پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

نقدی بر موضع‌گیری کارگردان «قلاده‌های طلا» علیه یک رویداد هنری

آقای طالبی کنسرت همایون را از دست ندهید!
188

محمد صابری، رها: اعلام رسمی خبر برگزاری کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی با واکنش‌های بسیاری مواجه شده و متن این اتفاق مهم را در معرض حاشیه‌های احتمالی قرار داده است. در میان این مواضع، نوشته چند خطی ابوالقاسم طالبی در فضای مجازی، یکی از تندترین و در عین حال عجیب‌ترین این موضع‌گیری‌ها بود. البته که چنین موضع‌گیری‌هایی از سوی کارگردان «قلاده‌های طلا» مسبوق به سابقه است اما این‌بار زمان‌بندی نامناسب، به شاذ بودن این موضع، ضریب داد؛ «در میدان آزادی کنسرت رایگان برگزار می‌شود؛ بی‌حجابی و برهنگی هم که رئیس‌جمهور فرمودند قانونش را اجرا نمی‌کنم؛ اول شجریان و در میدان‌های دیگر دیگران، کم‌کم یک کودتای میادین با بی‌حجابی و برهنگی داریم با مجوز دولت! نمی‌توانم، نداریم، نمی‌شود، لب پرتگاهیم، سکه و دلار صد تومن!» فارغ از جمله‌بندی ضعیف و ساختار نگارشی این متن که از فردی با سابقه روزنامه‌نگاری و سردبیری در مطبوعات دور از انتظار است، حجم بالای سیاست‌زدگی و تلاش نگارنده برای الصاق مفاهیم سیاسی، امنیتی و حتی اقتصادی به یک رویداد فرهنگی هم در نوع خود قابل‌تأمل است.

 

۱) اگر بخواهیم این موضع را متمایز از کنشگری‌های ابوالقاسم طالبی در مقام یک فعال سیاسی بدانیم، این سوال پیش می‌آید که اساسا در نگاه یک فعال فرهنگی، چرا در مواجهه با خبر فراهم آمدن مقدمات برگزاری یک کنسرت میدانی با اجرای چهره معتبری همچون همایون شجریان، جنبه‌های نگران‌کننده آن باید بیش از ظرفیت‌های امیدآفرینش به چشم بیاید؟ به فرض قبول دغدغه‌ فرهنگی، مرتبط دانستن این اتفاق موسیقایی با کلیدواژه‌هایی همچون «برهنگی» و یا «قیمت دلار» را چگونه باید توجیه کنیم؟ فراتر از همه این‌ها چه شده است که با همه باورهای انقلابی، ناگهان به آقای طالبی احساس ایستادن بر «لب پرتگاه» دست داده است؟ به تمام این سوالات و پرسش‌ها باید یک سوال کلیدی دیگر را هم افزود و آن مربوط به زمان‌نا‌شناسی برای موضع‌گیری است؛ در شرایطی که هر کنش گسترده فرهنگی و هنری در راستای ایجاد هم‌دلی و امید بیشتر در جامعه، با هجمه‌های قابل‌فهم از سوی اپوزسیون و دشمنان وطن مواجه می‌شود، موضعی که فارغ از انگیزه اولیه، خروجی‌اش هم‌صدایی با این جریان تعبیر می‌شود، چگونه قابل‌توجیه است؟

 

۲) واقعیت این است که اعلام آمادگی همایون شجریان برای اجرای یک کنسرت همگانی در محوطه باز میدان آزادی و همراهی و مساعدت دفتر موسیقی وزارت ارشاد و سایر نهادهای ذی‌ربط همچون شهرداری تهران برای صدور مجوز و فراهم آوردن مقدمات این اتفاق، واجد ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یکی از مهمترین اتفاقات فرهنگی و هنری در سال‌های اخیر است. به فعلیت رسیدن این ظرفیت هم نیاز به مقدمات و ملاحظاتی دارد که اتفاقا برخی از فعالان فرهنگی به طرح منتقدانه آن‌ها طی همین دو روز پرداخته‌اند و باید هم آن‌ها را شنیده و از آن استقبال کرد. قرار نیست به دلیل این ظرفیت‌های این رویداد، چشم بر نگرانی‌ها و حتی نقدهای وارد به جنبه‌های مختلف آن ببندیم اما هجمه و ضریب دادن به جنبه‌های حاشیه‌ساز، در بهترین حالت ناشی از یک بدسلیقگی و اعوجاج در شاخص‌های تحلیلی است!

 

۳) در کنار موضع‌گیری ابوالقاسم طالبی و طیفی از چهره‌های سیاسی همسو با او در فضای مجازی برای به حاشیه راندن کنسرت میدانی همایون شجریان، این اجرا از سوی طیفی از مخالفان تندرو جمهوری اسلامی ایران هم مورد هجمه قرار گرفته است و وجه اشتراک مواضع این دو گروه، نگاه ابزاری به یک رویداد هنری است. گروه اول به زعم خود این اجرا را ابزاری برای «هنجارشکنی» و «تهییج مردم»‌ می‌دانند و گروه دوم ابزاری برای «سفیدشویی»‌ و «تحمیق مردم»! آسیب‌شناسی این نگاه نسبت به فعالیت‌های فرهنگی و هنری در حوصله این نوشته نیست و به همین اندازه بسنده می‌کنیم که یادآوری کنیم «هنر» نه ابزار صرف برای رسیدن به یک هدف، که خودش هدف و مقصد است. اهمیت کنسرت میدانی همایون شجریان هم فراتر از این حواشی و به شرط مدیریت درست در فرآیند اجرا، رقم زدن تجربه‌ای جمعی برای مواجهه با «معجزه هنر» است. اگر «فرهنگ» را فراتر از سیاست و اقتصاد، ستون خیمه جامعه بدانیم، که می‌دانیم، باید به استقبال چنین تجربه‌هایی برویم و امید به گسترش آن داشته باشیم.

 

۴) شامگاه جمعه ۱۴ شهریور ماه ۱۴۰۴ میدان آزادی تهران میزبان یک اتفاق مهم فرهنگی و هنری است و امیدمان این است که تلاش‌ها برای به حاشیه راندن و ایجاد دست‌انداز در مسیر اجرای این رویداد ناکام بماند. از ابوالقاسم طالبی هم دعوت می‌کنیم که فرصت مغتنم حضور در این کنسرت را از دست ندهد. هم‌نفس شدن با جماعتی که همین چند ماه پیش در یکی از بزنگاه‌های تاریخی کشور و در سایه جنگ، یک صدا پای «ایران» ایستادند، تجربه‌ای نیست که به راحتی بتوان بر آن چشم بست. شاید درست در اوج اجرای همایون شجریان و در لحظه زمزمه جمعی «مرغ سحر»، چیزی فراتر از مرزبندی‌های سیاسی و کشمکش‌های مجازی، نگاه شما را هم نسبت به مفهومی مقدس به نام «ایران» تغییر دهد.

 

عکس کنار خبر؛ خبرگزاری مهر. محمد محسنی‌فر


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *