به گزارش خبرنگار رها، مستند «قلب ضاحیه» روایت سیدمحمدحسین خیرالامور از شهادت سیدحسن نصرالله است که بخشی از واقعیتهای کمتر دیدهشده از جنگ اخیر لبنان با رژیم صهیونیستی را به تصویر کشیده است. این مستند سینمایی جمعه ۴ مهرماه همزمان با سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله روی آنتن شبکه سه رفت.
یک مستند نفسگیر
یک سال از روزهایی که جنوب لبنان آماج حملات وحشیانه اسرائیل قرار گرفت، میگذرد؛ روزهایی که جمع زیادی از رهبران و فرماندهان شاخص حزبالله بر اثر این حملات به شهادت رسیدند. در این فاصله مستندهای زیادی از لبنان، جبهه مقاومت و اوضاع سیاسی، نظامی و اجتماعی لبنان ساخته و از رسانه ملی پخش شده است. مستند «قلب ضاحیه» محصول سازمان اوج، یکی از تازهترین آثاری است که با نگاهی متفاوت و سبکی خاص به وقایع و اتفاقات روزها و ساعتهای قبل و بعد از شهادت سیدحسن نصرالله و حملات رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان پرداخته است. روایتی نفسگیر و پر هیجان از نگاه و زبان دو فعال رسانهای مستقر در این کشور که به نوعی شاهدان عینی از وقایع آن روزهای لبنان به حساب میآیند، خط اصلی روایت این مستند است.
آغاز روایت از متن جنگ
روایت مستند «قلب ضاحیه» از ورود کارگردان مستند از مرز زمینی سوریه به لبنان آغاز میشود. نمایش آثار بمبارانهای رژیم صهیونیستی که حتی به جاده و خیابانهای منتهی به مرز هم رحم نکردهاند به همراه سختی و مشقت مردمی که سالهاست به اجبار از این مرزها تردد میکنند، اولین تلنگر را به مخاطب میزند.
دوربین کارگردان پس از ورود به بیروت، مخاطب را مستقیم به بطن بحران لبنان میبرد و تصاویری عریان و کمتر دیده شده از لحظه حمله موشکی و برخورد موشک به ساختمانهای مسکونی و غیرنظامی و حواشی آن را به نمایش میگذارد. تصاویر دوربینی که روی دست میچرخد به حدی واقعی و بدون روتوش است که مخاطب حس میکند در همان موقعیت قرار گرفته و گویی خودش هم یکی از همان مردمی است که شاهد انفجار و تخریب ساختمانها یا آدم هایی است که شتابان برای کمک و امدادرسانی میروند.

وقتی کارگردان راوی میشود
روایت دو فعال رسانهای راویان «قلب ضاحیه» هستند؛ یکی از آنها محمد حسین خیرالامور است که محتواهای روایی خاص او از لبنان و سوریه خصوصا در فضای مجازی مورد استقبال قرار گرفته است و اخیرا ولاگ «کف لبنان» به روایت او پخش شد. حسین پاک خبرنگار و مستندسازی که مخاطبان پیش از این، تجربه زیست و زندگیاش در لبنان و سوریه و آشنایی با تحولات منطقه و جبهه مقاومت را در مستندهایی چون از «طهران تا بیروت» یا برنامه تلویزیونی «روایت میدان» دیده بودند.
بنابراین روایت جسورانه و شیوه تولید مستند «قلب ضاحیه» بیارتباط با سبک کاری و علاقه خاص این دو به سبک روایی میدانی و ارائه تحلیلهای سیاسی با واقعیتهای موجود نیست. روایتهایی که با زبان ساده اما تحلیلی به زوایایی از زندگی مردم و جامعه لبنان میپردازد که اغلب از نگاه سایر رسانهها پنهان مانده میمانند یا کمتر دیده میشوند.
هماهنگی دوربین با زبان بدن
روایت دوربین، برگ برنده مستند «قلب ضاحیه» است. آنجایی که روی دست میچرخد و به شکلی واقعی، تصاویری از بمبارانها و فضای جنگزده میدان را نشان میدهد و گاه تبدیل به دوربین «سلفی» میشود و واکنشهای طبیعی و غریزی کارگردان و تصویربردار را پس از دیدن و شنیدن صدای انفجارها و تخریبها نشان میدهد. دوربین در اینجا گویی از زاویه دید یکی از همان مردم حاضر در صحنه است؛ مضطرب، شوکه شده و هراسان یا مقاوم، ایستاده در غبار و در حال امداد و نجات.
محتواهای آرشیوی و اختصاصی
در «قلب ضاحیه» ترکیبی از تصاویر آرشیوی، ضبطی و مصاحبههای اختصاصی مورد استفاده است که همگی از لحظه بمباران محل حضور سید حسن نصرالله و فرماندهان، ساعات امدادرسانی و آواربرداری و اعلام شهادت و واکنشهای مردم تا زمان تشییع را روایت میکند. نکته مهم مستند همینجاست: رفت و برگشت روایی از زمان حال به گذشته؛ بازگویی سنتی و عامهپسند و مورد اقبال ما ایرانیها که در آن لحظه کجا بودیم؟ چه میکردیم؟ چگونه خود را به محل حادثه رساندیم؟ این موارد با جزئیاتی که ذهن کنجکاو مخاطب به دنبال آن است و نیز با تصاویر عادی که وضعیت این روزهای لبنان و زندگی مردم را پس از آن اتفاقات نشان میدهد، ترکیب شده و نتیجهای تاثیرگذار به همراه داشته است.
نبض زندگی میتپد
مستند «قلب ضاحیه» فقط یک مستند سیاسی، نظامی نیست؛ بلکه بازتاب رویدادها و تاثیر اجتماعی و انسانی مردم لبنان در روزهای جنگ و روزهای فقدان رهبر دوست داشتنی جبهه مقاومت یعنی سید حسن نصرالله نیز هست. در این مستند مخاطب با اوضاع سیاسی اجتماعی و زیست مردم مقاوم در محله ضاحیه و شهر بیروت آشنا میشود به شکلی که حتی مخاطبی که شاید چندان پیگیر اخبار و تحولات لبنان و اوضاع آن نباشد، با جزئیات و سبک زندگی مردم ارتباط برقرار و همذات پنداری میکند.