پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

بررسی «رها» از وضعیت سینمای مستند/ گفت‎وگو با میلاد خالقی‌منش

مسیر پیش روی مستندسازان ناهموار است/همچنان امیدواریم!
189
در سال‌های اخیر، روندی آهسته اما پیوسته در سینمای مستند ایران مشاهده می‌شود که نشان از کاهش تولید آثار باکیفیت دارد؛ افولی که ناگهانی نیست و ریشه در تغییرات ساختاری و اجتماعی دارد. رسانه «رها» این موضوع را در آستانه برپایی نوزدهمین دوره جشنواره سینما حقیقت بررسی می‌کند.

سارا بقایی، رها؛ گفت‌وگو با مستندسازان نشان می‌دهد سه عامل اصلی بر این وضعیت تاثیرگذار هستند: ضعف شبکه‌های نمایش داخلی، فشارهای اقتصادی و فقدان بازار جهانی. هر یک از این عوامل به‌تنهایی اهمیت دارند، اما مجموع آن‌ها تصویری از یک بحران تدریجی در این حوزه ارائه می‌کند. پیش‌تر شبکه‌های تلویزیونی، به‌ویژه شبکه مستند، نقش مهمی در ارتباط میان مخاطب و مستند ایفا می‌کردند؛ اما امروز بسیاری از مستندسازان معتقدند این ارتباط کمرنگ‌تر شده است. علت این کاهش نه کم‌کاری فردی، که فرسایش ساختاری است؛ از نبود سیاست‌های روشن و پایدار گرفته تا محدود شدن فرصت‌های خلاقانه، که نتیجه آن دیده نشدن مستندهای جدی و کاهش صدای مستقل سازندگان است. این شرایط باعث شده جریان خلاق و جسور مستندسازی که زمانی نیروی محرک این عرصه بود، با احتیاط حرکت کند یا از چرخه تولید تلویزیونی فاصله بگیرد.

فشار اقتصادی نیز سایه‌ای سنگین بر تولید مستند افکنده است. آثار بلندمدت، پژوهشی یا اجتماعی نیازمند سرمایه و صبر طولانی هستند، اما در شرایط فعلی منابع محدود و بازگشت مالی نامطمئن، بسیاری از سازندگان را به سمت سینمای داستانی سوق داده است؛ جایی که حداقل چشم‌انداز اقتصادی روشن‌تر است. این مهاجرت آرام، نشانه تغییر زیست‌بوم حرفه‌ای مستندسازان ایرانی است. در کنار این‌ها، فقدان بازار جهانی همچنان مشکل بزرگ دیگری است. مستند ایرانی با تمام ظرفیت روایتگری و جذابیت فرهنگی خود، هنوز نتوانسته جایگاهی پایدار در عرصه بین‌المللی پیدا کند. نبود سازوکار مشخص برای معرفی و عرضه آثار در بازارهای جهانی، انگیزه و امکان رشد را هم برای تولیدکنندگان و هم برای سازندگان محدود کرده است.

آنچه در ادامه می‌آید گفت‌وگوی «رها» با میلاد خالقی‌منش، مستندساز و عضو اسبق هیئت مدیره انجمن مستندسازان است. در کارنامه این فیلمساز، مستندهایی چون «اتاق آبی»، «دورافتاده‌ها»، «گربه‌های ناآرام» و… دیده می‌شود.

 

◉ چرا مستند خوب کم ساخته می‌شود یا اساسا ساخته نمی‌شود؟
گمان می‌کنم پاسخ این پرسش را باید در لایه‌ای فراتر از عرصه سینمای مستند جست‌وجو کرد؛ در همان سطحی که می‌بینیم هر امر ارزشمند دیگری نیز به دشواری روی می‌دهد. کمبود مستند خوب، همان کمبود موسیقیِ خوب، ادبیات تأثیرگذار و حتی آثار هنری جسور و ماندگار است. گویی همه چیزهای اصیل و ارزشمند، کم‌رمق شده‌اند؛ نه از آن رو که خالقانشان توانایی ندارند، بلکه چون آینده‌ای روشن پیش رویشان نیست و امیدی به اثرگذاری‌شان دیده نمی‌شود، بستر زایش و رشدشان فراهم نیست؛ مصداق آن عبارت که «هنر خوار شد و جادویی ارجمند».

