سارا بقایی، رها؛ بیاض امیرعطایی، چهره برجسته سازسازی سال ۱۳۳۴ در روستای حاجخلیل از توابع میانه متولد شد و هنوز نوجوان بود که با خانوادهاش به تهران آمد. اول خیاطی میکرد، بعد پایش به چوب و منبت باز شد و از همانجا، مسیر زندگیاش عوض شد. در سال ۱۳۵۰ با ابراهیم قنبریمهر، استاد برجسته سازسازی آشنا شد و شاگردیاش را کرد. وقتی قنبریمهر بازنشسته شد، مسئول کارگاه سازسازی شد.
نام او خیلی زود سر زبانها افتاد؛ نه فقط بهخاطر مهارت دستش، که بهخاطر دقت و عشقش به ساز. تخصص اصلی امیرعطایی در ساخت سازهای ایرانی بهویژه کمانچه و سهتار است. اما چیزی که او را از دیگران متمایز میکند، نگاه فنی و خلاقش است. او همیشه دنبال راهی بوده است تا ساز هم خوشصدا باشد، هم بادوام. مثلاً در طراحی کمانچه تغییراتی داده، مثل حذف میخهای بیخ دسته و جایگزینی سوراخهایی برای پردهبندی، یا اصلاح بخش سرپنجه برای استحکام بیشتر. این تغییرات شاید کوچک به نظر برسند اما در کیفیت نهایی ساز تأثیر زیادی دارند. آنچه در ادامه میآید گفتوگوی «رها» با این هنرمند است.
◉ چه شد که پا در مسیر ساخت ساز گذاشتید؟
بچه که بودم و مدرسه میرفتم روی چوبهای کوچک منبت کار میکردم روزی پسرعمهام که پیش استاد ابراهیم قنبریمهر ویولونسازی انجام میداد گفت به کارگاه منبت ما بیا و کارهایت را نشان بده تا راهنماییات کنند که با چه ابزارهایی کار کنی. این گونه شد که به آنجا رفتم و کارها را نشان دادم و راهنماییام کردند و گفتند که چرا ساز نمیسازی؟ گفتند بیا همینجا کار کن و این گونه شد که کارآموزیام را از سال ۱۳۵۱ شروع کردم. زمانی گذشت تا این که گذرم به جشن هنر توس افتاد و دیدم که دو گروه حضور دارند؛ یکی گروه آقایان محمدرضا لطفی و محمدرضا شجریان و دیگری شهرام ناظری و علیاصغر بهاری. آنجا متوجه شدم که در گروه لطفی با کمانچه محلی ساز میزنند. به او گفتم چرا دوستان با کمانچه محلی ساز میزدند و ایشان گفت چون کمانچه خوب پیدا نکردهاند و کمانچههای خوب دست استادان است و این دو ساز را پیدا کردهایم که در ابعاد و طول و ضخامت شبیه هم هستند و میتوانند یکصدا باشند. وقتی برگشتم از استاد قنبری پرسیدم که میتوانم کمانچه کار کنم و ایشان موافقت کردند و این گونه شد که کمانچهسازی من شروع شد. در ابتدا پس از ساخت سازها نزد آقایان لطفی و بهاری میرفتم که سازها را ببینند و نکات و ایراداتشان را بگویند.
◉ خاطرهای دیگر از محمدرضا لطفی دارید؟
دوستی داشتیم که یک ساز را به اسم ساز یحیی است آورد و ما گفتیم این ساز یحیی نیست. پشت سر ما گفته بود هیچ کدام این ساز را نمیشناسند و میگویند که یحیی نیست. به او گفتم هرکسی را در مقام کارشناس قبول داری بگو تا آن را نشان دهیم و تایید بگیریم. گفت شما چطور تایید میگیرید؟ گفتم ما از استاد لطفی تایید میگیریم. او هم اصرار کرد که ایشان نظرش را بگوید. قراری گذاشتیم و از استاد لطفی وقت گرفتیم و پیش او رفتیم. او ساز را دست گرفت و گفت چه کسی گفته این ساز یحیی است. گفتم گفتهاند که «مشکوک» به یحیی بودن است. لطفی ساز را کوک کرد و زد و عصبانی شد و آن را انداخت روی میز که «مردحسابی وقت ما را گرفتی و چوب دستی آوردهای و میگویی یحیی است!» این صحنه بسیار جالب بود.
