دوشنبه, ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵ - ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶

ممیزی‌های عجیب یک سریال کمدی

قیچی و رنگ زرد، کلینیک رویا را خراب کرد؟
117
سجاد مهرگان کارگردان سریال «کلینیک رویا» ابراز امیدواری کرد این اثر روزی بدون فیلتر زردرنگ پخش شود تا مخاطبان رنگ و نور آن را دست‌نخورده ببینند.

رها| مصطفی قاسمیان: بررسی‌ها نشان می‌دهد که در هر قسمت از «کلینیک رویا» به طور میانگین ۳ یا ۴ نما با زوم همراه بود تا عناصر نامطلوب تصویر حذف شوند. به علاوه یکی دو سکانس هم با برش مواجه می‌شد که در خروجی اثر مشخص بود. همچنین در برخی قسمت‌ها، دیالوگ‌ها دوبله و جایگزین می‌شدند.

این اصلاحات و حذفیات در بعضی قسمت‌ها، باعث کوتاه شدن بیش از حد اپیزودها شده؛ تا جایی که به نظر می‌آید سازندگان آن را با مواردی چون «آنچه گذشت» جبران کرده‌اند. مثلا در قسمت سی و سوم، زمان مفید قصه‌گویی این قسمت را به حدود ۲۵ دقیقه کاهش داد! در همین قسمت که به جز تیتراژها و آنچه گذشت، ۲۶ دقیقه و ۵۱ ثانیه زمان مفید داشت، ۷ دقیقه و ۲۷ ثانیه به آنچه گذشت اختصاص یافت!
سجاد مهرگان کارگردان این اثر ازپاسخ به سوالاتی در مورد اعمال نظرها نسبت به حذفیات این سریال، امتناع کرد. او تنها به توضیح این مورد بسنده کرد که فیلتر رنگ زردی که روی کل سریال انداخته بودند مطابق میل او نبوده است و در این باره توضیح داد: «نسخه اصلاح‌رنگ‌شده ما اینگونه نیست. به هر حال «کلینیک رویا» در شرایط خاصی از کشور پخش شد. این شرایط بالتبع حساسیت‌های ویژه‌ای در آنتن به وجود آورده بود که شاید در گذشته تا این اندازه شدید نبود. این زردی رنگ سریال به دلیل فیلتری است که روی کار انداخته شده است. امیدوارم در زمان دیگری مخاطب بتواند زحمت‌های نوری و صحنه‌ای و تصویربرداری این سریال را به صورت دست‌نخورده ببیند. فکر می‌کنم طراحی نوری این سریال ظرافت‌ها و دقت‌هایی دارد که در هیچ سریال تلویزیونی تا به امروز دیده نشده است.»

البته مهرگان در این باره توضیح نمی دهد که استفاده از فیلتر زرد چه کارکردی دارد اما احتمالا ترفندی است که به خاطر گریم و شیوه آرایش بازیگران زن به کار برده شده است.

با کارگردان سریال «کلینیک رویا» که مجموعه نمایشی «آقای قاضی» را در کارنامه خود دارد، گپ و گفتی کوتاه داشتیم که در ادامه می‌خوانید:

از بازخوردهای سریال «کلینیک رویا» راضی بودید؟

سریال «کلینیک رویا» در شرایط بسیار خاصی پخش شد. از طرفی اجتماعات مردمی که بر اساس آمار ۶۸ درصد از مردم در آن حضور داشتند، دقیقا همزمان با ساعت پخش سریال بود و از طرف دیگر شروع سریال با پایان تعطیلات جنگی و نوروزی همراه شد. یعنی مخاطب نه در روز و نه شب زمان لازم برای تماشای سریال نداشت. به این شرایط، نبود اینترنت و شبکه‌های اجتماعی فعال را هم اضافه کنید. با تمام این اوصاف، خدا را شکر سریال «کلینیک رویا» توانست مخاطب وفاداری که به قول خودشان سریال‌ایرانی‌بین نبودند را با خودش همراه کند. به خصوص از زمانی که شبکه‌های اجتماعی فعال شدند، مخاطب عمومی هم رشد چشمگیری داشت.  من با توجه به اینکه «کلینیک رویا» سریالی آوانگارد محسوب می‌شد، از حجم مخاطب بسیار راضی بودم. از طرفی نقدهای شگفت‌انگیز و خوبی برای سریال داشتیم و نقدهای منفی هم بود که نشان می‌داد در میان منتقدان، طرفداران جدی و مخالفین جدی پیدا کرده است.

«کلینیک رویا» متفاوت از سایر کمدی‌های تلویزیون بود، ولی نقدهایی هم گرفت. شما چقدر قصد داشتید کلیشه‌شکنی کنید یا فضایی متفاوت بسازید؟
حتما یکی از اهداف «کلینیک رویا» باز کردن فضای جدیدی از لحاظ بصری و لحن و ریتم برای مخاطب بوده است. به ‌طور کلی یکی از مهمترین علایق من رفتن به سمت فرمت و لحن‌های جدید در سریال است. در سریال «آقای قاضی» هم همین روند را پیگیری می‌کردم. کمدی به وجود آمده در «کلینیک رویا» به دنبال گفتن حقیقتِ پشت واقعیت‌های زندگی است و می‌خواستم به خود درونی‌مان بخندیم نه خودمان. اساسا کمدی برای من این شکلی است.

این سریال چقدر در کارگردانی تجربه جدیدی برای شما بود؟
من در «کلینیک رویا» به اندازه چهار سریال تجربه کسب کردم. این هم به دلیل لحن خاص خود سریال بود و هم به دلیل مشکلات بسیار زیاد تولیدی. خوب به دلیل شرایط مالی و تولید در زمان جنگ، تقریبا اکثر سکانس‌ها بر اساس چیزی که در روز اول طراحی شده بودند، فیلمبرداری نمی‌شد و باید با خلاقیت زیاد از امکانات موجود استفاده می‌کردم. البته مهمترین دستاورد «کلینیک رویا» برای من فهم مترونوم و ایجاد آن دریافت ذهنی از مترونوم به روی صحنه و تصویر بود. یعنی رابطه بین زمان، انرژی و حرکت در صحنه و بازی بازیگر و میزانسن و دکوپاژ و در نهایت تدوین. این سریال تجربه ارزنده‌ای برای فهم این مسئله بود.

«کلینیک رویا» به نظر هم در فیلمنامه و هم در کارگردانی بازیگوشی داشت؛ از پیج کردن نام عوامل واقعی در بیمارستان که تا همین قسمت‌های آخر هم ادامه داشت، تا ارجاعات به فیلم‌های سینمایی و حتی سریال قبلی خودتان. احتمالا مواردی هم بود که من متوجه نشدم. درباره این موارد توضیح می‌دهید؟

این ارجاعات دلیلی غیر از توجه و شوخی با خود سینما ندارد. من سینما را دوست دارم و‌ ناخواسته وقتی به لحظاتی از فیلمنامه نگاه می‌کنم، سکانس‌های ویژه‌ای از تاریخ سینما در ذهنم تداعی می‌شود. تمام ارجاعات تصویری، موسیقایی، صوتی و حتی میزانسنی، با هدف خاصی طراحی شدند و سعی کرده‌ام بازی‌ای مفهومی و هم‌راستا با مفهوم سکانسی از سریال را به دوش آن بسپارم.

انتهای پیام/


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *