پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با طاهر شیخ‌الحکمایی، مجسمه‌ساز مطرح

مجسمه‌های عجیب سطح شهر چرا ساخته می‌شود/لزوم توجه هویت‌های فرهنگی و تمدنی
156
طاهر شیخ‌الحکمایی، مجسمه‌ساز شناخته‌شده ایرانی و استاد باسابقه دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های هنر حجم در چهار دهه اخیر به‌شمار می‌آید؛ هنرمندی که کارنامه‌اش ترکیبی از تجربه‌های آکادمیک، فعالیت‌های بین‌المللی، نقش‌آفرینی صنفی و آفرینش آثار ماندگار در فضای عمومی ایران و جهان است.

سارا بقایی، رها؛ طاهر شیخ‌الحکمایی متولد ۱۳۳۳ در کازرون است و از همان سال‌های جوانی مسیر خود را در مجسمه‌سازی آغاز کرد؛ مسیری که بعدها با تحصیل رسمی در این رشته و ورود به فضای حرفه‌ای هنرهای تجسمی، سامان و عمق بیشتری یافت. او از جمله هنرمندانی است که در کنار فعالیت شخصی، نقش مهمی در نهادسازی و مدیریت هنری نیز داشته است. ریاست هیأت مدیره انجمن مجسمه‌سازان ایران، عضویت در شورای عالی خانه هنرمندان، حضور در کمیته ارزشیابی هنرمندان کشور و همچنین سال‌ها فعالیت در حوزه هنری – به‌عنوان مسئول گروه مجسمه‌سازی – بخشی از سمت‌هایی است که نشان می‌دهد او صرفاً هنرمندی خلّاق نیست، بلکه مدیری فرهنگی و دغدغه‌مند نیز هست؛ کسی که ارتقای وضعیت حرفه‌ای مجسمه‌سازی را وظیفه‌ای جمعی و ضروری می‌داند.

از میان آثار شاخص او می‌توان به «بادگیر» در بحرین، «محراب» در کویت، «باب‌العشق» در دبی، «محبت» در لبنان، «راز ملل» در ارمنستان و «یادمان قربانیان سلاح‌های شیمیایی» در لاهه اشاره کرد؛ آثاری که طیف جغرافیایی حضور او را از ایران فراتر برده و نامش را در میان هنرمندان برجسته خاورمیانه قرار داده است. افزون بر این، او طراح ده‌ها جایزه و تندیس فرهنگی، هنری و سینمایی بوده و در بیش از سی پروژه مهم هنری نقش مستقیم داشته است. آنچه در ادامه می‌آید گفت وگوی «رها» با این هنرمند است.

 

◉ لطفاً از مسیر ورودتان به مجسمه‌سازی بگویید.
من از کودکی به کارهای حجم علاقمند بودم و این موضوع در خانواده ما که برادر بزرگتر و پسرعموها و… علاقه به هنر داشتند و در زمینه‌های شعر و نقاشی و مینیاتور فعالیت می‌کردند ترغیب کننده بود. بر این اساس من هم در شرایطی که در شهرستان امکانات نبود با گل باغچه و گل سفالگری مشغول بودم و برای خودم چیزهایی درست می‌کردم و این علاقه این گونه شکل گرفت و برجسته شد.

 

◉ مهم‌ترین ویژگی سبک شخصی شما چیست؟
بسیاری از هنرمندان شاخصه‌ای دارند که دیگران آنان را به آن شاخصه می‌شناسند. برای من این شاخصه در سمبل‌های انسانی است؛ فریم‌هایی از انسان؛ انسانی که اتفاقی برایش افتاده است. مثلا فریمی از انسانی ساخته‌ام که چند پرنده در بدنش است و اسم «پناه» به آن داده‌ام که انقدر این آدم قابل اطمینان است و امنیت ایجاد می‌کند که بدنش پر از پرنده شده است. یا در فریم دیگری برخی از آدم‌ها مکعب بلوری دارند و در سینه‌شان فضای خالی یک پرنده است. این شاخصه کار من است.

 

◉آنچه در مجسمه سازی در تولید کارهای شهری اهمیت دارد چیست؟
آنچه از مجسمه‌سازی در فضای شهری اهمیت دارد که طراحی و اجرا شود این است که آن مجسمه باید با مردم ارتباط برقرار کند و این می‌تواند نگاهی متفاوت از نگاه شما به عنوان هنرمندی باشد که گاهی موضوعات پیچیده و فلسفی و عرفانی در آن می‌گذارید؛ در حقیقت اثری از سوی مردم پذیرفته می‌شود که آن را درک کنند و باید سال‌ها در عرصه‌های هنری کار شود. مجسمه به صورت تک بعدی اثرگذار نیست و باید در فیلم و نقاشی و موسیقی و معماری و باقی هنرها مانند بافته‌ای در هم تنیده با مردم ارتباط برقرار کنند.

ضمن این که نباید دور از نظر داشت که مردم جایگاه‌های متفاوتی دارند و کاری که در دانشگاه به نمایش گذاشته می‌شود باید با کاری که جلوی بازار به نمایش در می‌آید فرق داشته باشد چرا که مخاطبانش فرق دارد و باید به این نکات توجه شود. بر این بیفزایید که هر کار این چنینی باید با شناخت اجرا شده و هویت‌های فرهنگی و تمدنی در آن گنجانده شود. بر این اساس مطالعات مجسمه ساز و نیز سفارش دهنده اثر بسیار مهم است.

 

◉ دلیل آنچه امروز به شکل یک ایراد در مجسمه‌سازی شهری برجسته است، چیست؟
متاسفانه گاهی افراط و تفریط می‌کنیم و توجه اغراق گونه به حجم داریم. مجسه سازان خوبی داریم که گرچه کم هستند؛ اما لازم است که از نگرش و تجربه آنان در تولید آثار استفاده شود. این کار نیاز به مطالعه و صرف زمان دارد و این که بعضا شهرداری رویکردی خلق‌الساعه به تولید آثار حجمی دارد کار را خراب می‌کند. ما در جغرافیایی زندگی می‌کنیم که خط، زبان، موسیقی و معماری و هنرهای دیگر آن متفاوت از دنیاست؛ در نتیجه لازم است که آثار حجمی هم در این قاعده باشد و در طراحی و اجرای آنان از هنرمندان و متخصصان استفاده شود و آثار با مطالعه و شناخت شکل بگیرند.

این دست تولیدات سفارش‌های شهرداری یا شهرداری‌های مناطق است و امروز به لطف فناوری و استفاده از پرینت حجمی انجام می‌شود و با سی. ان. سی و هر موادی قابل اجراست. اینهاست که گلایه‌مندی مجسمه سازان را برمی‌انگیزد. زمانی کارها با متخصصان و زیرنظر ایشان انجام می‌شد و خروجی‌اش مطلوب بود اما این جریان درطی زمان مستدام نبود و قطع شد. در سالهایی که گذشت مجسمه‌سازی در کشور از نظر کمیت بیشتر شده اما باید از منظر کیفی پالایش شود. شهرداری‌ها باید توجیه شوند که برای هر مناسبت نیاز به تولید اثر حجم نیست و این که با عجله اثر تولید شود آسیب زاست. در ایران هنرمندانی جهانی داریم که می‌شود از دانش و تخصصشان استفاده کرد و قطعا کسی که ۶۰ سال کار کرده است می‌تواند طرح و کار خوب ارائه دهد.

 

منبع: مجله هنرهای تجسمی

 

◉ چه نگاهی به فناوری در این میان دارید؟
فناوری خوب است چرا که به کارها سرعت بخشیده است. زمانی نقاش قلمو و بسیاری از وسایل موردنیازش را خودش می‌ساخت؛ اما امروز همه ابزارها را حاضر و آماده و با بهترین کیفیت‌ها می‌خرد؛ یا زمانی مجسمه‌ساز باید خودش برخی چیزها را برای کارش درست می‌کرد اما امروز همه چیز هست و می‌توان خرید اما آنچه که خریدنی نیست و بسیار مهم است «ایده» است. کاری که پرینت گرفته می‌شود و مراحل تولید را سریع طی می‌کند وقتی پشتش محتوا و ایده نباشد کار بی‌ثمری است. خلاقیت و ایده که منبعث از تمدن ده هزارساله ماست چیزی است که در اختیار هنرمند است و جامعه به این نیاز دارد. در هر حال اگر از فناوری به درستی استفاده شود می‌تواند موثر و اثرگذار باشد.

 

