محمد صابری، رها: در لابهلای شلوغی روزهای پایانی جشنواره سیوهفتم و یک شب مانده به برگزاری آیین اختتامیه بود که فرصت گفتوگویی صریح با حامد جعفری را به دست آوردیم. دبیر جوان این دوره از جشنواره کودک که خود سابقه تهیهکنندگی در حوزه سینمای انیمیشن را داشته و در همین جشنواره، پیشتر عضویت در هیأت داوران را هم تجربه کرده است.
همین سابقه باعث شده جعفری، اشراف نسبتا کاملی درباره این رویداد و نقاط ضعف و قوت آن داشته باشد اما «حامد جعفری دبیر» به نسبت «حامد جعفری تهیهکننده» بسیار محافظهکارتر است و در فرازهایی از همین گفتوگو ترجیح داد «آف رکورد» درباره حاشیهها صحبت کند و از اشاره مستقیم و مصداقی به نام هیچ فیلمی هم استقبال نکرد!
دوره سیوهفتم جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان امشب و با برگزاری آیین اختتامیه به کار خود پایان میدهد و این گفتوگو تلاشی است برای ثبت روایت دبیر این رویداد از متن و حاشیههایش.
◉ زمانی که فعالیتها و اظهارنظرهای حامد جعفری را در جریان فعالیتهایش بهعنوان یک سینماگران حوزه کودک رصد میکردیم، همواره کاراکتری مطالبهگر داشت و حتی با بیان صریح هم مطالبات خود را مطرح میکرد؛ امروز که در جایگاه دبیر، از زاویه متفاوتی جشنواره فیلم کودک را نگاه میکنید، چقدر انتظارات و مطالبات و حتی گلایههایی که شاید در دل خود داشتید اما رسانهای نمیکردید، تغییر کرده است؟
من هنوز هم همانگونه فکر میکنم و همان مطالبات را هم دارد، اما امروز میفهمم که برخی مقتضیات، مصلحتها و مناسبتها گاهی مانع میشود که آنچه انسان فکر میکنند درست است، محقق شود. فقط علم داشتن به یک موضوع برای تحقق آن کافی نیست و باید همه مقتضیات دیگر هم برای آن فراهم باشد. پیش از این و در مقام فیلمساز، همواره همه چیز را با شرایط مطلوب مقایسه میکردم و هیچگاه مقتضیات دیگر را در نظر نمیگرفتم، کما اینکه دلیلی هم نداشته که آنها را در نظر بگیرم. حوزه کودک، حوزه روایتهای صادقانه است و مخاطب این حوزه هم بسیار صادق است. به همین دلیل خیلی راحت در میانه نمایش فیلمی که دوستش ندارد بلند میشود و سالن را ترک میکند، حتی به راحتی میگوید فیلمتان به درد نمیخورد! براساس همین صداقت، اگر امروز از من سوال کنید آیا وضع جشنواره فیلم کودک مطلوب است، هم میگویم نه و برای آن دلیل دارم و هم میگویم بله و برای آن هم دلیل دارم. اگر میگویم بله، به این دلیل است که باید توجه داشته باشیم از ۲۱ مرداد که مشخص شد جشنواره در اصفهان برگزار میشود، تا موعد برگزاری تنها یک ماه و بیست روز فاصله بوده است.
◉ حواستان هست که این استدلال کارتان را برای آینده سخت میکند؟ چون سال آینده اگر همچنان دبیر این رویداد باشید، دیگر نمیتوانید کم بودن زمان را بهانه پایین بودن کیفیت کنید!
حتما سال آینده هم اگر باشم، درباره مقتضیات همان زمان صحبت خواهم کرد.
◉ از زاویهای هم اشاره به «مقتضیات» میتواند این معنا را در دل خود داشته باشد که حامد جعفری امروز به همه نابسامانیهای دورههای گذشته جشنواره حق میدهد و تازه فهمیدهام بابت برخی مقتضیات، امکان تحقق ایدهآلها نبوده است!
در بعضی موارد واقعا اینگونه نیست. مثلا این اتفاق که در برخی دورههای گذشته، فیلم اکرانشده در ترکیب فیلمهای بخش اصلی حضور داشت، برخلاف قوانین و آییننامهها بود و هم آن زمان، هم امروز به آن اعتراض دارم. در این دوره هم نگذاشتم این اتفاق رخ دهد و انتقادها بابت کم بودن آثار بخش اصلی را به جان خریدم اما از استانداردها عدول نکردم.
◉ اما در همین دوره جشنواره هم وقتی پای اکرانهای ویژه مدارس به میان آمد فیلمهای اکرانشدهای مثل «پسر دلفینی۲» و «نوروز» برای آنها پخش شد!
این مربوط به بخش ویژه جشنواره است.
◉ بالاخره این معنا را دارد که در میان فیلمهای حاضر در جشنواره امسال فیلم درخوری برای اکران ویژه نداشتیم و سراغ فیلمهایی که پیشتر اکران عمومی شده بودند رفتهایم!
بالاخره مطالباتی از ما وجود داشته است. مثلا آقای صدرعاملی خودشان اصرار داشتند که فیلم «زیبا صدایم کن» در جشنواره اکران داشته باشد و یا آقای سهیل موفق میگفت دوست داشتم فیلمم را در میان بچهها ببینم و هنوز نتوانستهام. «پسر دلفینی» هم شرایط مشابهی داشت. بخش خارج از مسابقه هم در همه رویدادهای جهانی تعریف شده است. ما هم برای این سه فیلم اکران ویژه گذاشتیم.
◉ با بخش خارج از مسابقه مشکلی ندارم اما چرا واقعا فیلمی که اکران عمومی داشته باید در جدول یک جشنواره قرار بگیرد؟
این مسئله در جشنواره کودک سابقه داشته و حتی در بخش اصلی هم شاهدش بودهایم اما امسال همه فیلمهای بخش اصلی، با رعایت وردپریمیر و بهعنوان اولین اکران در جشنواره حضور داشتند.
◉ اما اینطور نیست؛ از میان ۸ فیلم حداقل ۳ فیلم پیشتر در جشنواره فجر حضور داشتند!
البته منظورم حضور جشنوارهای نبود.
◉ ولی در استاندارد بینالمللی، پریمیر، شامل جشنوارهها هم میشود.
بله این نکته درست است، اما در جشنواره کودک این اتفاق سالها رخ میداده و شخصا هم نقد به این مسئله را قبول دارم. برای پاسخ دقیقتر به این انتقاد، باید ابتدا به این نکته اشاره کنم که اساسا چه نگاهی به جشنواره دارم. یکی از مسئلههای اصلی در سینمای کودک ما این است که آدمها با عشق وارد این میدان میشوند، جدی گرفته نمیشوند و سرخورده میشوند و این کار را رها میکنند. ما باید کاری کنیم که بهپشتوانه جشنواره، به سینماگر حوزه کودک تشخص بیشتری بدهیم. آن موقع اگر سینماگری حالش در این حوزه خوب باشد، میتوان فیلم حال خوب کن هم بسازد.
◉ اما مهمترین ملزوم این اتفاق این است که از اعتبار اصلی «جشنواره» هم صیانت شود!
وقتی هدف اصلی میشود تشخص دادن به فیلمساز، همه پارامترهای دیگر را میتوان با آن تنظیم کرد.
◉ حضور فیلمساز در جشنوارهای برایش ایجاد انگیزه میکند که آن جشنواره در نگاه رسانهها اعتباری داشته باشد و لااقل شاهد شمهای از شوروحال مخاطب در آن باشیم! جشنواره سیوهفتم واقعا از منظر بلیتفروشی و جذب مخاطب شرایط قابلدفاعی ندارد. حتی آمار رسمی هم درباره میزان بلیتفروشیها تا امروز که روز پایانی است اعلام نشده است.
این آمار حتما اعلام میشود اما نکتهای هم وجود دارد و آن اینکه جشنواره امسال یک برگزاری متکثر و چند استانی را تجربه کرده و قطعا حضور فیلمی در این جشنواره برای سازندهاش امیدبخش هم بوده است. چون ما نتوانستهایم یک اثر ویژه در جشنواره داشته باشیم، طبیعتا انتظار هم نداشتیم که برای بلیتفروشی فیلمی شاهد شکستن سرودست باشیم، اما در همین شرایط هم مخاطبان کودک و نوجوان حضور واقعا پرشوری در جشنواره دارند.

نقدهای صریح و پرشور داوران نوجوان، از بخشهای جذاب و ظرفیتهای ویژه جشنواره کودک است
◉ بله همینطور است و یکی از برگبرندههای جشنواره کودک، داوران نوجوانی هستند که واقعا با شور و هیجان آثار را دنبال و نقد میکنند.
این جریان هر سال با رشد و بهبود هم همراه بوده است. به نظرم درباره آن بخش مربوط به بلیتفروشی مردمی هم نیاز به طراحی سازوکار دارد. البته من در جشنوارههای فیلم کودک خارج از کشور هم حضور داشتهام و در آنها هم اکثر مخاطبان، گروههای سازماندهی شده از کودکان و نوجوانان شبیه به داوران نوجوان جشنواره ما شرکتکننده اصلی هستند، شاید بلیتفروشی به این مدلی که ما مدنظر داریم اتفاق نیفتد. مثلا در جشنواره برلین اینگونه نیست که یک خانواده به همراه بچههایش برای فیلمها بلیت تهیه کند. من در کلرمون و جیفونی هم که حضور داشتم، چنین فرآیندی را ندیدم و فضا همینگونه است که گروههای مختلف مخاطبان کودک و نوجوان در ردههای سنی مختلف با پوششهایی از رنگهای متنوع از هم تفکیک شدهاند و با همراهی یک سرگروه به تماشایی فیلمها مینشینند، یعنی دقیقا همین اتفاقی که اینجا رخ میدهد.
◉ یکی از جملههای کلیدی شما در نشست خبری این بود که «فیلم بد، نباید ساخته شود» و انتظار این بود در جشنوارهای که دبیرش چنین نگاهی دارد، فیلم بد نداشته باشیم. چرا در جشنواره سیوهفتم، فیلم بد و حتی خیلی بد وجود دارد؟!
البته در نشست خبری جشنواره به این تبصره هم اشاره کردم که «یک سری مصالح را هم رعایت کردیم.» و بالاخره گاهی برخی مصلحتسنجیها به ما تحمیل میشود.
◉ یعنی برگشتیم به ماجرای «مقتضیات»!
بله…
◉ ولی از نگاه همان داوران نوجوانی که درباره اهمیت و ارزش حضورشان صحبت کردیم، برخی از این فیلمها خیلی بد هستند و حتی گاهی در نشستها شاهد طرح سوالاتی همچون «چرا بدون فیلمنامه فیلم ساختهاید؟» و یا «چرا نام یکی از کاراکترها در طول فیلم تغییر میکند؟» بودیم! اینها اتفاقات بسیار بدی برای یک فیلم است که از نگاه مخاطب نوجوان هم پنهان نمانده است.
البته اگر به آرای داوران کودک ما مراجعه کنید، برخی از همین فیلمهای موردنقد قرار گرفته، جایگاه خوبی در مجموع آرا دارند.
◉ ولی فیلم بدی هستند و سوالم این است که چرا فیلم بد در جشنواره هست؟
من همچنان فکر میکنم ما فیلم بد نباید داشته باشیم. معدل تولید فیلم کودک در شرایط فعلی سینمای ما هم اینگونه است که ما تعدادی فیلم متوسط داریم و هر از گاهی شاید شاهد تولید یک اثر شاهکار باشیم، اینگونه نیست که در هر سال ما چند شاهکار تولید کنیم. لااقل الان شرایط اینگونه است و قطعا باید این شرایط را بهبود دهیم. میزان مخاطب فیلمهای کودک در فرآیند اکران عمومی هم گواه همین مسئله است و مگر چند اثر مانند «بچه زرنگ» داشتهایم که بیش از دو میلیون مخاطب داشته باشند؟ از آن طرف ما باید از ویترین جشنواره هم صیانت کنیم. از ۲۹۳ اثر متقاضی حضور در جشنواره امسال، ۲۵ اثر فیلم بلند بودند. پیشتر این امید در جریان تولید فیلم کودک وجود داشت که فیلممان با هر کیفیتی وارد جشنواره میشود اما ما کمی ایستادگی کردیم و هزینه هم برایمان داشته است. در این شرایط باید به نظر هیأت انتخابی که معتقد بودند این ۸ فیلم حداقلهای لازم برای حضور در جشنواره را داشتهاند، احترام بگذاریم. بهجز یک یا دو فیلم، با تأکید میگویم که این سختگیریها به دقت رعایت شده است.
◉ اما اشکال در همان یک یا دو فیلم است؛ یکی از همین فیلمهای ضعیف، اتفاقا سال گذشته هم متقاضی حضور در جشنواره بوده و از سوی هیأت انتخاب رد شده است! چرا این فیلم باید در جشنواره باشد؟
این فیلم در سال گذشته به دلیل عدم صدور پروانه نمایش اساسا به مرحله هیأت انتخاب نرسید و اگر رسیده بود، پیش از ورود مجدد به هیأت انتخاب از سوی دبیرخانه جشنواره رد میشد.
◉ ولی خبرهای مرتبط با تقاضای حضور این فیلم در جشنواره سال گذشته، هنوز در رسانهها موجود است!
احتمالا فیلمساز مراحلی را طی میکرده، امید به حضور هم داشته و با رسانهها هم درباره آن صحبت کرده، اما آنچه ما میدانیم این است که فیلم سال گذشته وارد فرآیند انتخاب نشده و از منظر آییننامه منعی برای حضور در جشنواره امسال نداشت.
◉ درباره غیبت پرحاشیه یک انیمیشن در جشنواره امسال هم شما این استدلال را مطرح کردید که گروه سنی فیلم متناسب با جشنواره نبوده است. اگر ملاک این باشد، بهنظرتان فیلمی مثل «چشم بادومی» برای گروه سنی کودک و نوجوان مناسب است؟ آیا موارد و ملاحظات دیگری در حذف این انیمیشن دخیل نبوده است؟
اعضای هیأت انتخاب جشنواره طبیعتا ملاکهایی برای ارزیابی گروه سنی آثار داشتهاند. در این ترکیب فیلمی مثل «چشم بادومی» برای مخاطب ۱۴ الی ۱۵ سال مناسب تشخیص داده شده و فیلم دیگری مناسب نبوده است. درباره این انیمیشن هم تنها ملاحظه همین ردهبندی سنی بوده است.
◉ آیا این روال وجود دارد که دبیرخانه به فیلمهای ردشده، دلیل رد شدن را اعلام کند؟
این گزاره درباره جشنوارههای حرفهای میتواند درست باشد اما این اتفاق بهصورت الزامی در همه جشنوارههای معتبر دنیا رخ نمیدهد. البته که اعلام کردن، شکل بهتری دارد و نشانه احترام به فیلمسازان متقاضی است، اما درباره جشنوارهای مانند فیلم کودک نمیتوان انتظار داشت همه سازوکارها را در همین یک دوره تغییر دهیم. در سالهای گذشته هم اینگونه نبوده که درباره همه فیلمهای ردشده، اطلاعرسانی رسمی شود و در این دوره هم به هیچ فیلمسازی اعلام نشده است.
◉ برسیم به مسئله گیشه؛ بعید است از ۸ فیلم جشنواره امسال بیش از یک یا دو فیلم شانس تنفس در فضای گیشه را به دست بیاورند و امیدی هم به توفیقشان نیست. این معضل قرار است چه زمانی حل شود؟
البته بیشتر از دو فیلم در جشنواره امسال شانس اکران دارند، اما نکتهتان درست است. وقتی ما حمایت از سینمای کودک را محدود به فرآیند تولید میکنیم، شرایط همین میشود. اتفاقا برای همین هم من معتقدم که در سینما، محوریت با تهیهکننده است. تهیهکننده است که سوژهای انتخاب میکند، به فیلمنامهنویس سفارش میدهد و براساس آن کارگردانی هم انتخاب میکند و در ادامه هم همین تهیهکننده فیلم را به دندان میگیرد تا به اکران برساند. ما در حوزه سینمای کودک و نوجوان هم با مسئله تهیهکننده مواجهیم و به نوعی تهیهکننده مولف و دغدغهمند نداریم. خیلی از تهیهکنندههای امروز، پیمانکار هستند. فارغ از این مسئله، ما در کلیت برای حمایت از سینمای کودک، باید نظام عرضه و اکران را هم مدنظر داشته باشیم. باید آفرهایی را برای این بخش در نظر بگیریم. در این زمینه همچنان ضعفهایی داریم که باید برطرف شود.
◉ بهعنوان سوال آخر، چرا حضور چهرههای سینمایی بهویژه پیشکسوتان سینمای کودک در این دوره از جشنواره تا این اندازه کمرنگ بود؟
به نظرم تا پایان جشنواره و بهخصوص برگزاری آیین اختتامیه منتظر بمانید؛ همین.