به گزارش خبرنگار رها، تنها سه روز به برگزاری مراسم اختتامیه نوزدهمین جشنواره بینالمللی سینماحقیقت مانده است. بسیاری از آثار دیده شدهاند و در آستانه مرحله دوم اکران اغلب آثار هستیم. در روز سوم هیاهو برای تماشای برخی از آثار به اوج خود رسیده بود و به همین سبب زمان از دست برخی مخاطبین از دست رفته بود.
برنامهریزی برای تماشای آثار و انتخاب میان آنها تبدیل به یک چالش شده بود. در این میان مهمانان ویژه یکی پس از دیگری به بهانهها مختلف در محل برگزاری جشنواره، پردیس سینمایی ملت، حاضر میشدند. در سمت دیگر اکرانها ویژه در سالن ۱۱ برای برخی از افراد حاضر در جشنواره هوسبرانگیز بود و به نوعی به چالش برنامهریزی برای تماشای آثار ضریب میداد. در نهایت روز سوم به پایان رسید و آنهایی که از ماراتن تماشای آثار جا ماندند، به استقبال روز چهارم از این رویداد رفتند.
آنچه در ادامه میخوانید پنج روایت خبرنگار «رها» از متن و حاشیه روز سوم نوزدهمین جشنواره بینالمللی سینماحقیقت، یعنی جمعه ۲۱ آذرماه است.
روایت اول؛ وقتی سالنها به عدالت تقسیم میشوند!
تمامی آثاری که در نوزدهمین جشنواره بینالمللی سینما حقیقت با یکدیگر رقابت دارند، از بخش ملی گرفته تا شهید آوینی و باکسهای فیلم کوتاه و نیمه بلند دارای دو سانس هستند. فیلمهایی که حتی در بخش غیررقابتی جشنواره حضور دارند نیز از دو سانس برخوردار هستند. البته در این میان موارد استثنایی همچون مستند «آگیرا» ساخته محمد صادق اسماعیلی وجود دارد که در سه سانس برای مخاطبان جشنواره به نمایش درمیآید. دلیل آن هم حضور این مستند هم در بخش ملی و هم در بخش بینالمللی است. بنابراین عدالت در خصوص فیلمهای حاضر در دو بخش نیز رعایت شده است. نکتهای که در دل این تقسیم عادلانه وجود دارد، سالنهای تخصیص داده شده به هر سانس است. هر اثر یک بار در سالنی بزرگ و یک بار در سالن جمع و جور و نسبتا کوچک به نمایش درمیآید. همین موضوع باعث شده است تا در روز سوم جشنواره برخی فیلمها ظرفیت میزبانی از مخاطبان خود را نداشته باشند و حضار برای تماشای اثر نشسته بر کف سالن، ایستاده در گوشههای درب ورودی فیلم فیلم را دنبال کنند. برخی دیگر نیز مجبور شوند بیرون از سالن تنها به صدای فیلم گوش دهند! در حالی که یک فیلم در اکران همزمان، در سالنی بزرگ با صندلیها تقریبا خالی به نمایش دربیاید. این موضوع یک پرسش مهم ایجاد میکند: «آیا عدالت در تقسیمبندی سانسها خوب است؟» و اینکه «اگر به فیلمها، بر اساس جایگاهی که در میان مخاطبان و رسانهها دارند، سانس و اکران داده شود، اتفاق بهتری نخواهد افتاد؟» و اینکه «اگر هیئت انتخاب برای فیلمهای باکیفیت در جدول نمایش جایگاه ویژهتری قائل بودند، بهتر نبود؟» برای پاسخ به این پرسشها باید نگاهمان به سه روز باقیمانده از جشنواره باشد.
روایت دوم؛ مهدی تاج، هادی حجازیفر و دیگران..
در روز سوم پردیس سینمایی ملت میزبان اشخاص به نامی در عرصههای مختلف بود. از مدیریت و بازیگری گرفته تا حوزه پژوهش و مستند. هر کدام از این افراد نیز بنا به دلایلی در نوزدهمین جشنواره بینالمللی سینماحقیقت حضور پیدا کرده بودند. مهدی تاج مدیر فدراسیون فوتبال ایران یکی از این اشخاص بود. او که رفت و آمدش خیلی سریع و در سایه بود، برای تماشای فیلم مستند «رویای ناتمام» به پردیس ملت آمده بود. «رویای ناتمام» به کارگردانی سارا طالبیان با موضوع رقابتهای جام ملتهای آسیای فوتسال بانوان است که صعود تیم ملی بانوان کشورمان به جام جهانی این رشته ورزشی با تمام حواشی و چالشهایش به تصویر میکشد. در این راستا دو نماینده مجلس، پیمان فلسفی و حسنپور بیگلری به ترتیب برای تماشای مستند «آگیرا» و «عمق میدان» به جشنواره آمدند.