◉ کدام چالش در کار شما بیشتر تکرار می‌شود؟
کار مجسمه‌سازی در کنه خود کاری سخت و سنگین است و از طراحی ذهنی و فیزیکی گرفته تا ساخت ماکت و قالب و ریخته‌گری و… مدام تکرار می‌شود؛ اما جدای از این برگزاری نمایشگاه در این رشته هنری کار سختی است. تصور کنید یک فیلمساز برای شرکت در یک رویداد بدون حضور فیزیکی خود و اثرش صرفا با استفاده از اینترنت اثرش را ارسال می‌کند؛ اما برای یک نمایشگاه تجسمی بسته به حجم آثار هزینه‌های بسیاری باید صرف شود. ضمن این که در این جابه جایی‌ها امکان و احتمال آسیب دیدن آثار هم هست. از دیگر سو در گذشته سفارش دهنگان آثار بیشتر بودند اما امروز یا سفارشی نیست و یا بسیار کم است و هنرمندان این رشته هنری باید با سختی بسازند و روزگار بگذرانند. سالانه فارغ التحصیلانی از رشته مجسمه سازی به جامعه هنری اضافه می‌شوند؛ کسانی که جامعه برای آموزششان زمان و هزینه صرف کرده و بسته به استعداد می‌تواند بهترین استفاده را از این آدم‌ها کند اما این بهره برداری وجود ندارد.
امروز ساخت یک مجسمه نیم متری از برنز حدود ۳۰۰ میلیون هزینه دارد آن هم در شرایطی که قدرت خرید کم است. بر اساس می‌بینیم که هنرمند به مشقت اثر را به نمایشگاه می‌رساند اما بدون این که خریده شود باید دوباره هزینه کرده و آن را به گالری برگرداند – اگر در این رفت و آمد آسیب نبیند – بر این اساس باید شرایطی باشد که هم مجسمه سازان و هم همه هنرمندان شرایط بهتری داشته باشند.

 

◉ نگاه‌تان به حراج تهران چگونه است؟
حرکتی است که شروع شده است، انجام می‌شود و فروش هم دارد؛ در این رویداد کارهای شاخص ارائه می‌شود و تعداد معدودی از هنرمندان درآمد دارند؛ در کل حرکت خوبی است و می‌تواند وسیع‌تر و بیشتر شود. البته بهتر است در عرضه هنر ایران در نمایشگاه‌ها و گالری‌ها و حراج تهران و… کارهای ناب و تاب که ردپای دیگران در آن نیست عرضه شود؛ نه کارهایی که ردپای دیگران و شکلی از کپی کاری در آن دیده می‌شود. بعضا برخی کار فلان استاد را کپی می‌کنند و یا به اشتباه یا به اعتبار صاحب سبک اصلی آثار خریده می‌شود. کار خوب هنری کاری است که صلابت و ارزش فرهنگی و هنری داشته و ردپای دیگران را نداشته باشد.

 

◉ کدام اثر خود را نزدیک‌ترین اثر به دغدغه‌های درونی‌تان می‌دانید؟
من با کارهایم زندگی می‌کنم و از همه آنان و روند تولیدشان لذت هم می‌برم. بر این اساس نمی‌توانم یک اثر را انتخاب کنم. من در ایران کارهای زیادی ندارم و کارهایم عمدتا در کشورهای دیگر است. یک اثر برجسته در ایران به اسم «محبت» در خانه هنرمندان داشتم که آن را هم جا به جا کرده‌اند.

 

◉ از این بابت ناراحت هستید؟ این که در ایران آثار زیادی ندارید؟
خیر. مهم دیده شدن است. فرقی ندارد که داخل باشد یا نباشد.

 

منبع: مجله هنرهای تجسمی

◉ چه متریالی را به‌عنوان امضای کارتان می‌شناسید؟
با همه مواد – برنز، سنگ و چوب – کار کرده‌ام و متریال یک بهانه است و چیزی که در نهایت ارائه می‌شود مهم است. در سمپوزیوم‌ها بیشتر سنگ کار کرده‌ام چون زمان کم است اما برای رویدادی که زمان هست و می‌شود قالب گیری کرد از برنز استفاده می‌کنم.

 

◉ چه توصیه‌ای برای هنرمندان جوان و نسل جدید مجسمه‌سازان دارید؟
اول از همه ما باید تحولی در آموزش و پرورش ایجاد کنیم. فرزندان ما باید از سن پایین سعدی و حافظ و مولوی خوانده و با فرهنگ کهن و هنرمندان و دانشمندان خود آشنا شوند و بر این اساس نسلی بالا بیاید که همان گونه که با فناوری روز آشناست با فرهنگ کهن خود هم آشنا باشد که تا در این جهان گم نشود. نسل جوان مجسمه سازان هم باید ضمن شناخت دنیا فرهنگ خودمان را بشناسند و روی آن تمرکز کنند. چرا فیلم‌های ما در رقابت‌های جهانی موفق می‌شوند؟ دلیلش این است که به نکات فرهنگی خودمان توجه کرده و آن را بازتاب می‌دهند. این فرمول برای هنرهای تجسمی و مجسمه‌سازی هم صادق است و باید به آن توجه کرد. تاریخ و تمدن ایرانی ۱۰ هزار سال قدمت دارد و پر از انرژی است و در این گذر زمان صیقل خورده و الماس شده؛ به همین دلیل است که اشعار کسی مانند حافظ بعد از ۷۰۰ سال ایده‌های ناب انسان ساز دارد و جوانان باید اینها را بخوانند و این ادبیات و تاریخ و تمدن را بشناسند.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *