به گزارش خبرنگار رها، همایون اسعدیان در اولین نشست رسانهای خود در مقام مدیرعامل خانه سینما، در پاسخ به سوالی درباره سرنوشت «جشن سینما» گفته بود؛ « ۶ سال است جشن سینمای ایران برگزار نشده است. اول مشکلات مربوط به کرونا بود و بعد هم حوادث سال ۱۴۰۱ پیش آمد. بعد هم که با جنگ ۱۲ روزه روبرو شدیم. نکته مهم این است که اسرائیل بعد از آن دوازده روز، یکجنگ روانی را با مردم ایران آغاز کرده و مرتب برای شروع یا عقب و جلوانداختن جنگ، ایجاد التهاب میکند. در حال حاضر هم با توجه به شرایط کشور و جریحهدار بودن احساس مردم از جنگ ۱۲ روزه، نمیتوانیم جشن باشکوهی برگزار کنیم و حتی از واژه جشن برای آن استفاده کنیم. اما روز سینما سر جای خود هست و ۲۱ شهریور بهخاطرش مراسمی خواهیم داشت که البته به بزرگی و وسعت برنامههای قبلی نخواهد بود.»
شامگاه جمعه ۲۱ شهریور، این وعده محقق شد و در مراسمی به همت خانه سینما و میزبانی موزه سینما، جمعی از سینماگران گردهم آمدند تا «روز ملی سینما» را گرامی بدارند. در این گزارش به بازخوانی این رویداد در قالب پنج روایت از نگاه خبرنگار رها، میپردازیم.

روایت اول؛ جشن نیست، هست!
یکی از نکاتی که در طول برگزاری این مراسم و در لابهلای سخنانی چهرههایی که پشت میکروفن قرار میگرفتند، کاملا مشهود بود «حال بد» بود. نکتهای که البته چندان هم ناگفته و پنهان نبود و بارها بهصراحت اعلام شد و در همان سخنرانی خیرمقدم در ابتدای برنامه، همایون اسعدیان بهعنوان مدیرعامل خانه سینما و میزبان اصلی، اینگونه بر آن تأکید کرد؛ «این مراسم یک جشن نیست، امشب بزرگداشت سینمای ملی ایران است. شب بزرگداشت و ستایش قصههای ماندگارم. حال ما بد است و تکرار اینجمله هم دیگر خستهکننده شده است! امیدوارم روزی با دلی شاد جشن خانه سینما را در کنار تمام دوستانمان برگزار کنیم.» درباره دلایل این بدحالی حاکم بر «بزرگداشت سینما» هم گاهی به وضعیت نابسامان سینما اشاره میشد، گاهی پای نامهایی به میان میآمد که به دلایلی جایشان در جمع سینماییها و تولیدات سینمایی خالی است و گاهی هم شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در کانون توجه قرار میگرفت. با همه اینها اما «سینما» برای این جمع آنقدر عزیز بود که با تمام بدحالیها، بهافتخارش گردهم بیاید و برایش بزرگداشت بگیرند.

روایت دوم؛ در غیاب سلبریتیها
«متاسفیم که به دلیل محدودیت زمان و مکان امشب نتوانستیم در خدمت تمام دوستان و همکارانمان باشیم.» این جمله در سخنان ابتدایی مدیرعامل «خانه سینما» را میتوان توضیحی برای جای خالی برخی چهرههای نامدار و فعالان صنوف مختلف سینمایی در مراسم گرامیداشت روز ملی سینما دانست اما واقعیت این است که در ترکیب مهمان این مراسم، حضور چهرههای معتبر و نامدار بهوضوح به چشم میآمد؛ از هوشنگ مرادی کرمانی، یونس شکرخواه و محمد شمسلنگرودی تا بهمن فرمانآرا، اسماعیل میرفخرایی و سعید پروصمیمی. از چهرههای فعال در سینمای ایران هم شاهد حضور نمایندگان چند نسل از کارگردانان بودیم از کمال تبریزی، رضا میرکریمی و حمید نعمتاله گرفته تا محمد کارت و اکتای براهنی. پرویز پرستویی، شبنم مقدمی، حامد بهداد، حبیب رضایی، کامبیز دیرباز، آزاده صمدی و پژمان بازغی هم از بازیگران شناختهشده حاضر در این مراسم بودند. در مجموع ترکیب مهمانان این جشن، ترکیبی قابلقبول برای مراسمی با میزبانی «خانه سینما» بود اما جای خالی ستارههای جوان و بهتعبیری سلبریتیهای سینما که در رویدادهایی همچون جشن دنیای تصویر حضوری پررنگ دارند، در این مراسم به چشم میآمد؛ مشخص نیست این غیبت نتیجه عدم دعوت و همان محدودیتهای مورد اشاره اسعدیان بوده و یا حضور در چنین مراسمی برای سلبریتیها، جذابیتی نداشته است!

روایت سوم؛ یک طراحی سینمایی
نمیتوان از جشن بزرگداشت سینمای ایران در شامگاه ۲۱ شهریور ۱۴۰۴ یاد کرد و اشاره به طراحی متفاوت و کارگردانی جذاب مراسم نداشت. محمد صوفی که پیشتر کارگردانی برنامههای پرمخاطبی همچون «رادیو هفت» را در کارنامه خود داشته، کارگردان این جشن بود و به سنت همکاریهای قبلی، اجرای مراسم را هم به منصور ضابطیان سپرده بود. صوفی در طراحی کنداکتور مراسمی برای بزرگداشت سینما، تمرکز اصلیاش را روی «تصویر» و به تعبیری خود «سینما» گذاشته بود و بخش قابلتوجهی از زمان قریب به دو ساعت نیمه این جشن، به خاطرهبازی تصویری و موسیقایی با فیلمهای خاطرهانگیز سینمای ایران اختصاص پیدا کرد. حضور گروه موسیقی در ایوان موزه سینما با رهبری سینا ذکایی و اجرای زنده موسیقی فیلمهای خاطرهانگیز هم ایدهای بود که به جذابیت آیتمهای این جشن ضریب داد. نکته جالبتر اینکه تمامی چهرههایی که برای صحبت پشت تریبون دعوت میشدند، متنهایی از پیش آمده در دست داشتند تا متناسب با کنداکتور برنامه نکاتی کوتاه را از رو بخوانند و اینگونه تا حدود زیادی، تایم برنامه در دست کارگردان بود و در کمتر موردی شاهد افت ریتم برگزاری بودیم. باید به محمد صوفی برای ایدهپردازی و کارگردانی این جشن دستمریزاد گفت.

روایت چهارم؛ خداقوتی برای پای کارها
بخش ویژه تقدیر از چهرهها، بخشی جداییناپذیز از دورهمیهای سینمایی است و آنچه جشن بزرگداشت سینمای ایران را متمایز از نمونههای مشابه کرد، عبور از کلیشههای رایج برای تجلیل از پیشکسوتان و فرمول همیشگی در انتخاب چهرهها برمبنای بازخوردهای رسانهای بود. در این جشن، برگزارکنندگان ترجیح دادند سراغ تجلیل از دو چهرهای بروند که فراتر از فعالیتها و اعتبار سینمایی خود، در حوزههای فرامتنی، فعالیتهایی تأثیرگذار داشتهاند. ستاره اسکندری بهواسطه پیگیری ویژهاش برای حل مشکلات هنرمندان در حوادث سالهای اخیر و پرویز پرستویی بهدلیل فعالیتهایش در امور خیریه و توجه به مناطق محروم، در این مراسم تجلیل شدند. هر دو چهره هم زمانی که روی سن آمدند، بیش از آنکه از خود بگویند، از تجربههای شخصی و دغدغههایشان در همین دو زمینه گفتند تا به نوعی از فرصت تجلیل از خود در جشن سینما هم به نفع پیشبرد مأموریتهایی که براساس دغدغه انسانی برای خود تعریف کردهاند، بهره ببرند. این اتفاق آن هم در مهمترین دورهمی اهالی سینما، اتفاقی دلگرمکننده و شایسته تقدیر بود.

روایت پنجم؛ گفتهها و نکتهها
فارغ از جزییات و طراحی کلی یک مراسم سینمایی، آنچه بیشترین ضریب و انعکاس را در فضای رسانهای پیدا میکند، اظهارات و گفتههای مدعوین پشت تریبون است. کمااینکه در خلال برگزاری جشن بزرگداشت سینما در موزه سینما هم صحبتهای همراه با اشک ستاره اسکندری برای همکاران ممنوعالکارش و یا گفتههای حامد بهداد در نقد مواضع وزیر ارشاد سابق در موعد حوادث سال ۱۴۰۱، خیلی زود موردتوجه کاربران فضای مجازی قرار گرفت و بریده ویدئوی این صحبتها در شبکههای اجتماعی وایرال شد. اسکندری از جای خالی هنرمندانی همچون باران کوثری، ترانه علیدوستی، شقایق دهقان، پانتهآ بهرام و هنگامه قاضیانی گفت و در کنار آن از مسئولان و تصمیمگیران درخواست کرد چارهای برای حل مشکل هنرمندانی که گرفتار پروندههای قضایی و امنیتی شدهاند، بیندیشند. حامد بهداد هم از اینکه زمانی وزیر ارشاد «هنرمندان» را جماعتی جدا از «مردم» تصور کرده و خواسته بود که «هنرمندان، مردم را به آرامش فرابخوانند» انتقاد کرد. بخش دیگری از اظهارات بهداد هم که موردتوجه رسانهها قرار گرفت مربوط به آرزویش برای ارسال «پیر پسر» به اسکار بود و به مزاح گفت: «کاش برویم اسکار و من هم بتوانم پاپیون بزنم و عکس بگیرم!» پرویز پرستویی هم هنرمند دیگری بود که در این جشن از فیلم اکتای براهنی یاد کرد و با تجلیل از کیفیت نقشآفرینی حسن پورشیرازی در فیلم «پیر پسر» تقدیرنامه خود را به او تقدیم کرد.