مصطفی قاسمیان، رها؛ پس از آثاری جاسوسی، اکشن، جنایی و حتی جنگی، در پنجمین روز جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر، بالاخره اثری بسیار کوچک و کمبودجه با عنوان «رقص باد» در کاخ جشنواره به نمایش درآمد. در ادامه متن و حاشیه رونمایی از این فیلم به کارگردانی سیدجواد حسینی و تهیهکنندگی ابوالفضل صفری را از ۳ منظر میخوانید.
قصه و حالوهوا
فیلم «رقص باد» تنها اثر چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر تا بدینجاست که به سبک سینمای هنر و تجربه ساخته شده و علاوه بر آن که ریتم و تمپویی بسیار آرام دارد، از سبک رئالیسم جادویی تبعیت میکند. فیلم در بندرعباس روایت میشود و داستان پیرمردی است که پس از سالها، نزد آشنایانش برمیگردد؛ در حالی که در این بازگشت، معماهایی عجیب نهفته که به تدریج روشن میشوند. «رقص باد» از لحاظ حالوهوا و صحنهپردازی، ارجاعاتی به فیلم ماندگار «ناخدا خورشید» دارد که چندان در درک تماشاگر از داستان مؤثر نیست.
ارزیابی کوتاه
«رقص باد» از نظر داستانی دچار ضعفهایی جدیست؛ از سویی ملاط کافی برای ۹۰ دقیقه ندارد و از سوی دیگر پیش از زمانی که باید، برای بسیاری از تماشاگران -خصوصا مخاطب جدی سینما- لو میرود. به همین دو علت، نمیتواند تا پایان بیننده خود را روی صندلی نگه دارد. در عین حال نمیشود از زاویه دید متفاوت آن نسبت به جنگ با رژیم صهیونیستی گذشت که با بیانی هنری، دفاع مقدس ۱۲ روزه را به دفاع مقدس ۸ ساله متصل میکند و از دل آن معنا بیرون میکشد. اگر «رقص باد» از موقعیتهای دراماتیک بیشتری برخوردار بود و با اندکی صراحت بیشتر به پرسشهای تماشاگر پاسخ میداد، فیلم تماشاگرپسندتری میشد.
واکنش اهالی رسانه
«رقص باد» با استقبال بسیار سرد اهالی رسانه حاضر در کاخ جشنواره فیلم فجر مواجه شد. ابهامات داستان و شخصیتپردازی، برخی خبرنگاران را سردرگم کرد و حتی عدهای را از تماشای ادامه آن بازداشت؛ تا جایی که در طول زمان فیلم از سالن بیرون آمدند. با این وجود اندکی از روزنامهنگاران و منتقدان را میتوان یافت که با این فیلم ارتباط برقرار کرده و آن را تحسین کردند. نکته بامزه آن که در سالن شماره دو پردیس ملت، تنها یک نفر در پایان نمایش اثر، سازندگان را تشویق کرد!