محراب توکلی، رها؛ کریستف رضاعی یکی از آهنگسازان مطرح سینمای ایران است. خیلیها او را با موسیقی متن فیلمهای همچون «کنعان»، «در دنیای تو ساعت چند است؟»، «اژدها وارد میشود» و «ماهی و گربه» میشناسند.
از آخرین کارهای او میتوان به موسیقی متن فیلم سینمایی «زیبا، صدایم کن» اشاره کرد. حضور دختر او ژولیت رضاعی به عنوان بازیگر در این فیلم نیز مورد توجه و تحسین قرار گرفت. رضاعی در کنار موسیقی متن برای فیلمها، آلبومهایی بیکلام همچون «آلبا» با گروه نور، آلبوم «سیر» با مسعود شعاری، آلبوم «جزیره قشم» و «ابرها» را نیز در کارنامه خود دارد.
در ادامه گفتوگوی خبرنگار «رها» با کریستف رضاعی درباره تجربه داوری جشنواره جهانی و آهنگسازی در سینمای ایران را میخوانید.
◉ آقای رضاعی از تجربهتان بهعنوان یک داور در چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر برایمان بگویید.
ببینید، مسئولیت یک داور در مقابل آثاری که باید ببیند واقعا کم نیست. در واقع این مسئولیت خیلی زیاد است. چون به هر حال من فقط یک بار، فکر کنم ده سال پیش، برای فیلمهای کوتاه تهران داور بودم و دیگر این اتفاق نیفتاد. الان هم که کنار آقای نوری بیلگه جیلان از ترکیه، آقای کلاری و دوستان دیگر از اسپانیا، یونان و هند هستم، خیلی احساس شاگردی میکنم. در ادامه من بعد از روز اول متوجه شدم که تنوع فیلمها انقدر زیاد است و پارامترهای مختلفی وجود دارد که واقعاً تا همه فیلمها را نبینیم نمیتوانیم نظر قطعی بدهیم. من بعد از روز اول در مورد آثاری که در جشنواره هستند نظر منفی داشتم، ولی در ادامه دیدم که ممکن است اشتباه کنم. به هر روی این فیلمهای حاضر در جشنواره از طرف شورایی انتخاب شدهاند و حتماً تفکری پشت انتخابشان بوده است. به طور کل داوری فیلمهای حاضر در چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر تجربه بسیار جالبی است.
◉ شما به عنوان سازنده موسیقی متن، آثار درخشانی در کارنامه خود دارید. از «کنعان» تا «در دنیای تو ساعت چند است؟». تعداد این آثار در سالهای اخیر کمتر و کمتر شده است. دلیل این اتفاق چیست؟ آیا دیگر مثل گذشته همدلی میان تولیدکنندگان یک فیلم وجود ندارد؟ چه مشکلی در این زمینه وجود دارد؟
من فکر میکنم مشکلات از خود سینما نمیآید، مشکلات از روندی است دنیا دارد طی میکند. یعنی من فکر میکنم آن زمانی که این فیلمهای مطرحشده ساخته میشدند، زمان بیشتری برای ساخت اثر و تولید داشتیم. الان پای یک سری فشارها مالی و زمانی در میان است. چون شما وقتی اثری هنری خلق میکنید نمیتوانید از قبل پیشبینی کنید که قرار است یک هفته، پانزده روز، یک ماه یا دو ماه طول بکشد. در حال حاضر اما شما بیشتر از دو ماه وقت ندارید. زیرا که وقتی یک کار به شما سفارش شده است، محدودیتهای زمانی آن نیز به شما توصیه خواهد شد. در دوران کنونی محدودیتهای زمانی از آنچه شما فکر میکنید، کمتر شدهاند.
◉ میتوانید این موضوع را به طور دقیق برایمان شرح دهید؟
بله، در گذشته وقتی ساخت یک فیلم در پاییز به اتمام میرسید. برای سازندگان برای ساخت موسیقی متن آن به آهنگساز مراجعه میکردند. اما در حال حاضر وقتی نزدیک به جشنواره و بهمنماه میشود این مراجعه صورت میگیرد. این فشار زمانی روی کیفیت کار تاثیر میگذارد. از طرفی تنها موضوع فشار زمانی نیست. بلکه فشار مالی نیز مطرح است. برخی فیلمها بودجه کمی دارند و خب این کار بر روی سازبندی شما تاثیر میگذارد. به عنوان مثال من میدانم که از چه سازهایی باید استفاده کنم و از استفاده از ارکستر بزرگ از دستور کار خارج است. حتی اگر از ارکستر بزرگ با ابزار تکنیکی استفاده کنم، میدانم که حس آن ساز زنده را به مخاطب نخواهد داد. در سمت دیگر ماجرا قراردادی که با آهنگساز بسته میشود از لحاظ مالی طوری است که او مجبور میشود قراردادهای دیگری با کارهای دیگری ببیند. تعدد کارهای او بر روی کیفیت کارش تاثیر میگذارد. البته این امر صرفاً مختص سینمای ایران نیست. در دنیا نیز این تغییر و تحولات در حال رخ دادن است. مهم آن است که بتوانیم با واقعیت مواجه شویم.
◉ به بهمن ماه و جشنواره فجر اشاره کردید یاد دورانی افتادم که شما با افرادی همچون پیمان یزدانیان و امین هنرمند به رقابت میپرداختید. آیا هنوز این رقابت وجود دارد؟
قطعا هنوز آن رقابت وجود دارد. مثلا من میبنیم که پیمان چه اثری ساخته و سعی میکنم بهتر آن را بسازم. گاهی افرادی در نسل تازهتر مثل بامداد افشار باعث میشوند تا من تلاشام را برای ساخت موسیقی متن یک فیلم بیشتر کنم. خصوصا در دوران کنونی که تنوع و خلاقیت در کارها بیشتر شده است.
◉ کسی هست که بعد از شنیدن موسیقیاش با خود بگویید کاش من این اثر را ساخته بودم؟
راستش را بخواهید نه! افرادی هستند که کارشان قابل تحسین و تشویق است اما نه به آن اندازه که بگویم کاش یکی از آثار آنها را من ساخته بودم.
◉ از تنوع و خلاقیت در دوران کنونی گفتید. به نظر شما با توجه به چرا این خلاقیت به صنعت موسیقی بیکلام و موسیقی فیلم وارد نمیشود؟
در حال حاضر افرادی که یکدیگر را بشناسند و با یکدیگر گروهی به قول شما همدل تشکیل دهند کمتر پیدا میشود. حرفهای بودن و خلاقیت این افراد به طور انفرادی است، نه گروهی. افراد به خوبی یکدیگر را پیدا نمیکنند. به عنوان مثال تجربه خوبی برای من با گروه نور رخ داد.
◉ نکته جالب توجه آن است که سه نفر از اعضای گروه نور فرانسوی بودند!
بله بله، این آشنایی و گردهمایی ما در گروه نور اتفاق جالب توجهی بود که خروجی بسیار خوبی در پی داشت.
◉ فکر میکنم جالی خالی رویداد «شو آو فنز» تحت مدیریت آقای رامین صدیقی بر گردهمایی موزیسینها و آشنایی آنها با یکدیگر تاثیر گذاشته و مانع معرفی استعدادها شده است.
ببینید، در آن دوره امکان برگزاری رویداد «شو آو فنز» وجود داشت. من هم با گروه نور زمانی در آن حضور داشت. محل برگزاری آن هم در فرهنگسرای نیاوران بود. با تاکید میگویم که امکان برگزاری وجود داشت. چرا که آن دوستان هم گروه من از فرانسه به ایران میآمدند، بلیتفروشی اتفاق میافتاد و با پول بلیتها هزینه رفت و برگشت هم گروهیهای من و دستمزد آنها شکل میگرفت. اما در حال حاضر بلیتفروشی کفاف هزینه رفت و برگشت آنها را هم نمیدهد. چه برسد به سایر هزینهها. به طور کل همه چیز مثل زنجیرهای متصل به هم است. «شو آو فنز» به خاطر مسائل مالی برگزار نمیشود و برگزار نشدن آن روی معرفی استعدادها تاثیر میگذارد. البته فقط تاثیر، نمیخواهم بگویم جالی خالی این رویداد تنها دلیل آشنایی موزیسین آنها با یکدیگر و تشکیل گروه است.
◉ از آنجایی که «شو آو فنز» رویدادی جهانی است، در حال حاضر در کشور ترکیه برگزار میشود، درست است؟
بله، متاسفانه دیگر در ایران چنین رویداد برگزار نمیشود.
◉ از ارتباط موزیسینها با یکدیگر گفتید. به نظر شما ارتباط یک موزیسین با کارگردان باید چگونه باشد؟
همانطور که در ابتدای صحبتهای خود گفتید، باید دلی باشد. من حاضرم با کارگردانی که دوستش دارم کار کنم. حتی اگر فیلمی که ساخته فیلم خوبی نباشد! با کارگردانهایی که ارتباطی نداشتهام، خروجی کارم غیرقابل دفاع بوده است. عملاً هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است. با خیلیها که کار به خروجی هم نرسیده است. اما در کارهایی که با کارگردان یکدلی داشتم، اتفاقات بسیار خوبی رخ داده است. به عنوان مثال در فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» آقای صفی یزدانیان به من گفتند که تو بیا و در فیلم بازی کن. من هم نقش کوچکی که در آن داشتم را ایفا کردم. موسیقی فیلم از قبل آماده بود. قرار بود از برخی از کارهای قدیمی گیلانی استفاده کنند. تجربه لذتبخشی بین من اعضای تیم سازنده آن فیلم شکل گرفت. وقتی کار تمام شد، موقع تدوین با من تماس گرفتند و گفتند که فیلم به موسیقی نیاز دارد و من به راحتی هر چه تمامتر آن را ساختم.
◉ چگونه موسیقی متن فیلمی را ساختید که کارگردانش (آقای یزدانیان) آن را حدیث نفس دوران کودکیاش میداند؟ به نظر کار بسیار سختی میآید!
اصل اول در چنین موقعیتی اطمینان است. کارگردان باید به سازنده موسیقی متن فیلم خود اطمینان کامل داشته باشد، وگرنه کار آن طور که باید پیش نمیرود! کارگردان باید بداند همانطور که من در کار کارگردانی و فیلمسازی سر رشتهای ندارم، او نیز در زمینه موسیقی خیلی حرفهای نیست. در این اواخر من میبینم که کارگردانها دوست دارند، در کار موسیقی خصوصا موسیقیای که سازندهاش از نسل تازه است، دخالت کنند. برخورد آنها اصلا حرفهای و به جا نیست.
◉ خودتان تجربهای دارید که در آن کارگردان در موسیقی شما دخالت کند؟
من در کار «نارنجیپوش» آقای مهرجویی پدرم درآمد! از آنجایی که آقای مهرجویی با من آشنا نبودند و من را یک تازهکار میدانستند، خیلی به من اطمینان نداشتند. اما در ادامه این روند تغییر کرد. همکاری ما در «چه خوبه که برگشتی» و «لامینور» ادامه پیدا کرد. اطمینان ایشان به من بیشتر شد و شکل همکاری نیز بهتر و روانتر بود. ایشان در آخرین کار خود «لامینور» آزادی فوقالعادهای در کارم به من دادند.
◉ با توجه به این تجربهها میتوانید وظیفه موزیسین را به طور دقیق برایمان بگویید؟
یک موزیسین به طور دقیق زبان کارگردان را ترجمه میکند. بهعنوان مثال کارگردان میگوید که من حس و حالی لطیف در نظر دارم. موزیسین آن حس را به زبان موسیقی ترجمه میکند.
◉ برویم سراغ سوالات کوتاه؛ شما بازیگر بهتری هستید یا دخترتان؟
بدون شک او.
◉ در حال حاضر خانم ژولیت رضاعی مشغول کار جدیدی هستند؟
خیر، او خودش میداند که اولویتاش باید با ادامه تحصیل باشد. من او را به هیچ چیز اجبار نمیکنم.
◉ خودتان چطور؛ مشغول کاری هستید؟
در حال حاضر نه، سعی دارم موسیقیهایی که کار کردهام را جمعآوری کرده و آنها را تبدیل به یک آلبوم کنم.
◉ رقبایتان حداقل سالی یک الی دو کنسرت میگذارند، شما قصدی در این مورد ندارید؟
بله، من اما فعلا قصدی برای گذاشتن کنسرت ندارم. گروه نور هم که از بین رفته است. در نتیجه نمیشود فعلا کاری در این زمینه کرد.