به گزارش خبرنگار رها، وقتی منوچهر شاهسواری در نشست رسانه چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر گفت «جشنواره با فیلمهایش جشنواره میشود نه با خبرها»، این موضعگیری مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت، چراکه بیشتر رنگ و بوی توجیه برای ضعف این رویداد در زمینه اطلاعرسانی را داشت و بعدتر هم در گفتوگوی صریحی که با او داشتیم، به واکاوی و نقد جدی این گزاره از منظر رسانهای پرداختیم. اما نمیتوان کتمان کرد که در این گزاره، واقعیتی هم نهفته است و مانند ادوار گذشته «فجر» دوره چهلوچهارم هم در سالهای بعد، بیش از حواشی و اخبار، از منظر «فیلمها» مورد بازخوانی و روایت قرار خواهد گرفت.
در ترکیب ۳۱ فیلم راهیافته به بخش سودای سیمرغ این دوره که در دو مرحله هم دستخوش تغییر و جابهجایی آثار قرار گرفت، مانند هر دوره دیگر، فیلمهای ضعیف، معمولی، خوب و خیلی خوب سهم مشخصی داشتند که البته سهم معمولیها و قابلقبولها بهشکل معناداری از ضعیفها و خیلیخوبها، بیشتر بود.
فارغ از این ویژگی و سوای از ارزیابی داوران از این آثار، در این گزارش سراغ پنج چهرهای رفتهایم که معتقدیم حضوری غافلگیرکننده و فراتر از انتظار در این دوره داشتند. یک کارگردان و چهار بازیگری که شاید در داوریها و مارتن شکار سیمرغ، سهمی از آن خود نکردند اما کیفیت حضورشان در این دوره، تحسینبرانگیز بود و موردتوجه مخاطبان و اصحاب رسانه هم قرار گرفت.

یوسف حاتمیکیا/ اسکورت
حالا دیگر همه علاقهمندان و پیگیران جشنواره فجر نام فیلم تازهاش را شنیدهاند؛ فیلمی که فصل مشترک قریب به اتفاق فهرست برترینهای جشنواره چهلوچهارم است و در آیین اختتامیه هم سیمرغ مهم «بهترین فیلم از نگاه تماشاگران» را شکار کرد. «اسکورت» دومین فیلم یوسف حاتمیکیا پس از فیلم «شب طلایی» محسوب میشود که هم در طراحی و هم در اجرا، نشان از یک بلندپروازی جسورانه در کارنامه این فیلمساز جوان دارد. فیلمسازی که خیلی زودتر از آنچه انتظار میرفت از سایه سنگین نام پدر بیرون آمده و حالا با اطمینان میتوانیم مسیر مستقلش در سینمای ایران را رصد کنیم و در انتظار فیلم بعدیاش بنشینیم. آنچه «اسکورت» را تبدیل به یک غافلگیری تمام عیار در ویترین جشنواره چهلوچهارم کرد، تفاوت محتوایی و ساختاری آن با «شب طلایی» نبود بلکه جسارت حاتمیکیای جوان برای کارگردانی یک فیلم در ژانر اکشن جادهای و کوتاه نیامدن از استانداردهای بینالمللی چنین ژانری، با وجود تمام کاستیها و محدودیتها بود. «اسکورت» به احتمال زیاد از گزینههای اصلی اکران نوروز ۱۴۰۵ است و باید دید مواجهه مخاطبان سینما با آن چگونه خواهد بود؛ ما که غافلگیر شدیم!

امیر جعفری/ زندهشور
فیلم سینمایی «زندهشور» را میتوان یک ریسک بلندپروازانه برای کاظم دانشی در مقام کارگردان بهحساب آورد، ریسکی که از نگاه برخی به نتیجهای درخشان انجامیده و برخی آن را در قیاس با فیلم قبلیاش یعنی «علفزار» یک عقبگرد به شمار آوردند، با این حال اما فصل مشترک واکنشها به این فیلم، تحسین بازیگران اصلی بود و در میان آنها بیش از همه امیر جعفری تبدیل به چهرهای شگفتیساز شد. جعفری در این فیلم ایفاگر نقش کاراکتری به نام امیر امیدزاده بهعنوان یکی از پنج محکوم منتظر اجرای حکم اعدام است. حضور او در فیلم محدود به دقایق ابتدایی است و از نظر زمانی سهم اندکی از روایت دارد اما در همین دقایق و سکانسها چنان قدرت بازیگری خود را به رخ کشیده که با وجود تراکم خردهداستانها و تعدد شخصیتها، ردپایش تا پایان فیلم و حتی پس از خروج از سالن در ذهن مخاطب باقی میماند. بیشک امیر جعفری یکی از شانسهای اصلی شکار سیمرغی بود که در آیین اختتامیه به شهرام حقیقتدوست برای فیلم «اردوبهشت» رسید.

آرمین رحیمیان/ قمارباز
بعد از حضورش بهعنوان چهرهای ناشناخته در فیلم تحسینشده «شبی که ماه کامل شد» خیلی زود در کانون توجه قرار گرفت و بهویژه در یکی دو سال اخیر تبدیل به بازیگری نسبتا پرکار هم شده است. آرمین رحیمیان علاقه ویژهای به انتخاب نقشهای خاص دارد و در همین جشنواره امسال هم با سه فیلم در حال و هوایی کاملا متفاوت حضور داشت؛ یکی «جهان مبهم هاتف» که روایت چالشهای یک جوان نخبه بود، یکی «پل» که داستانی از دفاع مقدس را روایت میکرد و یکی هم فیلم «قمارباز» که با زاویه نگاه متفاوتی سراغ حواشی جنگ ۱۲ روزه رفته بود. حضور آرمین رحیمیان در این آخری اما بسیار متفاوتتر از دو فیلم دیگر بود و پس از رونمایی از فیلم در جشنواره، موردتحسین منتقدان و اصحاب رسانه قرار گرفت. «قمارباز» روایتی از ناگفتههای مرتبط با شبکه نفوذ در سیستم بانکی کشور را روایت میکند که در اوج بحران جنگ ۱۲ روزه زمینهساز هک یکی از بزرگترین بانکهای کشور شد. رحیمیان در این فیلم یک مأمور اطلاعاتی است که قرار است با ورود به خانه یکی از متخصصان ردهبالای امنیت شبکه بانکی، ردپای جاسوسان تأثیرگذار در این شبکه نفوذ را کشف کند. هرچند فیلم بهعنوان اولین تجربه کارگردانی محسن بهاری، در فصل پایانی با نقصانهایی در روایت مواجه میشود اما کاراکتر «رضا» با بازی آرمین رحیمیان را میتوان یکی از ماندگارترین مأموران امنیتی در حافظه سینمای ایران به شمار آورد.

مهتاب ثروتی/ حال خوب زن
یکی از ویژگیهای جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر، حضور کمرنگ بازیگران زن در نقشهای اصلی بود و فارغ از درخشش سولاف فواخرجی در فیلم تحسینشده «سرزمین فرشتهها» کمتر مورد ویژهای از نقشآفرینی بازیگران زن در فیلمهای این دوره مورد توجه و تحسین ویژه منتقدان قرار گرفت. در این میان حضور مهتاب ثروتی در نقش اصلی فیلم «حال خوب زن» یک مورد ویژه بود. فیلمی پیچیده درباره یک موضوع کمتر پرداختهشده در سینمای ایران که مهدی برزکی بهپشتوانه تجربههایش در سینمای کوتاه، در اولین دورخیز خود برای ورود به سینمای بلند آن را به سرانجام رساند و در آیین اختتامیه هم دیپلم افتخار بهترین تهیهکنندگی فیلماول را برای حسین کاکاوند، به ارمغان آورد. مهتاب ثروتی، بازیگر جوان دهه هفتادی است که با سریال «کیمیا» به عرصه تصویر ورود کرد و تجربههای سینماییاش هم با «متولد ۶۵» کلید خورد. او که در این سالها در سریالهای خانگی هم تجربههای متنوعی داشته با فیلم «حال خوب زن» در نقش اصلی یک فیلم سینمایی ظاهر شد و بهواسطه نقشآفرینی تماشاییاش در این فیلم نامزد دریافت سیمرغ هم شد.

روحاله زمانی/ پل
هر چند «پل» فیلم کاملی نبود و مانند ساختههای قبلی محمد عسگری در مقام کارگردان، جنبههای فنی و اجراییاش بر فیلمنامه و روایتش میچربید، اما بیشک یکی از برگبرندههای اصلی فیلم درخشش روحاله زمانی در نقش اصلی آن بود. بازیگر جوانی که تا همین چند سال پیش، هیچ ارتباطی با سینما نداشت و تلاش مجید مجیدی برای کشف استعدادی تازه از میان نوجوانان نابازیگر، جرقه ورودش به این میدان شد. روحاله جوان اما آنقدر مستعد بود که بهواسطه درخشش در فیلم «خورشید» اولین جایزه بینالمللی خود را از جشنواره ونیز شکار کرد و «بازیگری» برایش مسئله شد. حمایت و همراهی بابک خواجهپاشا زمینهساز حضور او در پروژههای جدیتری همچون «موقعیت مهدی» و «در آغوش درخت» شد و در همین جشنواره چهلوچهارم فیلم «خیابان جمهوری» را هم داشت. اما «پل» گویی فرصت ویژهای بود تا زمانی در نقش اصلی خوش بدرخشد و توان خود در بازیگری را به رخ بکشد. او در این فیلم نقش «موسی» را ایفا میکند که برای یافتن برادر رزمندهاش، راهی جبهه جنوب شده است و تجربیات متفاوتی را پشت سر میگذارد. این نقشآفرینی، یکی از نقاط عطف در کارنامه روحاله زمانی است.