مصطفی قاسمیان؛ رها، در شلوغی خیابان ولیعصر (عج) و اندکی بالاتر از فضای آشنای باغ فردوس و معبر ورودی موزه سینما، خیابانی خلوت و آرام، نام یکی از ستونهای تاریخ سینمای ایران را بر پیشانی دارد: «عباس کیارستمی». به خیابان که پا میگذارید، دیگر خبری از شلوغیها و ترافیک خیابان اصلی نیست و کافی است چند قدمی در میان خانههای قدیمی و درختان کهنسال آن قدم بزنید تا نبش کوچه جعفری، سیمرغهای آرامگرفته بر دیواره یکی از همین خانهها توجهتان را جلب کند. خانهای با شیروانی قرمزرنگ و دیوارهای که نواری با پسزمینهای سرمهایرنگ و منقش به سیمرغهای آشنای جشنواره فجر، بهعنوان یک شناسنامه، آن را در آغوش گرفته است. در کنار درب فلزی ساختمان که محوطه حیاط را از خیابان جدا کرده، روی چند تکه کاشی، نام ساختمان درج شده است: «دبیرخانه دائمی جشنواره ملی فیلم فجر». ساختمانی بازسازیشده و باصفا که قرار است بدون وقفه در فعالیت ساکنانش، در طول سال خانه اصلی مهمترین رویداد سینمایی ایران باشد.
تحقق یک آرزوی قدیمی
آرزوی داشتن دبیرخانهای دائمی برای جشنواره فیلم فجر، آرزوی دور و درازیست و سالها بود که از زبان دبیران و مدیران این رویداد و البته مسئولان سینمایی شنیده میشد، اما با وجودی که حتی چند بار برای ایجاد آن خیز برداشته شد، اما این اتفاق طی ۴۳ دوره پیش از این نیفتاد، تا این که مابین دورههای چهل و سوم و چهل و چهارم جشنواره، بالأخره همت مدیران سینما جواب داد و نسخه ملی این رویداد برگزار میشود، صاحب دبیرخانهای دائمی در تهران شده است.
به سوی حرفهایگری
تردیدی نیست دبیرخانه دائمی جشنواره ملی فیلم فجر، از جمله نیازهای اساسی و دیرینه این رویداد سینمایی به شمار میرود که میتواند به بهبود جدی جشنواره از لحاظ کمی و خصوصاً کیفی کمک کند. وجود یک دبیرخانه ثابت و مستمر، امکان انجام هماهنگیهای سالانه، رصد تولیدات سینمایی کشور، حمایت هدفمند از آثار، پیشبینی دقیقتر شرایط دورههای آتی و البته حفظ و ثبت آرشیو جامع جشنواره را فراهم میآورد؛ آرشیوی که تاکنون عمدتاً محدود به تلاشهای فردی (مانند کتاب ارزشمند مسعود نجفی) بوده است. دبیرخانه دائمی نهتنها از اختراع مجدد چرخ در هر دوره مدیریتی جلوگیری میکند، بلکه با مستندسازی تجربیات انباشته، انتقال دانش به دبیران و مسئولان بعدی را تسهیل کرده و زمینه را برای اصلاح ساختارهای ناکارآمد، حل مشکلات مزمن گذشته، مطالعه جشنوارههای موفق جهانی و خروج از روزمرگیهای مدیریتی را -که در بیان منوچهر شاهسواری به «دستفروشی» تعبیر شد!- فراهم میسازد. به همین دلیل، تأسیس و تقویت دبیرخانه دائمی جشنواره فیلم فجر را میتوان گامی ضروری در مسیر حرفهایگری و پیشرفت پایدار این رویداد دانست.
عقبنشینی نکنیم!
در عین حال این نگرانی وجود دارد که این تصمیم مثبت و ساختاری، در دورههای آتی با توجیهات رایج و تغییرات مدیریتی معمول، به حالت قبل بازگردد و از آن عقبنشینی شود. تاریخ جشنواره فیلم فجر و البته مدیریت سینمایی کشور، نمونههای متعددی از این دست دارد که برخی حتی در همین سالهای اخیر رخ داده؛ از جمله تفکیک بخش ملی و بینالمللی جشنواره که در دورههایی به ارتقای کیفیت بخش جهانی کمک کرد و آن را به جایگاه مناسبی رساند، اما با ادغام مجدد در سالهای بعد، سطح و تأثیرگذاری بخش بینالملل به شدت افت کرد و حتی در تفکیک مجدد اخیر نیز پس از برگزاری یک دوره، نتوانست به جایگاه سابق دست یابد. به همین شکل، تثبیت دبیرخانه دائمی، نیازمند سازوکارهای پایدار و فراتر از تغییرات دورهای است تا از تکرار چنین نوسانات و عقبگردهایی جلوگیری شود و دستاوردهای مثبت به صورت ماندگار حفظ گردد؛ فرایندی که البته مطالبه اهالی رسانه را میطلبد.