به گزارش خبرنگار رها در اصفهان، در پنجمین و آخرین روز برگزاری جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، همه چیز حول محور مراسم اختتامیه میچرخید، مراسمی که قرار بود طبق دعوتنامه ساعت ۱۸:۳۰ دقیقه در سالن اجلاس سران اصفهان برگزار شود. باتوجه به اهمیت اختتامیه و البته حواشی ریز و درشتی که داشت، نکتههای روز آخر همگی به این مراسم مربوط میشود.
آنچه در ادامه میخوانید، نکات مربوط به اختتامیه جشنواره در شامگاه چهارشنبه ۱۶ مرداد است.
نکته اول؛ ساختمان مجلل اصفهانیها برای میزبانی
ساختمان سالن اجلاس یا مرکز همایشهای بینالمللی اصفهان، یکی از بناهای خاص مرکز ایران است، ساختمانی با معماری بهروز داخلی و خارجی که شما را یاد استادیومهای ورزشی مجلل خارجی و سالنهای کنسرت بزرگ و معروف دنیا میاندازد. این ساختمان که سال ۱۴۰۰ تکمیل شده، نمای بیرونی شیکی دارد که برای مراسمهایی با حضور مهمانان خارجی واقعا فوقالعاده است، اما کاش شهرداری اصفهان لطفی کند و این وسواس برای تمیزی و مرتبی که در داخل دارد، برای نمای بیرونی آن نیز به خرج دهد و گرد و خاکی که روی لایههای بیرونی آن نشسته را پاک کند تا همه چیز این سالن بدون ایراد و حرفهای باقی بماند.اختتامیه جشنواره سیوهفتم، همچون آیی افتتاحیه در این سالن برگزار شد و واقعا باشکوه بود.
نکته دوم؛ قهر یا گرفتاری کاری، مسئله این است!
از روز نخست برگزاری جشنواره تا پایان اختتامیه چهرههای ریز و درشت زیادی به این رویداد و بهطور خاص محل اسکان هنرمندان آمدند، چهرههایی که حضورشان قطعا برای بالا بردن اعتبار جشنواره نیز نکته مهمی بود، اما در این میان برخی نبودنها، یا نصفه و نیمه بودنها بسیار جلب توجه میکرد. مثلا غیبت سید علی احمدی تهیهکننده فیلم «بچه مردم» یکی از آن موارد ویژه است، او یکی از فیلمهای مهم جشنواره را به این رویداد فرستاده بود اما خودش در اصفهان حضور نداشت. البته زمانی که محمود کریمی در مراسم اختتامیه به جای احمدی روی سن رفت و جایزه بهترین فیلم را گرفت، در سخنانی کوتاه اشاره کرد که دلیل نیامدن تهیهکننده یک ناهماهنگی بوده که این مسئله ماجرای نیامدن سید علی احمدی را وارد فاز متفاوتی کرد. مهدی هاشمی و گوهر خیراندیش هم بازیگرانی هستند که روز قبل از افتتاحیه در هتل و سینماهای نمایش دهنده آثار حضور داشتند اما در اختتامیه کسی آنها را ندید، البته حرف و حدیثهایی مطرح شد مبنیبر اینکه مهدی هاشمی به دلیل اتفاقات رخ داده در روز آخر اکران «چشم بادومی» دلخور شده و قهر کرده، اما نه این مسئله و نه دلیل غیب گوهر خیراندیش در اختتامیه به صورت قطعی مشخص نشد.
نکته سوم؛ تأخیری که سبب خیر شد!
مثل بسیاری از رویدادهایی که در کشورمان برگزار میشود، این برنامه هم با تاخیر آغاز شد و مردم و اهالی رسانه و بسیاری از صاحبان آثار، یک ساعتی در سالن اجلاس منتظر نشسته بودند تا اختتامیه شروع شود. اما این تأخیر به وجود آمده یک دستاورد خوب داشت و آن هم اینکه باعث حذف سخنرانیهای مدیران شد! حامد جعفری دبیر جشنواره به عنوان نخستین سخنران برنامه پشت تریبون رفت و گفت: «قرار بود من متنی را بخوانم و آن را بعداً در اختیار رسانهها قرار دهم. قرار بود آقای وزیر، استاندار، شهردار و رئیس سازمان سینمایی هم صحبت کنند اما با توجه به اینکه مراسم دیر شروع شد، وقت را به سایر بخشهای مراسم اختصاص میدهیم.» به این ترتیب خستهکنندهترین بخشهای مراسم با همراهی مدیران و با استقبال مردم حاضر در سالن حذف شد و به این ترتیب برنامه ریتم تندتری گرفت.
