محمدرضا کاظمی، رها؛ دومین قسمت از فصل دوم سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی، دوشنبه شب از فیلم نت منتشر شد. فصل اول «وحشی» که بهار امسال پخش شد، بیشتر نقش بناگذاری جهان داستان و معرفی شخصیتها را داشت. شخصیت داود اشرف برگرفته از داستان واقعی یکی از معروفترین زندانیان ایران یعنی «علی اشرف پروانه» است؛ کسی که به اتهام قتل غیرعمد دو کودک به زندان افتاد و ماجراهای دو بار فرارش از زندان، بسیار سینمایی است، مخصوصاً فرار دومش که مدت زمان زیادی برای آن برنامهریزی کردند و در نهایت هم موفق بودند. اگرچه هومن سیدی سوژه فیلمش را عیناً از ماجراهای فرار از زندان علی اشرف و برادرش برنداشته است و مسیر داستانی داود اشرف، با این زندانی معروف تفاوتهای عمدهای دارد.
اما فصل دوم سریال، شروع امیدوارکنندهای داشت و باید منتظر ماند و دید سرنوشت این شخصیت بدشانس در نهایت به کجا میانجامد. چون طبق چیزی که در دو قسمت نخست دیدیم سیدی فضای متفاوتی را برای شخصیتپردازی انتخاب کرده و این بار قرار است پای داود به اتفاقات خطرناک بیشتری باز شود.
یکی از مهمترین تصمیمهای روایی فصل دوم، فاصله پنجسالهای است که میان دو فصل ایجاد شده؛ فاصلهای که بهجای روایت مستقیم، با جزئیات رفتاری و موقعیتی تشریح میشود. در قسمت اول مناسبات داود اشرف در زندان و ارتباطاتی که به مرور با دیگر زندانیان و حتی زندانبانهای آنجا داشته، به خوبی ترسیم میشود؛ مناسباتی که نهتنها شخصیت او را پختهتر نشان میدهد، بلکه جهان خشن و بیرحم سریال را واقعیتر میسازد. روابط داود با مابقی شخصیتها بهویژه شخصیت نیک (با بازی احسان امانی)، نقشی کلیدی در پیشبرد قصه دارد؛ رابطهای مبتنی بر معامله، بدهبستان و اعتمادِ موقتی که بهتدریج بذر یک مسیر خلاف تازه را میکارد و در ادامه پای قهرمان قصه را به کاری مثل قاچاق مواد مخدر و درگیری مسلحانه باز میکند.
قسمت دوم فصل دوم، یکی از نقاط اوج سریال به حساب میآید، ریتم تند، فضای ملتهب و استرس دائمی که در سکانسهای اصلی این قسمت وجود دارد اجازه فاصله گرفتن از داستان را به مخاطب نمیدهد. اتفاقها پشت سر هم رخ میدهند و یک رخداد ویژه در دل قصه، مسیر روایت را وارد فاز تازهای میکند. این قسمت نشان میدهد که «وحشی» قصد ندارد زمان زیادی را صرف مقدمهچینی کند؛ داستان جلو میرود، خطرها واقعیتر میشوند و به خوبی نشان میدهد هر انتخابی، در دنیای این آدمها (که داود حالا ۵ سال است یکی از آنهاست) هزینه خاص خود را دارد، هزینهای که افراد سابقهدار را نیز میترساند.
جواد عزتی در سالهای اخیر حضور موفقی در شبکه نمایش خانگی داشته، بعد از بازی خوبش در نقش مالک در سریال «زخم کاری» حالا با داود اشرف، شخصیت مهم دیگری را به کارنامه بازیگریاش اضافه کرده است. بازی او در فصل دوم، بهمراتب درونیتر و کنترلشدهتر از فصل اول است. عزتی با حداقل اغراق، از طریق نگاه، مکث و لحن صدا ویژگیهای شخصیتی داود را به تصویر میکشد و تلاش میکند از این طریق گذشته سنگین و خشونت فروخورده کارگری که به خاطر چند بدشانسی و اشتباه حالا به یک سابقهدار با پرونده قتل تغییر فاز داده را منتقل میکند؛ بهگونهای که مخاطب همزمان هم با او همراه میشود و هم از تصمیمهایش و اتفاقاتی که در ادامه رخ میدهد میترسد.
یکی از ویژگیهای همیشگی آثار هومن سیدی، بازیِ خوب شخصیتهای فرعی در داستان است، او این مسئله را در فیلمها و سریالهای قبلیاش بارها ثابت کرده و در «وحشی» نیز ما کاراکترهای فرعی جذابی در اثر میبینیم. شخصیت «فروهر» با بازی و گریم خاص نوید پورفرج یکی از این کاراکترهاست. کسی که دقایق نسبتاً کمی (کمتر از ۱۵ دقیقه) در قسمت دوم حضور دارد و باتوجه به مسیری که رفت به نظر نمیرسد تا پایان سریال دیگر شاهد حضورش باشیم، اما همین مدت کوتاه برای اثرگذاری یک بازیگر کافیست. کاراکتر فروهر به عنوان یک خلافکارِ اتوکشیده اما سادیستیک، به اندازهای که باید عصبی و خشن است و این مسئله را با فراغ بال و البته کلاشینکفی که در دست دارد به تصویر میکشد.
محمد صابری که با نقش سلیم از فصل اول در سریال حضور داشت، در قسمت دوم حضور پررنگی دارد، او به عنوان پارتنر همراه داود به عنوان گوشت قربانی پا به معرکهای میگذارد که پلیس دورتادور آن را محاصره کرده. صابری که در یکی دو سال گذشته و پس از سریال «یاغی» به یک عضو ثابت در آثار نمایشی با تم خلاف! اضافه شده از پس اجرای نقش سلیم نیز به خوبی برآمده و در سکانس احساسی قسمت دوم که برای داود ریش گرو میگذارد هم عملکرد قابل دفاعی دارد. به جز این بازیگران کم دیالوگ اما خوبی در همین دو قسمت حضور داشتند، مثل پسر جوانی که در زندان حضور داشت و گفته میشود داستان او نیز از یک فرد واقعی برداشته شده، و دختر جوانی که با داود و سلیم همدست بود.
در مجموع، دو قسمت ابتدایی فصل دوم «وحشی» نوید ادامهای قدرتمند را میدهند؛ فصلی که نهتنها از موفقیت فصل اول عقبنشینی نکرده، بلکه با ریتم سریعتر، تنش عمیقتر و شخصیتهایی پختهتر، قدمی رو به جلو برداشته است، فقط امیدواریم به سندروم دیگر سریالهای شبکه نمایش خانگی که در فصلهای دوم به بعد ضعیف و ضعیفتر شدند گرفتار نشود و همین مسیر را ادامه دهد.