◉ ساختن ساز در خانوادهتان سابقه داشت و این علاقه به شما منتقل شد؟
قبل از من پسرعمهام در این کار بود. پدربزرگم تار آذری و پدرم نی میزد و میخواند اما آنکه من را به این مسیر علاقمند کرد استاد قنبری بود.

◉ در نوجوانی و جوانی سابقه خیاطی و آهنگری داشتهاید. چه شد که سمت سازسازی آمدید؟
بله من سابقه خیاطی و آهنگری دارم؛ چون قدیم این گونه بود که هنوز مدرسه ما تعطیل نشده خانواده یک کاری پیدا میکردند که سه ماه تابستان را آنجا باشیم و بیکار نمانیم. عمدتا ما را میفرستادند جایی که کار فنی انجام بدهیم و این گونه بود که من در برخی از کارهای فنی آموزشهایی دیدم.
◉ تحصیلاتتان مرتبط با سازسازی است؟
خیر من دیپلم ریاضی دارم.
◉ سازسازی را یک هنر میدانید یا یک صنعت؟
این کار هنر است؛ چون ساز را همه میسازند و به قول استاد شجریان فن نجاریاش را بسیاری انجام میدهند اما وقتی هنرمند خوب آن را میزند و مینوازند آن صدا هنر است؛ صدایی که از هر سازی شنیده نمیشود. ویولنی به اسم «استرادیواریوس» داریم که برای ۳۵۰ سال پیش و سازندهاش یک ایتالیایی به نام آنتونیو استرادیواری است. پس از آن بسیاری از کشورها از آلمان و فرانسه گرفته تا ایران و چین و… این ساز را ساختهاند اما هیج کدام آن ساز نمیشود. این که آن سازنده چه حس و حالی داشته که این ساز تا به این حد در طول سدهها ماندگار شده است را نمیدانم. بنابراین احساسات سازنده ساز هم در تاثیرگذاری ساز روی شنونده موثر است.
به عنوان مثالی دیگر یحیی (ملقب به یحیی تارساز، موسیقیدان و سازنده مشهور تار) ۱۵۰ سال پیش تار ساخته است و از آن به بعد هم سازهای تار بینظیری ساخته شدهاند اما هیچ کدام «یحیی» نشده است. پس حس و حال آدمها در خلق هر ساز تا به این اندازه اثرگذار بوده است و این هنر محسوب میشود. البته که نواختن نوازنده هم مهم است همچنان که نوازندگی کیهان کلهر چیز دیگری است.
◉ برای هر ساز تفاوت عمدهای بین سبک ساخت و فلسفه طراحی آنها وجود دارد؟
هر سازی اندازه، ابعاد و ضخامت خودش را دارد. مثلا برای ساخت سه تار با چوب متوسط، دو و نیم میل ضخامت میگیریم که اگر سفت یا نرم باشد این میزان کم و زیاد میشود ولی در کمانچه تا ۹ میل هم ضخامت میگیریم و در تار تا ۱۲ و ۱۳ میل ضخامت طبیعی است.
◉ شما با هنرمندان شاخص زیادی کار کردهاید. این اتفاق چقدر روی کیفیت کارتان اثر داشته است؟
بسیار. وقتی استاد قنبری مهر استادت میشود اثر ایشان روی آدم زیاد است و همین موضوع باعث آشنایی با استادانی چون لطفی و کلهر و دیگران میشود. من به واسطه شاگردی استاد قنبری توانستم با بزرگان ارتباط بگیرم و تمام سنتورهای قدیمی که صاحبانشان آن را به کسی نشان نمیدهد را ببینم و الگوبرداری کنم. من ۲۵ تار یحیی را دیدهام، تمام سنتورهای کرمخانیها را دیدهام؛ سازهایی که دیدنشان برای همه مقدور نیست و همه اینها تاثیر همین آشنایی بوده است.

امیرعطایی و محمدرضا شجریان در افتتاحیه موزه موسیقی
◉ شما چه سازهایی را ساختهاید؟
قیچک، سه تار، تمبک، ویولون و بعد کمانچه که ساز اصلی من شد.
◉ ساخت کدام یک از این سازها سختتر است؟
ویولون سختتر است و مانند کمانچه است چون پرده ندارند و باید با به جای انگشت با گوش پردهگذاری کنید و این سخت است. یادآوری کنم که گفته میشد قدیمیترین کمانچه متعلق به زمان قاجار است اما زمانی که در موزه رم از سازها دیدن کردیم کمانچه ایرانی ۳۵۰ سال و تنبور ۶۰۰ سال قدمت خورده بود. بر اساس سازهای باقی مانده، قدمت کمانچه به اواخر زندیه و اوایل قاجار باز میگردد.
◉ و کمانچه از ویولون قدیمیتر است.
بله کمانچه قبل از ویولون ساخته شده است و زمان ناصرالدین شاه ویولون را از فرنگ آوردهاند. ما تنوع بسیاری در مورد کمانچه داریم؛ چنانچه کمانچه لری، آذری، ترکمنی و مازندرانی داریم که اینها با هم فرق دارند. کمانچه دیگری به اسم شهری هم داریم و این همان کمانچهای است که در تهران میزنند. حتی در باکوی آذربایجان هم شکلی از کمانچه وجود دارد. یادم هست که یکی از نوازندگان آذربایجانی وقتی برای ختم یکی از استادان به ایران آمده بود گفت: شما چرا انقدر کمانچه دارید؟ و گفتم چون اساسا کمانچه برای ماست و شما هم در گذشته یکی از استانهای ما بودهاید که امروز این ساز را دارید.
◉ ساز مورد علاقه خودتان چیست؟
کمانچه را دوست دارم.
◉ این که نوازندگان صاحب نام با سازی مینوازند که شما ساختهاید چه حسی دارد؟
کیف میکنم.
◉ و کدام نوازندگان در این عرصه مورد وثوق شما هستند؟
عاشق مرحوم لطفی بودیم و آقای بهاری و کلهر هم در این عرصه برجستهاند.

کمانچهنوازی کیهان کلهر با ساز ساخته شده توسط بیاض امیرعطایی
◉ چرا کیهان کلهر تا به این اندازه متفاوت و خاص است؟
او را برادر صدا میکنم. روزی گفتم برادر تو تمام مدت در اجرا چهارزانو مینشینی آیا زانویت بیحس نمیشود؟ گفت: وقتی این همه آدم به احترام من آمدهاند، نمیشود روی صندلی لم بدهم، چون بیاحترامی به مخاطب است. این آدم وقتی چنین فکری دارد مشخص است که چیزی درونش هست که او را خاص میکند؛ البته خودش عقیده دارد که چون در مکتب صبا افتادهایم این گونه شدیم.
◉ شما هم هنرجوی پسر داشتهاید و هم دختر.
بسیار زیاد شاگرد داشتهام. همیشه اعتقاد داشتم که دختر و پسر نداریم؛ سازندگان ساز میگفتند که این کار خشن است و مردانه. بله خشن و سخت است و کار کردن با اره و رنده و ابزارهای سنگین درد دارد و دستهایی که بسیاری از اوقات زخم میشود اما برای من دختر و پسر فرقی ندارد چون معتقدم هرکسی بخواهد میتواند این کار را انجام دهد.
◉ مهمترین مشکل موسیقی امروز ایران را چه میدانید؟
مهمترین آن صدا و سیماست؛ یعنی تلویزیونی که ساز را نشان نمیدهد. زمانی نوازندگان نسل جدید به ما میگفتند که سازها و موسیقی ایرانی غمگین است اما من میپرسم چرا امروز در مترو و با ساز غیرایرانی گیتار شما باز آهنگ غمگین میزنید؟ موسیقیهای محلی ما بسیار شاد است اما عدم نمایش ساز از سویی و عدم صدور مجوز از سوی دیگر باعث میشود که اطلاعاتمان از این سبک موسیقی کم باشد. امروز خیلی از هنرمندان به سراغ وزارت ارشاد نمیروند تا از آنان اجازه بگیرند مگر این که اسپانسری باشد و آنان پیگیر مجوز و برگزاری کنسرت و بیرون دادن آلبوم و… شوند. وقتی مخاطب هم ساز را میبیند و هم صدایش را میشنود آن موقع عاشق آن میشود. زمانی پدر و مادری آمده بودند تا برای فرزندشان ساز بخرند و آن کودک ۱۲ساله تاکید داشت که ساز «کلهر»ی باشد. وقتی صحبت کردیم دیدم که این تاکید از تماشای نواختن کیهان کلهر میآید و این موضوع مهمی است. به همین دلیل عدم نمایش ساز در تلویزیون آسیبهای زیادی داشته است. ضمن این که متوجه نمیشوم چرا با نمایش آن مشکل دارند چون مشکل میتواند با صدای ساز باشد اما خود ساز که ماهیتش چوب و پوست و پرده و سیم و تماما از طبیعت است چه مشکلی دارد؟