یکشنبه, ۲۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵ - ۱۷ می ۲۰۲۶

چگونه به وقت ایران پربیننده ترین برنامه تلویزیون در زمان جنگ شد؟

آزمون در یوتیوب درخشش در تلویزیون
164
موفقیت «به وقت ایران» که باید توجه کرد تصادفی به‌وجود نیامده، چیزی است که می‌توان فرآیند ایجاد آن را بررسی و سپس فرموله کرد تا در ادامه هم از این الگو استفاده شود.

به گزارش خبرنگار رها، کسانی که قبل از کشیده شدن دامنه جنگ به خاک و آسمان و آب‌های ایران، اخبار جبهه مقاومت را به طور دقیق دنبال می‌کردند، احتمالاً به نام برنامه یوتیوبی «میدان» برخورده بودند. وحید خضاب و سرباز روح‌الله رضوی مجریان اصلی این برنامه بودند و نیما اکبرخانی یکی از مهمانان پرتکرار آن. چند نفر آدم کتابخوان که دستی بر نگارش و تالیف هم داشتند و از ترجمه آثار تحلیلی و تاریخی تا حتی نگارش رمان، چیز‌هایی در سابقه‌شان به چشم می‌خورد که آنها را نسبت به خیلی از سرگرمی‌سازان معمولی یوتیوب متمایز می‌کرد. اولویت‌های برنامه هم دغدغه‌هایی بود که سازندگانش حاضر نبودند آنها را فدای کلیشه‌های جذب مخاطب کنند. برنامه‌ای که وارد جزئیات فنی، نظامی، سیاسی یا حتی اقتصادی و فرهنگی نبرد می‌شد و به طور تخصصی درباره آنچه در جبهه‌های عراق و سوریه و لبنان و یمن و فلسطین و گاهی پاکستان و یا جاهای دیگر می‌گذشت حرف می‌زد. طی این مدت نه تنها اجراکنندگان این برنامه به عمق بحث‌هایی جامع در خصوص ریزترین و کلان‌ترین مسائل مرتبط با موضوع بحث‌شان فرو رفتند و انبان‌شان از اطلاعات و تحلیل پر شد، بلکه رابطه تعاملی‌شان با مخاطبان که بر بستر مجازی امکانش فراهم می‌شد، باعث شد از فضای بسته نظریه‌پردازی خارج شوند و نیاز مخاطب، شبهات او، نقاط همدلی یا واکنش منفی‌اش و خیلی چیزهای دیگر را به‌طور روشن ببینند.

تولید مستمر «میدان» زمینه‌ای فراهم کرد که وقتی اتفاقی مثل جنگ رمضان رخ داد و نیاز به برنامه‌ای تحلیلی و جامع‌الاطراف در خصوص آن برای سیمای ملی حس شد، از قبل یک پارادایم آماده و چکش‌خورده برای چنین موقعیتی وجود داشته باشد و «به وقت ایران» با اجرای وحید خضاب، سرباز روح الله رضوی و نیما اکبرخانی، بتواند به پربیننده‌ترین برنامه تلویزیون در ایام جنگ تبدیل شود.

موفقیت «به وقت ایران» که باید توجه کرد تصادفی به‌وجود نیامده، چیزی است که می‌توان فرآیند ایجاد آن را بررسی و سپس فرموله کرد تا در ادامه هم از این الگو استفاده شود. باید دید چرا نه محتواهای هیجان‌زده‌ای که تا قبل از جنگ پرمخاطب بودند، دیگر توانستند در این ایام نظر مردم را جلب کنند و نه لحن محتاط رسانه‌های رسمی دیگر جواب می‌داد. به عبارتی در جنگ دیگر نه بازار مکاره اخبار زرد و هیجان‌زده و سوگیرانه مشتری داشت، نه اخبار و تحلیل‌های محتاطانه رسانه‌های رسمی، به رغم موثق‌تر بودن‌شان می‌توانستند پاسخ عطش دانستن در مخاطبان را بدهند. بیایید ببینیم «به وقت ایران» چطور توانست در این میانه بایستد و به موفقیتی تا این حد برسد.

۱. گذار از «نظریه‌پردازی انتزاعی» به «تعامل واقعی»

این خیلی مهم است که رابطه سازندگان یک برنامه با مخاطبان‌شان در چه فضایی شکل گرفته باشد. در برنامه‌های سنتی صداوسیما، کارشناس معمولاً در فضایی یک‌طرفه حرف می‌زند، اما تیم «میدان» (خضاب، رضوی و اکبرخانی) به دلیل اینکه پیش از ورود به قاب تلویزیون، سابقه حضور در شبکه‌های اجتماعی را داشتند، با شبهات عریان و سوالات سخت مخاطب روبه‌رو شده بودند و همین آنها را به سمت رابطه‌ای تعاملی سوق داده بود. این باعث شد «به وقت ایران» به جای پاسخ دادن به سوالات فرضی، به دغدغه‌های واقعی کف خیابان پاسخ دهد. فرآیندی که برنامه «میدان» را تا «به وقت ایران» رساند، به خوبی نشان می‌دهد که چگونه یک «هسته سخت کارشناسی» در بستری آزادتر مثل یوتیوب شکل گرفت و سپس با انتقال به رسانه ملی، توانست استانداردهای اطلاع‌رسانی در زمان بحران را جابه‌جا کند.

۲. تمایز بین «طرفداری» و «پروپاگاندا»

یکی از بزرگترین آفت‌های برنامه‌های سیاسی، غلتیدن در دام شعارزدگی است و یک عامل مهم در موفقیت تیم «به وقت ایران» در این است که: هویت مشخص دارند، یعنی پنهان نمی‌کنند که طرفدار جبهه ایران هستند؛ اما دقت را فدای هیجان نمی‌کنند؛ یعنی برخلاف رویکردهای کلاسیک که با «رجزخوانی» سعی در پوشاندن خلاءهای اطلاعاتی دارند، این تیم با جزئیات فنی و نقشه‌های دقیق اعتماد مخاطب را جلب می‌کند.

۳. پایان عصر «سکوت محافظه‌کارانه»

یک نکته بسیار مهم در مورد «به وقت ایران»، عبور از لکنتِ همیشگی رسانه ملی است. معمولاً تلویزیون در لحظات حساس بحرانی، به دلیل ترس از تبعات سیاسی، سکوت را بر تحلیل ترجیح می‌دهد. اما این تیم با درک این واقعیت که «اگر ما روایت نکنیم، دشمن روایت خواهد کرد»، وارد مناطق ممنوعه تحلیلی شدند.

به طور دقیق‌تر می‌توان گفت یکی از بزرگترین تفاوت‌های این برنامه با الگوهای کلاسیک پروپاگاندا، شهامت در بیان اخبار ناخوشایند بود. وقتی رسانه ملی در برابر ضربات رقیب سکوت نمی‌کند و با نگاهی واقع‌بینانه ابعاد آن را می‌سنجد، در واقع در حال «واکسینه کردن» مخاطب در برابر رسانه‌های بیگانه است. این صداقت، باعث می‌شود که وقتی برنامه از «پیروزی» یا «دست برتر ایران» حرف می‌زند، مخاطب آن را باور کند و این به مخاطبی که در جستجوی «خبر خوب واقعی» است، همان چیزی را می‌دهد که در جستجوی آن است.

انتهای پیام/


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *