مصطفی قاسمیان؛ رها، «قمارباز» اگرچه مضمونی جاسوسی و امنیتی دارد، اما بیشتر در ژانر معمایی و با مایههای جدی روانشناسانه ساخته شده و از فضایی متفاوت با محصولات جاسوسی و امنیتی سالهای اخیر سینما و تلویزیون بهره میبرد که تاکنون سابقهای در سینمای ایران نداشته. به شکلی جالب توجه، اغلب زمان فیلم در یک لوکیشن میگذرد و نوعی بازجویی نرم را در خانه فرد متهم به نمایش میگذارد که میتواند به الگویی برای محصولات آینده تبدیل شود و به توسعه فرمی و ساختاری سینمای جاسوسی ایران بینجامد.
تصویر «پیمان» مامور ضدجاسوسی «قمارباز»، نه آن مامور امنیتی رایج با اشراف کامل روی سوژه و محکم، بلکه انسانی دارای شک و تردید است که به علت جریان سریع رخدادهای جنگ ۱۲ روزه، نه فرصت تحقیق مفصل دارد و نه زمان برای جمعآوری اطلاعات کافی. به همین دلیل عملگرایانه وارد گود میشود و کار را با اتکا به تجربیات انباشته پیشین و نبوغ شخصی درمیآورد؛ تصمیمی که هیجان ویژهای به «قمارباز» تزریق کرده و آن را در دستهبندی متفاوتی نسبت به محصولات جاسوسی با مایههای اکشن سالهای اخیر مثل «روز صفر» قرار میدهد.
مامور امنیتی قصه البته نه شبیه به بازجوهای آشنای سینما و تلویزیون، بلکه به مثابه یک تراپیست، به سوژه نزدیک میشود و در نگاه و بیان خود نوعی همدلی و رفاقت را نشان میدهد که از موضع نسبتا برابر او با متهم در این گفتگو حکایت دارد. دیالوگهای شنیدنی و پرمعنای روی پشت بام هم همین مضمون را منتقل میکند.
در کنار این فرمِ متفاوت، هوشمندی فیلمساز در طراحی شخصیتهای پیچیده و چندلایه جاسوس دیده میشود. «قمارباز» به جای نمایش دشمنی ضعیف و کلیشهای، بر دقت و سرمایهگذاری رژیم صهیونیستی در جذب نیروهای کارکشته تاکید دارد. این بازنماییِ قدرتمند از جبهه مقابل، به شکلی غیرمستقیم برتریِ ذهنی و عملیاتی مامور ضدجاسوسی را به رخ میکشد که میتواند بر چنین حریفان باهوشی غلبه پیدا کند. در این پازل دقیق، حتی شخصیتهای خنثی و به ظاهر بیربط نیز سهمی در پیشبرد درام دارند و هیچ عنصری بیهوده رها نمیشود.
نکته فنی قابل تاملی که به ریتم مناسب و حفظ تماشاگر کمک میکند، پرهیز سازندگان از اتلاف وقت برای معرفیهای مرسوم است؛ شخصیتهای «قمارباز» در دلِ کنش و واکنشها و در بستر درام پرداخته میشوند و سازنده زمان فیلم را برای شخصیتپردازیهای تختِ مرسوم هدر نمیدهد. در این مسیر، یکی از عناصری که باعث میشود فیلم از افتادن به ورطه خشکی برخی آثار مشابه نجات یابد، تزریق ظریف رگههای کمدی در دل موقعیتهای غیرمنتظره است. تماشای تقابل مامور و متهم در خلال فعالیتهای روزمرهای مثل درست کردن غذا یا نصب ماهواره، علاوه بر حفظ ریتم، ابعاد روانشناختیِ متفاوتی به عملکرد مامور بخشیده که برای مخاطب بسیار جذاب و همدلیبرانگیز است.
با وجود موفقیت کوروش تهامی در اجرای نقش، بار اصلی اتمسفر «قمارباز» بر دوش آرمین رحیمیان قرار داده شده که با بازی درخشان خود، فیلم را اصطلاحاً روی کاکل خود میچرخاند. رحیمیان با درک درست از ظرافتهای نقش، تصویری مقتدر اما انسانی ارائه داده که به راحتی میتواند نام او را در میان کاندیداهای اصلی سیمرغ بلورین قرار دهد و شانس جدی دریافت جایزه باشد.