به گزارش خبرنگار رها، این مجموعه تلویزیونی داستان جوانانی را مبنای روایت قرار داده است که در جنگ تحمیلی با دست خالی اتفاقی مهم را رقم زدند. عقیل بهرامی، بازیگر سریال «صفر بیست و چهار» در مورد نقش خود به خبرنگار «رها» گفت: من در این قصه نقش «سید ناصر» را داشتم که فرمانده قرارگاهی بود که قرار بود ساخت قایقها در آن انجام شود و جوانهایی نخبه در آن بودند که در دل بحران، امکانی ویژه را رقم زدند. بسیار تلاش کردیم که این قصه را فارغ از کلیشه و شعار جلو ببریم و این چالش برای ما هم فشار عصبی داشت و هم فیزیکی.
وی ادامه داد: در زندگی روزمره یادمان میرود که مرگ بیخ گوشمان است؛ اما وقتی جنگ میشود همه چیز تغییر میکند. همانطور که در آن ۱۲ روز با تمام وجود این موضوع را لمس کردیم، در دفاع مقدس ۸ سال به شکل دریایی و زمینی و هوایی آن شرایط ادامه داشته است و من بسیار به آن آدمها میاندیشیدم؛ نهتنها به آدمهایی که در آن جلو و خط مقدم بودند؛ بلکه عقبتر و مردمی که در تمام شهرها و پشت جبهه فعال بودند. همچنان که در «صفر بیست و چهار» زنان رختشورخانه را میبینیم. من مستندات آن دوران را دیدهام که آن زنان که امروز میانسال هستند آن روزها زنانی جوان و بشاش بودند که تنها راه ارتباطشان با همسرانشان نه تلفن و تلفن همراه و دسترسی دائمی که اضطراب مزمن و نامهنگاری بود. آن هم در شرایطی که در آن وضعیت لباسهایی را میشستند که در آنها تکههای انگشت و مغز و خون بود. اینها البته چالش کارگردان هم بود چرا که برای نشاندادن این موضوعات در تلویزیون قطعاً نمیتوانست راحت عمل کند.
این بازیگر تصریح کرد: آن چه در «صفر بیست و چهار» متفاوت بود روایت انسانی این قصه و واقعیتی است که از جنگ در دل قصه وجود داشت و این برای من جذاب بود. ما با دشمن سرسختی سروکار داشتیم، نفوذی داشتیم و دنیایی که به دشمن ما مهمات میداد و مایی که هیچچیزی نداشتیم. آن قصه که در سریال هست و سه قسمت طول کشید و دنبال یک فنر برای ساخت قایق میگشتیم، واقعی بود. در نهایت در این داستان چون به جوانان اعتماد شد و پای کشور و وطن در میان بود کل مردم ایران ۸ سال ایستادند. این موضوعات من را ترغیب به همکاری با سریال کرد.
وی یادآور شد: ما در پشتصحنه فیلم و بسیار مستند میدیدیم؛ مستند زیاد میدیدیم؛ چون جنس روایت داستان، داکیودرام (مستند داستانی) بود. با بازیگران بسیار گپوگفت داشتیم تا نقشها جلوه بهتری داشته باشند. حتی برای نمایش بار فشار عصبی در بخشی از کار با میلاد میرزایی تصمیم گرفتیم که دو شب نخوابیم تا حس را آن بهگونهای که باید منتقل شود. البته آقای محمدی کارگردان ما تکمیلکننده کار گروه بود و تأکید داشت که تنها یک برداشت میگیرم و نه بیشتر. خود این تک برداشتی بودن آن بار مرگ – آگاهی را بیشتر میکرد و میدانستیم که فرصتی نیست و باید هر چه در چنته داریم در طبق بگذاریم.
بهرامی با اشاره به چالش خود در اجرای این نقش عنوان کرد: جنبه انسانی فرماندهای که از سویی باید تصمیمات نظامی و منطقی بگیرد و از سویی با احساسات انسانی خود درگیر است شاید یکی از سختیهای این کار بود.
وی ادامه داد: من بزرگ شده اهواز هستم و قرار شد که با لهجه اهوازی در این سریال صحبت کنم؛ اما چون باید از لهجه آن دوران استفاده میشد بدون واردکردن آنچه امروز در لهجه اهوازی جریان دارد همین نگهداری راکورد لهجه بهرغم این که خودم خوزستانی هستم کار سختی بود. البته سختیهای دیگری هم وجودداشت. مثلاً روزی در دکور هورالعظیم در شهرک دفاع مقدس در دمای منفی ۷ درجه بودیم و حتی دوربین را با سیم بوکسل به زمین بسته بودند؛ در آن سرما و باد کار کردن بسیار سخت بود و بهعنوان کسانی که نقش فرمانده بازی میکردیم باید دیالوگ را بدون لرزیدن و بهدرستی بیان میکردیم. در نهایت بار تجربه کار تئاتر و سختیهای کارهای دیگر به یاریمان آمد و نقش اجرا شد.
وی در پاسخ به این سؤال که بازخورد مخاطبان نسبت به «صفر بیست و چهار» چه بوده است یادآور شد: خدا را شکر بسیار خوب بود. حتی کسانی که بسیار سال بود از ایشان خبر نداشتم و مثلاً از ۲۰ سال پیش تا کنون ندیده بودم با من تماس گرفتند و اذعان داشتند که این قصه را دوست داشتند. بهرامی خاطرنشان کرد: پیام «صفر بیست و چهار» این است که فقط آدمهای ضعیف بهاندازه امکاناتشان کار میکنند و اعتماد به جوانان اتفاقات بزرگی را رقم میزند.