نکته چهارم؛ سیمرغ بازان، پروانه درو کردند
همانطور که پیشبینی میشد فیلم سینمایی «بچه مردم» در مراسم اختتامیه بیشترین جوایز را به دست آورد و محمود کریمی تقریبا هر چند دقیقه یکبار بالای سن میرفت، جایزهای میگرفت و تشکر میکرد. جایزه برگزیده داوران نوجوان بخش بینالملل، جایزه بهترین کارگردانی بخش بینالملل، دیپلم افتخار به چهار بازیگر این فیلم در بخش بینالملل، پروانه زرین بهترین دستاورد هنری برای کریستف رضاعی (موسیقی فیلم)، پروانه زرین بهترین فیلمنامه، پروانه زرین بهترین کارگردانی و پروانه زرین بهترین فیلم و جایزه ویژه داوران نوجوان ایرانی به «بچه مردم» رسید تا این فیلم با ۷ جایزه اصلی و چهار دیپلم افتخار برای بازیگرانش بهترین عملکرد را داشته باشد. پس از آن هم «چشم بادومی» با دو جایزه مهم بهترین فیلمنامه بخش بینالملل و بهترین بازیگر نوجوان بخش ملی (که به ستایش دهقان رسید) بهترین عملکرد را داشت. حسین قناعت امسال هم با فیلم «دختر برقی ۲» توانست جایزه بهترین فیلم از نگاه داوران کودک را به دست آورد. در ۱۰ سال اخیر هیچ کارگردانی به اندازه او این جایزه را برنده نشده است!
نکته پنجم؛ جشنوارهای که با اما و اگرها تمام شد
سیوهفتمین دوره جشنواره همزمان با اختتامیه به پایان رسید ولی این دوره میتوانست با توجه به برخی مسائل بهتر برگزار شود. مثلا در زمینه انتخاب آثار، وقتی سه فیلم از آثار بخش مسابقه پیش از این در رویدادی مثل جشنواره فجر شرکت کرده بودند، قطعا همین فیلمها جوایز را درو میکردند چون آنها از ابتدا به نیت جشنواره کودک و نوجوان ساخته نشده بودند و شرایط ساختشان با آثار معمول این رویداد برابر نبود. به همین دلیل هم بیشتر فیلمسازان کودک که در این رویداد حضور داشتند چون در میان نامزدها نبودند اصلا به اختتامیه نیامدند و فقط عوامل «جادوی عروسکها» و «دختر برقی ۲» در این برنامه بودند که هرکدام یک پروانه زرین و یک دیپلم افتخار دشت کردند. موضوع دیگر بینظمی مشهود در برگزاری بود، از کنترل وضعیت ورود و خروج دانشآموزان به سینماها گرفته تا برگزاری نشستهای خبری در سالنهایی غیراستاندارد گرفته تا برگزاری افتتاحیهای بیربط به جشنواره و اختتامیهای با یک ساعت تاخیر نشان داد که اصفهانیها با وجود اینکه مدعیاند این جشنواره باید تمام و کمال به نام اصفهان بخورد، اما خودشان علاقهای ندارند که کارها را بدون عیب و نقص انجام دهند. تجربه نشان داده هر دورهای که جشنواره از اصفهان گرفته شده، دوره بعدی که میزبانی بار دیگر به آنها رسیده عملکرد بهتری داشتند، شاید باز هم وقت آن رسیده که این شوک به اصفهانیها وارد شود تا قدر این رویداد را بیشتر بدانند. قطعا اینکه ما شهری اختصاصی با دبیرخانهای دائمی برای این رویداد سینمایی داشته باشیم اتفاقی زیبا و جذاب است، اما به شرطی که دوستان بدانند چه امتیاز ویژهای در اختیار آنها گذاشته شده و برای این جشنواره بهترین عملکرد خود را نشان دهند.