مریم قاضیزاده، رها؛ دوشنبهای که گذشت برای علاقهمندان سریال و موسیقی، بیش از همیشه شنیدنی شد. دو قطعه تازه از دو خواننده برجسته موسیقی ایران – محسن چاوشی و علیرضا قربانی – همزمان در دو سریال متفاوت منتشر شد که هر یک به سبک خاص خود، تجربه شنیداری بیننده را غنیتر کرد.
ترانه عاشقانه چاوشی برای «بامداد خمار»
در قسمت ۱۰ سریال «بامداد خمار» شنونده قطعه «عجب اومدی» که سومین قطعه چاووشی برای این سریال است بودیم. این قطعه نیز مانند قطعه «بامداد خمار» و «پناه» مضمونی عاشقانه دارد که حسرت و انتظار را به تصویر میکشد و به نظر میرسد ادامه همان خط احساسی دنبال شده؛ با شعری لبریز از احساس، بازتاب دهنده گلایههای عاشق از حضور عشق است که توانسته به خوبی با فضایی که سریال در حال روایت آن است، همسو شود.
به نظر میرسد این اثر جدید در ادامه مسیر هنری چاووشی است که سالهاست با قطعاتش توانسته مخاطب را درگیر احساسات عمیق کند و با داستانهای موسیقایی همراه سازد.
وی بار دیگر نشان داد چطور میتوان شناسه صوتی یک اثر را از طریق صدا و ملودی تعریف کرد. صدای خاص و حسی چاووشی، که سالهاست در موسیقی ایران به عنوان یکی از تأثیرگذارترین خوانندگان پاپ و راک شناخته میشود، توانسته با رنگ و بویی متفاوت فضای خاص این سریال را بازتاب دهد.
صدای چاوشی در تیتراژ، چه در آکوردهای ملودیک و چه در لحن اجرایی، لحنی با طنین خاص به قصه میبخشد که بهوضوح با حالوهوا و پیچیدگیهای شخصیتهای «بامداد خمار» همسوست. این هماهنگی میان موسیقی و روایت، یکی از دلایل جذابیت این قطعه است؛ جایی که موسیقی نه تنها عنصر تزیینی، بلکه بخشی از تجربه داستانی سریال میشود.
همخوانی جذاب قربانی در «هزارویک شب»
همزمان با این قطعه، شنونده صدای علیرضا قربانی با همراهی سحر بروجردی در تیتراژ قسمت سوم سریال«هزار و یک شب» نیز بودیم.
قربانی که بیش از دو دهه است در موسیقی سنتی و تلفیقی ایران حضور دارد و شهرت و محبوبیت خود را در اجراهای زنده و آلبومهایش به دست آورده، این بار با صدایی گرم و پرطنین فضای روایی سریال را با زبانی ملودراماتیک بازتاب داده است.
وی نه تنها در عرصه کنسرتهای بینالمللی شناختهشده است، بلکه سابقه قابلتوجهی در خواندن تیتراژ سریالها و فیلمهای تلویزیونی دارد؛ او تاکنون خوانندگی تیتراژ بیش از ۱۵ سریال، ۵ فیلم سینمایی و ۲ مستند را بر عهده داشته که محبوبیت و تاثیرگذاری آنها را در حافظه شنوندگان ثابت کرده است که از جمله آنها میتوان به سریالهایی مانند «مدار صفر درجه»، «همگناه»، «بیگناه» و بسیاری آثار دیگر اشاره کرد که صدای پر طنین قربانی به جذابیت آنها افزوده و در ذهن مخاطبان سینما و تلویزیون نقش است.
محبوبیت هنرمندان و تاثیر بر تجربه مخاطب
نکته قابل توجه اینکه هر دو خواننده در حوزه موسیقی ایران محبوبیت گستردهای دارند؛ چاوشی بهعنوان یکی از پرچمداران موسیقی معاصر پاپ و قربانی بهعنوان چهرهای شناختهشده در موسیقی سنتی و تلفیقی.
این محبوبیت باعث میشود وقتی آثارشان در قالب تیتراژ منتشر میشود، نه تنها گوشهای از اثر شنیداری جذاب میشود، بلکه نوعی انتظار و هیجان نیز برای دنبال کردن سریال در مخاطب ایجاد میکند که تجربههای قبلی، مؤید این ادعا است.
علاوهبر این، تجربه شنیداری موسیقی تیتراژ، بهعنوان یکی از نقاط اتصال بین مخاطب و اثر بصری، میتواند به یادمانیتر شدن سریال کمک کند؛ بهویژه وقتی اجرا با احساس و مفهوم اثر هماهنگ باشد و میتوان خوش بین بود که تجربه تماشای این دو سریال در روزهای دوشنبه، ماندنی شود.
دیدگاه ها (1)
ناشناس
۲۵ آذر, ۱۴۰۴ at ۶:۵۴ ب٫ظباز هم استاندارد دوگانه، میون پلتفرم های مکش مرگ ما و تلوزیون ،یک طرف گل و گشاد، همه چیز باید در حد شاهکار جلوه داده بشه، اونطرف اما احیانا اگر بنا شد تعریفی هم بشه باید یادمون نره که حتما چهارتا تیکه و کنایه و نقد منفی هم چاشنی کار کنیم، اگر میگی خلاقه عوضش متوسط رو بزن تنگش،اما ااونور نه، اقتباس از کتاب دهه شصتی مساویست با اوج نوآوری،دوربین رو دست های چشم مخاطب رو جلا میده بازی ها در حد هالیوود دهه هفتاد موسیقی ترند قبل از شنیده شدن