در عرصههای هنری نیز جشنواره سینماحقیقت از بازیگر مطرح این روزهای سینما و شبکه نمایش خانگی، هادی حجازیفر میزبانی کرد. حجازیفر برای تماشای مستند «آبراه کوچکی در میان هور» محصول سازمان سینمایی سوره به پردیس ملت آمد. این مستند در مورد یک گروه کارشناسی در دوران هشت سال دفاع مقدس است که از آبراهی برای شناسایی و دریافت اطلاعات دشمن استفاده میکردند. در این اثنا نکوداشت مهدی مسعود شاهی فقید که در ساعت ۱۷:۳۰ روز جمعه ۲۱ آذرماه برگزار شد، بهانهای برای حضور شخص مهمی از مدیوم مستند و پژوهش بود؛ ارد عطارپور خالق مستند «پرنیان»، «پرسپولیس-شیکاگو»، «عاشورا در ابیانه» و غیره یکی از افراد شناختهشده مستند در عرصه بینالملل است. او برای مهدی مسعود شاهی که موسس و مدیر مرکز گسترش سینمای مستند، پویانمایی و تجربی و از پایهگذاران بنیاد سینمایی فارابی بود، به جشنواره آمد و در ستایش این مدیر فقید گفت: «آقای مسعودشاهی مدیری بود که از منیت خودش گذشته بود. دفترش فقط یک سالن و یک میز گرد بود و حتی گاهی فیلمسازان تازهوارد، او را نمیشناختند و از ایشان به عنوان منشی کمک میخواستند».
روایت سوم؛ «انیو» در موزه سینما
سالن موزه سینما در موازات با پردیس سینمایی ملت از آثار حاضر در نوزدهمین جشنواره بینالملل سینماحقیقت و بخشهای مختلف آن میزبانی میکند. روز سوم جشنواره یک اتفاق ویژه در سالن اکران موزه سینما افتاد و آن هم اکران آخرین اثر جوزبه تورناتوره خالق «سینماپارادیزو» و «افسانه ۱۹۰۰»، «انیو» در ساعت ۱۶:۳۰ بود. این مستند به درباره آهنگساز شهیر و فقید تاریخ سینمای جهان انیو موریکونه است، در ۱۵۴ دقیقه مسیر زندگی حرفهای و شخصی این هنرمند را به تصویر میکشد. این اثر در آخرین روز از جشنواره، دوشنبه ۲۴ آذر در ساعت ۲۰ در سالن ۹ پردیس ملت مجددا به نمایش در خواهد آمد. دبیر جشنواره پیش از این در خصوص اکران فیلم «انیو» عنوان کرد: «به دلیل ضعف در برنامهریزی ما، امکان حضور تورناتوره در جشنواره فراهم نشد، وگرنه در مکاتباتی که با او داشتیم، خود را برای حضور در ایران و این جشنواره بسیار مشتاق نشان داد!»
روایت چهارم؛ کتابخانهای برای مستندبازها
یکی از ظرفیتهای جذاب در فضای برگزاری جشنواره سینماحقیقت که از دوران کرونا برای این رویداد به یادگار مانده است، کتابخانه مستند است؛ ظرفیتی که مشابه آن در جشنوارههای معتبر جهانی هم وجود دارد و با ایدهپردازی محمد حمیدیمقدم در دورههای اخیر این رویداد در ایران هم اجرایی شده است. در بخش لایبراری، یا کتابخانه مستند، تعدادی رایانه قرار دارد که مهمانان ویژه جشنواره بااستفاده از کارت شخصیشان میتوانند به آرشیو مستندهای جشنواره دسترسی داشته باشند و فارغ از سانسبندی و اکران آثار در سالنها، براساس زمانبندی حضور خود، به تماشای آثار منتخبشان بنشینند. این ایده پیشتر با ظرفیتی قابلقبول و جانمایی مناسبتر در فضای پردیس چارسو اجرایی میشد و اتفاقا مورد استقبال اصحاب رسانه و منتقدان هم قرار میگرفت. در دوره نوزدهم و از روز دوم برگزاری، این فضا فراهم شده اما ظرفیت در نظر گرفتهشده برای آن تنها ۶ عدد لپتاپ است که در طبقه منفی یک پردیس و در مسیر آمد و شد مهمانان جانمایی شدهاند. هرچند مدل اجرایی این طرح میتوانست کمی جذابتر و حرفهایتر باشد اما همچنان وجود این امکان در فضای جشنواره از اتفاقات مثبت «سینماحقیقت» است.
روایت پنجم؛ پیرزنهای قهرمان به صف میشوند!
یکی از نکات قابل توجه در نوزدهمین جشنواره بینالملل فیلم مستند ایران، حضور پیرزنهای روستایی به عنوان قهرمان قصه است. در یک نگاه گذرا میتوان نمونههای مشخصی از این قهرمانان در آثاری که با یکدیگر در بخشهای مختلف رقابت میکنند، رویت کرد. در اولین نمونه به «صغری رئیس» به کارگردانی صادق کاظمی میرسیم. مستند «صغری رئیس» زندگی پیرزن ۱۰۲ سالهای را روایت میکند که چوبهایش نماد امید و مقاومت است. وقتی به سراغ نمونه دوم میرویم، با «بالهای آوازخوان» ساخته هیمن خالدی مواجه میشویم. این مستند داستان زنی سالخورده در روستایی کوهستانی است که از لکلکی زخمی مراقبت میکند، در حالیکه دخترش در حال آماده شدن برای مهاجرت به اروپاست. در مصداق بعدی فیلم «مادر زمین؛ زهرا خانم» به نویسندگی و کارگردانی مهناز سخا قابل توجه است. در خلاصه داستان این مستند آمده است: «در یکی از بیابانهای منطقه مرکزی ایران، مادر شهیدی سالخورده به نام زهرا خانم، به تنهایی در روستای آبا و اجدادی خود که حالا مدتهاست خالی از سکنه است، زندگی میکند. این روستا که قدمتی هزاران ساله دارد با خانههای بازسازیشده محل اقامت گردشگرانی از نقاط مختلف ایران و گردشگران خارجی است که یکی از دلایل حضور گردشگران در این روستای کوچک و زیبا، دیدن زهرا خانم و فعالیتهای اوست.»