محمدرضا کاظمی؛ رها، دهمین روز جشنواره فیلم فجر به نسبت روزهای پیش از آن، چند ساعت زودتر در پردیس سینمایی ملت آغاز به کار کرد، دلیل آن هم مهمانان ویژه و اکران مجدد فیلم سینمایی «سرزمین فرشتهها» بود. سلاف فواخرجی، ستاره سینمای عرب و به همراه جمعی از مدیران فرهنگی و شهری پیش از آغاز اکران فیلمهای سینمای رسانه، به مجموعه پردیس ملت آمدند و به تماشای جدیدترین ساخته بابک خواجه پاشا که یکی از آثار مهم جشنواره امسال بود نشستند. البته به جز این مسئله اتفاقات دیگری نیز در دهمین روز برگزاری جشنواره فجر رخ داد، آنچه در ادامه میخوانید نکات مربوط به روز دهم جشنواره در سینمای رسانه است.
نکته اول؛ سلاف برای گرفتن سیمرغ آمد؟
حضور سلاف فواخرجی و همسرش در جشنواره فجر، قطعاً یکی از اتفاقات مهم در روزهای پایانی این رویداد سینمایی بود، بازیگری که حضورش در فیلم «سرزمین فرشتهها» از نکات قابل توجه فیلم بابک خواجه پاشا بود و در دو روز پایانی برگزاری چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، مهمان کشورمان شد. این بازیگر نگاه جالبی هم به سینمای ایران دارد و دیروز درباره سینمای ما گفت: «سینمای ایران با سادگی و صداقت، واقعیت را با یک هویت خیلی زیبا به نمایش میگذارد. مدرسه سینمای ایران سبک خاص خودش را دارد. مثل بعضی تابلوهای هنری که وقتی از دور نگاه میکنیم، از سبکشان مشخص است که اثر چه کسی است و بزرگان سینمای ایران دقیقاً در همین جایگاه قرار دارند. بعضی کارگردانها انگار شعر میگویند. مجید مجیدی، اصغر فرهادی و سیفالله داد از جمله کارگردانهایی هستند که برای من الهامبخش بودهاند.» حضور این بازیگر در روزهای منتهی به اختتامیه جشنواره فیلم فجر، این تئوری را به وجود آورده که او به احتمال فراوان برنده سیمرغ بهترین بازیگر جشنواره است و به همین دلیل هم به ایران آمده. این مسئله فردا شب مشخص میشود و اگر این نظریه درست باشد، نام او را باید به عنوان اولین بازیگر خارجی که سیمرغ جشنواره فجر را دریافت میکند، ثبت کرد.
نکته دوم؛ شهردار هم آمد، آقای وزیر!
روز گذشته و در زمان اکران فیلم «سرزمین فرشتهها»، علیرضا زاکانی شهردار تهران و جمعی از مدیران شهری و سینمایی نیز در پردیس ملت حضور یافتند و ضمن تماشای این فیلم و گفتگو با سازندگان اثر، دقایقی نیز در کاخ رسانه تردد کردند. حضور پررنگ شهرداری تهران در جشنواره امسال و سرمایهگذاری و حمایت از پروسه تولید چند اثر، از مسائلی بود که شهردار تهران درباره آن به خبرنگاران توضیح داد: «ما در این دوره جشنواره ۴ اثر داشتیم که البته شهرداری هیچ دخالتی در روند تولید و مضامین آثار نداشته چون کار ما دخالت در ساخت فیلم نیست. موسسه تصویر شهر و سازمان فرهنگی هنری شهرداری متولی حمایت از این کارها هستند. امسال شاهد رشد چشمگیری در این حوزه بودیم و در اختتامیه جشنواره مشخص میشود جنبه هنری آثار و کارکردشان در بین سایر فیلمها کجاست. به نظرم اگر داوران جشنواره و منتقدان راجع به کیفیت این فیلمها توضیح دهند بهتر است.» روز گذشته باز هم خبری از وزیر فرهنگ نبود.
نکته سوم؛ ذخیره طلایی این بود؟!
فیلم سینمایی «آندو» را میتوان عجیبترین اثر حاضر در این دوره جشنواره فیلم فجر نامید، فیلمی که در ابتدا نامش در جشنواره نبود و از روز چهارم و به طور ناگهانی در بین آثار سودای سیمرغ قرار گرفت. در اصل این فیلم به عنوان ذخیره فیلم «عروس چشمه» فریدون نجفی که آن هم ذخیره فیلم «خجستگانی که در جنگ ملاقات کردهام» ساخته امیرشهاب رضویان وارد جشنواره شد و در این شرایط فرصت حضور در سودای سیمرغ را به دست آورد. اما خروجی روی پرده بسیار ناامیدکننده و یکی از ضعیفترین فیلمهای بخش مسابقه جشنواره امسال بود. منوچهر شاهسواری دبیر جشنواره در نشست خبری پیش از آغاز این دوره، اعلام کرده بود بیش از ۹۰ فیلم به جشنواره ارسال شده که از این فهرست ۳۱ فیلم برای بخش رقابت انتخاب شدند و بیش از ۶۰ فیلم باقی مانده بودند. یعنی از میان ۶۰ فیلم باقیمانده، «آن دو» بهترین اثر ذخیره بود که انتخاب شد؟ اگر واقعاً اینطور باشد که وضعیت سینمای ایران بسیار نگران کننده است و باید فکری عاجل به حال وضعیت آثار تولیدی سینما کرد.
نکته چهارم؛ نمایش تخلف مدیران فاسد
در روز دهم جشنواره به جز «آندو» که به آن اشاره شد، فیلمهای «کارواش» به کارگردانی احمد مرادپور و «اردوبهشت» نخستین ساخته محمد داودی در مقام کارگردان به نمایش درآمد که این دو فیلم یک نکته مشترک داشتند و آن اینکه در هر دو یک مدیر دولتی (یکی در سازمان امور مالیاتی و یکی از مدیران شهرداری تهران) به عنوان چهرهای فاسد معرفی شدند. در فیلم «اردوبهشت» که مدیر شهرداری تقریباً شخصیت منفی اصلی قصه بود که با تمام توانش در برابر قهرمان اصلی داستان ایستاد و تلاش میکرد کمیکاریها و قصور خود را با وعده و وعید و تطمیع دیگران پوشش دهد، موضوعی که این مسئله را جالبتر میکرد این بود که شهرداری تهران خود جزو حامیان این فیلم بود! البته که هر دو فیلم ضعفهایی در فرم و محتوا داشتند که به طور مجزا میتوان به آنها اشاره کرد اما نمایش فسادهای اینچنینی از بدنه سازمانها و ارگانهای حاکمیتی نکته قابل توجهی بود که در هر دو اثر وجود داشت.
نکته پنجم؛ با حضور ابراهیم حاتمیکیا، نیلوفر شهیدی و آزیتا لاچینی
در روزهای قبل به این مسئله اشاره کردیم که قرار است در این دوره از جشنواره فیلم فجر، مراسم بزرگداشت هنرمندان در طول برگزاری رویداد انجام شود و در اختتامیه دیگر خبری از این قبیل بزرگداشتها نیست. اواسط جشنواره یک مراسم برای منوچهر محمدی برگزار شد و روز گذشته از سه هنرمندان شناخته شده سینما و تلویزیون در حوزههای صدابرداری، فیلمبرداری و بازیگری تجلیل شد. محسن روشن صدابردار و صداگذار شناخته شده سینمای ایران نخستین کسی بود که از او تقدیر شد. در ابتدای این بخش مستندی درباره روشن به نمایش درآمد که گفتگویی با ابراهیم حاتمیکیا بود و با استقبال اهالی رسانه و منتقدان مواجه شد. در بخش دوم نوبت به اسفندیار شهیدی رسید، یکی از چهرههای مطرح سینمای ایران در حوزه فیلمبرداری که البته پیش از این هم در جشنواره فجر از او تقدیر شده بود. نیلوفر شهیدی دختر این هنرمند (که خود بازیگر است و در جشنواره امسال هم فیلم داشت) به جای پدر در این مراسم حاضر شد و لوح تقدیر را دریافت کرد. پخش پیام صوتی اسفندیار شهیدی و گریههای نیلوفر شهیدی برای پدرش از نکات قابل توجه این بزرگداشت بود. در انتها نیز نوبت به تجلیل از آزیتا لاچینی، بازیگر پیشکسوت کشورمان رسید. از بین این سه هنرمند خانم لاچینی تنها شخص حاضر در مراسم بود. او پیش از حضور روی سن، عصای خود را کنار گذاشت و در میان تشویق حاضران در سالن به روی سن رفت.