محمدرضا کاظمی؛ رها، پنجمین روز از چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با اکران سه فیلم «مارون» به کارگردانی امیراحمد انصاری، «دختر پری خانم» ساخته علیرضا معتمدی و «زنده شور» اثری از کاظم دانشی به پایان رسید، فیلمهایی که هرکدام ژانر و حال و هوای خاص خود را داشتند و واکنشها به آثار و نشستهای خبری هرکدام فضای متفاوتی داشت. آنچه در ادامه میخوانید نکات مربوط به روز پنجم جشنواره در پردیس سینمایی ملت است.
نکته اول؛ نشست تک نفره کاظم دانشی
نشست خبری آخر روز گذشته را میتوان یکی از عجیبترین نشستهای رسانهای در جشنواره امسال باشد. این فیلم در سانس اخر جشنواره به نمایش درآمد و با وجود تاخیری که نشست رسانهای آن داشت، با استقبال خوبی از جانب خبرنگاران، عکاسان و منتقدان سینما مواجه شد و سالن نشست تقریباً پر بود. اما در مقابل استیج مربوط به عوامل فیلم در خالیترین حالت ممکن بود و به جز وحید رونقی، مجری نشست فقط یک نفر از فیلم «زنده شور» حضور داشت، کاظم دانشی که کارگردان، نویسنده و تهیهکننده فیلم بود. این نشست باوجود اینکه فقط یک پاسخگو داشت، اما اتفاقات زیادی در آن رقم خورد و صحبتهایی از عدم حضور چهرهها در جشنواره و فحاشی به آنها در فضای مجازی، تهدید بازیگران، کشته شدگان روزهای اخیر در ایران، عواقب وخیم جنگ احتمالی و البته مشکلات حقوقی مربوط به فیلم در نشست مطرح شد. کاظم دانشی در بخشی از سخنانش هم با اشاره به حرکت برخی هنرمندان که شماره تلفن افرادی که در جشنواره حضور دارند را اعلام میکنند تا برای انها مزاحمت ایجاد شود، خودش رو به دوربینها شماره تلفن خود را رسما اعلام کرد و گفت از این مسئله ترسی ندارد و شماره تلفنش را در اختیار همه قرار میدهد!
نکته دوم؛ شفافسازی درباره تولد پردردسر علی شادمان!
ماجرای درگیری حقوقی کاظم دانشی با علی شادمان، و حرف و حدیثهای مربوط به دستگیری این بازیگر در یک مهمانی خصوصی همراه برخی دیگر از ستارگان سینما، یکی از مسائل حاشیهای ماههای اخیر سینمای ایران است که مسائل مربوط به آن حتی تا نشست خبری مدیرعامل خانه سینما هم کشیده شد. روز گذشته در خلال نشست رسانهای کاظم دانشی بعد از فیلم «زنده شور»، یکی از خبرنگاران در رابطه با این مسئله و اینکه گفته میشود او ماجرای مهمانی تولد در خانه علی شادمان را لو داده، از دانشی سوال پرسید و این کارگردان برای نخستین بار راجع به این مسئله واکنشی رسمی نشان داد. دانشی گفت: قطعا این مسئله کار من نبود. من یک اختلاف مالی با آقای شادمان دارم که وکلای ایشان و وکلای من در این مسئله در دادگاه به دنبال توافق هستند. چون در ایام دادگاه حقوقی ما این اتفاق افتاد، شیطنتی رخ داد که من این کار را کردم، در حالی که این امکان ندارد. یکی از بازداشت شدگان این ماجرا ستاره پسیانی بود که برای فیلم «اردوبهشت» آفیش بود، خیلی احمقانه بود که من بخواهم این کار را انجام دهم. خیلی از رفقای من در این مهمانی حضور داشتند و من این کار را نکردم.
نکته سوم؛ بازیگران تکراری «گیس» و «زنده شور»
کاظم دانشی امسال با سه فیلم در جشنواره فجر حضور دارد که در هرکدام با یک عنوان (نویسنده، کارگردان، تهیه کننده) حضور دارد. یکی «گیس» که دو روز پیش رونمایی شد، دیگری «زنده شور» که دیروز روی پرده رفت و سومین فیلم «اردوبهشت» که در روزهای آتی در پردیس ملت اکران میشود. در میان دو فیلم اکران شده از او، یک نکته قابل توجه وجود دارد و آن هم حضور بازیگران تکراری در هر دو اثر است. حامد بهداد در «گیس» نقش یک مامور امنیتی را ایفا میکند، اما در «زنده شور» یک زندانیِ محکوم به اعدام است. حسین پورکریمی در فیلم اول نقش مدیرعامل پتروشیمی را بازی میکند و در فیلم دوم او نیز جزو زندانیان در انتظار اعدام است. عرفان ناصری که یکی دیگر از اعدامیانِ «زنده شور» است، در «گیس» نقش یک مهندس پتروشیمی را بازی کرده. علیرضا آرا نیز یکی دیگر از بازیگران مشترک در هر دو فیلم است که در یکی نقش مثبت (زنده شور) و در دیگری نقشی منفی (گیس) دارد. سپهر گندمی هم که زندانبان «زنده شور» بود، در فیلم «گیس» نقش یکی دیگر از مهندسهای پتروشیمی را ایفا میکرد. به جز این یکی از بازیگران فرعی نیز در هر دو اثر حضور دارد که در فیلم «زنده شور» مسئول تصویربرداری از اخرین دقایق زندگی محکومان به اعدام است، کاری که خود کاظم دانشی در طول زندگی اش به عنوان مستندساز زیاد انجام داده و بیش از ۲۰۰ بار شاهد اعدام بوده است! دانشی در نشست خبری خود به این مسئله که بازیگران تکراری در هر دو فیلم حضور دارند اشاره کرد و گفت پس از بالا بودن فشار کار در جنوب برای فیلم «گیس»، از این بازیگران برای یک اثر دیگر هم دعوت کرده است و حالا هر دو فیلم به جشنواره امسال رسیدهاند.
نکته چهارم؛ کلاه گیس است به خدا!
مسئله استفاده از کلاه گیس برای بازیگران خانم در فیلمهای ایرانی، یکی از موضوعاتی است که حداقل در سالهای اخیر بسیار محل مناقشه بوده و این ماجرا گریبان چندین فیلم را گرفته است، مهمترین آنها «کاناپه» کیانوش عیاری بود که این فیلم اجازه اکران پیدا نکرد و در نهایت به صورت غیرمجاز و از طریق کانالهای تلگرامی قاچاق شد. در این شرایط علیرضا معتمدی برای فیلم جدیدش «دختر پری خانم» که در جشنواره فجر امسال حضور دارد، به سراغ استفاده از همین تکنیک رفته و برای بعضی از بازیگران خانم (که اتفاقا در فیلمش کم هم نیستند!) از کلاه گیس استفاده کرده است. نکته قابل توجه اینجاست که معتمدی پیش از آغاز فیلم به این مسئله اشاره میکند و قبل از آغاز تیتراژ، جملهای با این مضمون نوشته میشود که «برای برخی از بازیگران خانم از کلاه گیس استفاده شده است.» این جمله کوتاه شاید سوپاپ اطمینانی باشد که فیلم از این منظر لطمه نخورد، موضوعی که به نظر میرسد در همین ابتدای کار جواب داده و فیلم بدون مشکل در جشنواره پخش شد و در نشست خبری هم خبرنگاران و رسانههایی که معمولاً روی این مسائل حساس هستند، به آن اشاره نمیکنند. بد نیست در اینجا اشارهای هم به تیتراژ پایانی فیلم معتمدی بکنیم، جایی که در بخش انتهایی اسامی بازیگران او نام حیواناتی که در فیلم حضور داشتند را هم نوشته بود، گوسفند، گربه و خروس، بازیگران فرعی فیلم «دختر پری خانم» بودند.
نکته پنجم؛ یک سوزن به خودمان
یکی از کارهای ثابت و مهم خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران در طول برگزاری جشنواره فجر، پوشش نشستهای رسانهایست، کاری روتین که هرروز بعد از اکران فیلمها انجام میشود و از سنتهای همیشگی این رویداد ملی است. در کنار اینکه بسیاری از خبرنگاران کار حرفهای خود را به درستی انجام میدهند و پرسشهای درست، چالشی و منطقی سوال میکنند، عده معدودی هم حضور دارند که صرفا برای ایجاد جار و جنجال به نشستهای خبری میآیند، سوالات بیربط و طولانی میپرسند و اصرار دارند مثلا هر تعداد سوالی که طرح کردند توسط مجری پرسیده شود، بدون توجه به وقت نشست و سوالات دیگر همکاران خود. بعضی دوستان هم که صرفا برای خوش و بش با هنرمندان در نشست حضور دارند و متن هایی که درخصوص آثار مینویسند بیشتر مدح و ثنای فیلم یا فیلمساز است نه نقد فیلم و پرسش جدی درخصوص اثر. یک گروه دیگر از خبرنگاران هم کسانی هستند که برای تهیه گزارش تصویری در محل نشست حضور دارند و بعد از پایان پرسش و پاسخها در نشست، به سمت عوامل فیلم هجوم میبرند، (کلمه بهتری وجود ندارد!) یک یا دو نفر را گوشه دیوار گیر میاندازند، دهها میکروفن، رکوردر و تلفن را جلوی صورت عوامل میگیرند و چند نفر هم با دوربین از پشت سر فیلمبرداری میکنند. نگاهی به فیلمهای منتشر شده از این گفتوگوها بیاندازید، میبینید که فیلمسازها در موقعیتهای بدی گیر افتادند و توسط انبوهی از خبرنگاران دوره شدهاند. کاش میکسدزونی برای این موقعیت هم در سالهای آتی در نظر گرفته شود تا گزارشگران و خبرنگاران تصویری هم به صورت حرفهای و درست با هنرمندان گفتگو کنند و شاهد این بینظمی وحشتناک پس از نشست های خبری نباشیم.