر دوش بگیرند و از آنجایی که این زوج در سینمای ایران تکراری نیست، می‌توان اعتبارش را به فیلم «تهران کنارت» داد که از پس یک رمانس جوان‌پسندانه با زبان و لحن خاص خود، برآمده است. دیالوگ‌نویسی نیز از سطح بالایی از پختگی برخوردار است و توانسته صحنه‌های طولانی گفتگوی عاشقانه بین دو شخصیت اصلی را پیش‌رونده و جذاب سازد. جسارت فیلمساز برای استفاده از روایت غیر خطی و پس و پیش کردن وقایع متناسب با نوعی غافلگیری و ایجاد کنجکاوی برای مخاطب، نکته عامه‌پسند دیگر فیلم است که گرچه کارکرد دراماتیک خاصی ندارد و ادایی و الصاقی به نظر می‌رسد اما «تهران کنارت» را از فیلم‌های تخت و نخ‌نمای کمدی آبکی این روزهای سینمای ایران با نوعی جسارت سینه‌فیلی، متمایز می‌کند.

«تهران کنارت» فیلمی است که در یاد نمی‌ماند و کارکردی فراتر از یک زنگ تفریح بامزه برای مخاطب ندارد؛ مخاطبی که به تازگی اضطراب جنگ تحمیلی و تلخی‌های آن را چشیده و شاید دیدن چنین فیلم شاداب و خوش‌حس‌وحالی بتواند برای او عصر یک روز بهاری را گواراتر کند.

انتهای پیام/


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *