مصطفی قاسمیان، رها؛ نوروز ۱۴۰۵ برای اغلب ایرانیان ساکن پایتخت و برخی شهرهای بزرگ، رنگوبوی متفاوتی دارد، چون در بسیاری از خانهها به جای بوی شکوفه درختان و سبزه هفتسین، بوی دود و خاکستر جنگ از پنجرههای شکسته به مشام میرسد. در این روزها که آسمان گاهی سیاه میشود و خبرهایی تلخ میرسد، ذهنها بیش از همیشه به پناهگاهی امن نیاز دارند که حتی برای چند ساعت، لبخند را به لبهایمان برگرداند و یادمان بیندازد زندگی، حتی در سختترین لحظات هم ارزش جنگیدن و امیدوار ماندن دارد.
به همین بهانه، رسانه هنر ایران در ایام تعطیلات نوروز ۱۴۰۵، هر روز ۵ فیلم پیشنهادی را کنار هم میچیند که با سادگی و مهربانیشان، لحظهای آرامش و خنده را هدیه میکنند.
شاید تماشای این آثار به ما یادآوری کند که بهار، حتی در شرایط جنگی هم بالاخره راهش را پیدا میکند.
آرایش غلیظ/ حمید نعمتالله/ ۱۳۹۲
سومین فیلم حمید نعمتالله، درامی جادهای با رگههای کمرنگی از کمدی است که ماجرای «مسعود» را روایت میکند؛ کسی که در آستانه چهارشنبهسوری، بار ترقه و فشفشه دوستش را میدزدد و تلاش میکند با سوءاستفاده از دختر مورد علاقهاش، آنها را بفروشد. «آرایش غلیظ» اگرچه درباره هوس، دروغ، اعتیاد و وسوسههای زندگیست، اما با طنز سیاه و نگاه نیشدار فیلمساز، بدون پیچیدگیهای اضافه، قصهای پرماجرا و گاه خندهدار از آدمهای معمولی را پیش چشم میآورد و بیش از آنچه که از خلاصه داستانش برمیآید، سرگرمکننده و جذاب پیش میرود.
رمانتیسم عماد و طوبا/ کاوه صباغزاده/ ۱۳۹۹
این فیلم داستان عاشقانه «عماد» و «طوبی» را روایت میکند که وقتی سرنوشت برای اولین بار آنها را روبهروی هم قرار میدهد، هر دو خوب میدانند عشق بیش از یک احساس ساده است؛ اما در طول سالها، با چالشها، خاطرات و رمانتیسمشان دستوپنجه نرم میکنند. فیلم در ژانر کمدی-رمانتیک ساخته شده و سرشار از رنگ و احساس، با نگاهی نرم به روابط زوجها، لحظههایی گرم، خندهدار و گاه حتی تلخ از عشق واقعی در میان زندگی روزمره را پیش چشم میآورد. «رمانتیسم عماد و طوبا» اگرچه گاهی مصنوعی به نظر میرسد، اما با لحنی دلنشین، اثری شیرین و امیدبخش است که حس رمانتیک بودن زندگی را حتی در سختیها، در دل مخاطب زنده میکند.
زیر نور ماه/ رضا میرکریمی/ ۱۳۷۹
این فیلم داستان واقعیگونه طلبه جوانی به نام «سیدحسن» را در دهه هفتاد روایت میکند که با تردیدهایی عمیق درباره شایستگیاش برای پوشیدن لباس روحانیت مواجه است. او در سفری ساده و انسانی، با مردمی عادی و نیازهای واقعیشان روبهرو میشود و آرامآرام راز تأثیرگذاری پدربزرگ ملبس خود را را کشف میکند. این درام گرم و تأملبرانگیز، بدون شعارزدگی و با نگاهی نرم و واقعگرایانه پیش میرود و اگرچه در میانه قصه، گاه تلخ میشود، اما در نهایت به تماشاگر خود، نور و امید هدیه میدهد. «زیر نور ماه» اگرچه گاهی به سادگی قصههای روزمره نزدیک میشود، اما با طنز ملایم و حس عمیق انسانیت، اثری حال خوبکن است که از عشق به خدمت و صداقت میگوید.
جهان با من برقص/ سروش صحت/ ۱۳۹۷
اولین فیلم سینمایی سروش صحت در مقام کارگردان، یک کمدی-درام پربازیگر و در عین حال جمعوجور است که آخرین تولد «جهانگیر» و جمع شدن دوستان قدیمیاش را به بهانه نزدیکی این شخصیت به مرگ، روایت میکند. در فضای گرم و گاه شاعرانه «جهان با من برقص»، شخصیتها از زوال، خاطرات از دست رفته و معنای بودن حرف میزنند و آرامآرام به پذیرش و شادی لحظهای میرسند. این کمدی-درام انسانی و هوشمندانه، بدون ادعای سنگین، لحظههایی پر از خنده، تأمل و گرمای دوستی میسازد و با وجودی که «مرگ» را سوژه قرار داده، اما هیچگاه تلخ و ناامیدکننده نمیشود، بلکه با طنز ظریف و حس زندگیدوستانهاش، حال تماشاگر خود را برای دو ساعت بهتر میکند؛ تا جایی که اثبات میکند حتی در مواجهه با مرگ هم میتوان رقصید.
در آغوش درخت/ بابک خواجهپاشا/ ۱۴۰۱
نخستین فیلم بابک خواجهپاشا، داستان چند روز پرالتهاب از زندگی زوج جوانی به نام «کیمیا» و «فرید» را روایت میکند که در آستانه طلاق، با گم شدن فرزندانشان در باغهای سرسبز ارومیه روبهرو میشوند. در دل طبیعت و میان جستوجو، زخمهای قدیمی، فشارهای روانی و دلبستگیهای فراموششده دوباره زنده میشود و آنها را به بازنگری وامیدارد. این درام شاعرانه و گرم، با تصویری زیبا از خانواده و طبیعت، بدون پیچیدگیهای خاص داستانی، لحظههایی پر از احساس از تلاش برای حفظ پیوندها به تصویر میکشد. فیلم اگرچه گاهی به مرز کلیشه نزدیک میشود، اما با اجرای استاندارد و حس امیدبخش، اثری دلنشین و حال خوبکن است که ارزش خانواده و بخشش را نمایش میدهد.