 

◉ به طور مصداقی به مشکلات موجود در عرصه مستند اشاره می‌کنید؟
مستندساز امروز، پیش از آنکه دوربین به دست بگیرد، باید از هزار پیچِ اداری و اقتصادی عبور کند تا تنها طرحی از کارش پذیرفته شود. پس از تولید نیز تازه راه دشوار دیگری آغاز می‌شود: یافتن مسیر نمایش، تحمل سانسور و فشارها و دست آخر رسیدن به مخاطبی که خود گرفتار اضطرارهای روزمره است؛ گرسنگی، معیشت، ناامیدی. مخاطبی که نگرانی‌های اولیه‌اش فرصت نمی‌دهد با اثری تأمل‌برانگیز مواجه شود و از آن تأثیر بپذیرد.
در چنین شرایطی طبیعی است که فیلمساز خوب دل‌سرد شود. اولویت‌هایش تغییر می‌کند. مسأله‌ اصلی‌اش دیگر هنر یا گفت‌وگو با جامعه نیست، بلکه تأمین معاش است یا پرداختن به کاری که دست‌کم معنای بیشتری برای خودِ او داشته باشد. مسیر پیش روی او ناهموار است و این ناهمواری دیر یا زود هنرمند را از پا می‌اندازد.

 

«اتاق آبی» از مستندهای تحسین‌شده خالقی‎منش

 

◉ ضعف شبکه مستند در این میان چیست؟
به باور من، مشکل بسیار فراتر از شبکه مستند است. این شبکه البته گاه جریان‌های ارزشمند و گاه لغزش‌های قابل انتقادی داشته است؛ اما مسأله‌ اصلی به ساختار کلان رسانه ملی بازمی‌گردد؛ جایی که سیاست‌زدگی مدیران بالا‌دستی، سال‌هاست اعتبار رسانه و امکان خلاقیت را از بین برده است تا جایی که می‌بینیم برخی مستندسازان تنها برای امرار معاش با تلویزیون همکاری می‌کنند اما از بیان این همکاری نزد همکاران یا مخاطبان خجالت می‌کشند؛ گویی کاری ناپسند کرده‌اند. این شرم، نشانه‌ای است از عمق بحران اعتبار.

وقتی سیاست‌گذاری کلان به جای حقیقت‌جویی، شفافیت و کیفیت، بر هم‌سویی سیاسی تأکید می‌کند، دیگر تفاوت چندانی ندارد که یک مدیر میانی در شبکه مستند چه طرح و برنامه‌ای ارائه دهد. فضای تلویزیون سال‌هاست که از مسیر اصلی خود، یعنی ارتباط صادقانه با مردم، فاصله گرفته و حالا هم فیلمساز و هم مخاطب به‌خوبی این شکاف را احساس می‌کنند.

 

◉ نبود بازار جهانی چه نقشی در این داستان دارد؟
در میان این تاریکی، بازار جهانی شاید تنها روزنِ کوچک نور باشد که هنوز سینمای مستند ایران را زنده نگه داشته است. بسیاری از آثار ارزشمند سال‌های اخیر، نه در داخل، بلکه در جشنواره‌ها و محافل جهانی دیده و تحسین شده‌اند. البته این بازار نیز گاهی خواسته‌های سیاسی و چارچوب‌هایی را به فیلمساز تحمیل می‌کند و این خود مسئله‌ای قابل نقد است اما با همه این کاستی‌ها، هنوز تنها جایی است که امیدی برای دیده شدن و ادامه حیات حرفه‌ای مستندساز باقی گذاشته.

شاید اگر این فرصت هم نبود، سینمای مستند ایران بسیار خاموش‌تر و بی‌جان‌تر از امروز می‌بود. آنچه هنوز انگیزه برخی مستندسازان برای خلق اثر با کیفیت را حفظ کرده، همین امید است: امید به اینکه صدای آنان، هرچند از راهی دور و در شرایطی دشوار، شنیده شود.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *