پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با عباس نعمتی، نویسنده فیلم‌نامه «کارواش» که با سوژه‌ای حساس به «فجر ۴۴» رسیده است

«افشاگری» درمان «فساد» نیست
165

محمد صابری؛ رها، هر چند «کارواش» اولین تجربه جدی او در فیلم‌نامه‌نویسی سینمایی محسوب می‌شود اما اصلا تازه‌کار نیست و سابقه‌ای طولانی و قابل‌توجه در حوزه سریال‌های تلویزیونی داشته است. عباس نعمتی که از حوالی دهه ۸۰ همکاری‌های متعددی با اتاق‌های فکر فیلم‌نامه‌نویسی در تلویزیون داشته و چند مجموعه هم با قلم او به آنتن رسیده است، حالا در همکاری با بنیاد سینمایی فارابی، سوژه‌ای مرتبط با فساد اقتصادی و پول‌شویی را تبدیل به فیلم‌نامه یک اثر سینمایی کرده است؛ به بهانه رونمایی «کارواش» به کارگردانی احمد مرادپور در جشنواره چهل‌وچهارم، گفت‌وگویی با عباس نعمتی داشتیم.

 

◉ ما بیشتر تجربه‌های شما را در پروژه‌های سریالی تلویزیون رصد کرده بودیم و حالا وارد میدان سینما هم شده‌اید؛ از جرقه اولیه این پروژه بگویید و اینکه «کارواش» چگونه متولد شد؟

سابقه این کار به بیش از دو سال قبل و زمانی که آقای زین‌العابدین مدیرعامل بنیاد فارابی بود، بازمی‌گردد. پیشنهاد اول را ایشان به من داد، هرچند که سفارش اولیه، این نبود. ایده این بود که روی مسائل اقتصادی کاری را کلید بزنیم و بعدتر که کمی تحقیق کردیم و با اقتصاددانان مختلف صحبت‌هایی داشتیم، آرام‌آرام قصه «کارواش» شکل گرفت. در گام اول حتی قصه، حال‌وهوای کمدی داشت، بعدتر اما احساس کردیم بحث دلار، ناترازی‌ها، شرکت‌های تراستی، ارز ترجیحی و مفاسد ممکن در این فضاها، نیاز به یک داستان جدی‌تر دارد و ایده گام‌به‌گام، پخته‌تر شد. از ابتدای امسال و با آمدن آقای طوفانی به بنیاد فارابی، قصه نهایی را ارائه کردیم و پروژه کلید خورد.

 

◉ با توجه به کلیدواژه‌هایی که اشاره کردید، احساس می‌کنم تأخیر دوساله باعث شده است فیلم به‌روزتر شود!

یکی از شانس‌های ما در این پروژه، فرصت تحقیق گسترده بود. معمولاً در پروژه‌های سینمایی کمتر سراغ کارهای پژوهشی و تحقیق‌محور می‌رویم. همین فرآیند تحقیق و فرصتی که صرف بازنویسی فیلمنامه شد، باعث شد موضوعات فیلم جنبه آینده‌پژوهانه پیدا کند و حاصل کار نه فقط امروز به اثری به‌روز تبدیل شده که در آینده هم حرف‌هایی برای گفتن دارد.

 

◉ با توجه به تمرکز فیلم روی فساد اقتصادی، چقدر می‌توانیم «کارواش» را یک اثر افشاگرانه بدانیم؟ به‌خصوص که طبق تجربه، سینمای داستانی ما نسبت به سینمای مستند، در این دست افشاگری‌ها، دست‌به‌عصاتر بوده و محافظه‌کار است.

ممکن است کسی بگوید این فیلم افشاگرانه است؛ اما شخصاً، بیش از آنکه به دنبال افشاگری باشم، می‌خواستم یک کار علمی و صادقانه انجام دهم. تمرکز اصلی ما روی مباحث علمی و تبیین ریشه‌های وضعیت اقتصادی بود. دنبال پرداختن به عوارض و معلول‌ها نبودیم. وقتی ریشه‌ها شناسایی شود، می‌توان مصادیق و میوه‌های این درخت را شناخت. فسادهای بزرگ که می‌شنویم، یا اینکه خبر می‌رود یک نفر در کمتر از یک روز وثیقه ۵ همتی تهیه کرده، یا چرا تورم ۵۰ درصد شده است؟

 

◉ با این استدلال، فکر نمی‌کنید فیلم محکوم به محافظه‌کاری شود؟

ما می‌خواستیم یک فیلم قصه‌گو داشته باشیم که موضوعی ملتهب را صادقانه و بی‌طرف روایت کند. در لحظه خلق نباید به این فکر کنی محافظه‌کار است یا خیلی جسور و خط‌شکن. بخواهی آن‌جور نگاه کنی دیگر قصه رشد طبیعی خود را نمی‌کند. مجبوری به‌عنوان نویسنده در جهان داستان دست‌کاری و دخالت کنی.

 

◉ داستان فیلم «کارواش» چقدر مستند است و آیا می‌توانیم آن را اقتباسی از پرونده‌های واقعی بدانیم؟

این داستان واقعی است؛ اما درباره یک کیس مشخص نیست. چند پرونده بوده که دراماتیک شده است. نکته جالب اینکه در همین تحقیقات دیدیم مشابه این وقایع و الگو در کشورهای دیگر هم پول‌شویی صورت گرفته است. پرونده‌های پول‌شویی در همه جای دنیا، اشتراکاتی با هم دارند. زمانی که پرونده‌های واقعی مختلف را می‌خواندیم به این نکته رسیدم که موارد متعددی در این پرونده‌ها مشترک است.

 

◉ از آنجایی که می‌دانم اهل صراحت هستید، می‌خواهم خیلی صریح درباره نسبت فیلم با بنیاد فارابی هم توضیح دهید؛ فیلمی که محصول یک نهاد دولتی است، چگونه می‌تواند مدعی پرداختن به فساد اقتصادی بزرگی باشد که می‌دانیم بخشی از آن ریشه در ساختار دولت‌ها دارد؟ چقدر می‌توانیم روایت فیلم را صادقانه و مصون از نظارت سرمایه‌گذار دولتی‌اش بدانیم؟

به نظرم اینکه فیلم چقدر در روایت خود صادقانه است یا نیست را مخاطب به‌خوبی متوجه می‌شود. من خودم در مقام فیلم‌نامه‌نویس تلاشم را کرده‌ام که صادقانه روایت کنم. کل تیم و حتی مدیران بنیاد فارابی هم عملکرد صادقانه‌ای در این پروژه داشته‌اند. اتفاقاً این از همان دست مسائل کلانی است که همین امروز، دولت هم درگیر اصلاح آن است. موضوع این فیلم، موضوعی است که همه ایرانی‌ها در آن مشترک هستند، مگر اینکه جزوی از شبکه فساد باشند! به همین دلیل داستان فیلم نقطه اشتراک همه ماست، نه نقطه افتراق و اختلاف.

 

◉ «کارواش» را می‌توانیم در گونه سینمای سیاسی هم قرار دهیم؟

امروز همه موضوعات ما چندوجهی و درهم‌تنیده شده است. همه چیز هم‌زمان هم اقتصادی است، هم سیاسی، هم اجتماعی و هم فرهنگی. وقتی می‌خواهید از فوتبال صحبت کنید، هم سیاسی است، هم اجتماعی و هم فرهنگی و هم ورزشی. به همین دلیل نمی‌توان یک فیلم را صرفاً از نگاه اقتصادی دید و تحلیل کرد. طبیعتاً روایت «کارواش» هم شئون مختلفی دارد که سیاست هم یکی از آن‌هاست.

 

◉ معمولاً فیلم‌های انتقادی در این فضاها در سینمای ایران، به‌عنوان محصول کار یک طیف سیاسی علیه طیف دیگر تحلیل می‌شوند؛ برای اینکه گرفتار این دوقطبی‌ها نشوید چه تمهیدی داشتید؟

در دوقطبی دنبال مقصر می‌گردیم که مقصر آن دیگری است. نگاه علمی ما را به سمت یک نقطه اشتراک سوق می‌دهد. در هر موضوعی اگر بخواهیم سراغ غرزدن برویم و مدام مقصر معرفی کنیم، لاجرم گرفتار بحث‌های سیاسی می‌شویم؛ اما وقتی به دنبال ریشه‌یابی بروید، مجبور به بحث علمی می‌شوید و گویی به تاریکی ذهن آدم‌ها، چراغ‌قوه انداخته می‌شود. در چنین موقعیتی حال آدم‌ها از اینکه پرسش سؤال ذهنی‌شان را می‌یابند یا موضوعی را کشف می‌کنند، خوب می‌شود. به همین دلیل دیگر خوانش سیاسی نمی‌کنند و دنبال مصداق‌یابی نمی‌روند. مبارزه با فساد هم از آن موضوعاتی است که دغدغه مشترک همه است.

 

◉ یک گزاره کلیشه‌ای درباره فیلم‌های انتقادی در سینمای ایران این است که علاوه‌بر طرح مسئله باید راهکاری هم ارائه کرد؛ در روایت «کارواش» چقدر چنین رویکرد و دغدغه‌ای داشتید؟

بله. معتقدیم اگر مسئله‌ای درست و شفاف طرح شود، راه‌حل هم در دل آن وجود دارد. طرح درست یک سؤال، ۵۰ درصد مسیر رسیدن به جواب است. علاوه‌بر این در همه دنیا این یک اصل است که مبارزه با فساد دو راه‌حل دارد؛ یکی شفافیت و دیگری حذف مناسبات فسادانگیز. داستان «کارواش» هم تلاش کرد روی همین دو مسئله را طرح کند. اتفاقاً به همین دلیل معتقدم ایده‌های افشاگرانه، کمک چندانی به حل مسئله فساد نمی‌کند. افشاگری، در واقع بخشی از بازی قدرت است و شفافیت است که به راه‌حل منجر می‌شود. افشاگری، شاید حال برخی افراد را خوب کند، اما گرهی را باز نخواهد کرد. اگر مناسبات تغییر نکند، با حذف یکی، دیگری می‌آید و همان اتفاقات تکرار می‌شود. به همین دلیل است که قبل از هر چیز باید به فکر کشف فرآیندها باشیم.

 

◉ درباره فضای تحلیلی و پژوهشی توضیحات خوبی دادید، کمی هم درباره طراحی داستان «کارواش» بگویید.

تلاش همه‌مان این بود که یک درام کاملاً اقتصادی را روایت کنیم. می‌خواستیم به‌جای رفتن به سمت یک درام عاشقانه و یا یک درام سیاسی و جاسوسی که در لابه‌لای داستان اصلی ارجاعات اقتصادی هم دارد، برای کل داستان را در قالب یک درام اقتصادی طراحی کنیم. به این معنا که حتی گره‌افکنی‌ها و دوراهی‌های شخصیت‌ها هم بر پایه مسائل اقتصادی باشد. با این رویکرد سراغ معماهایی رفتیم که از دل موضوعات اقتصادی بیرون آمده است.

 

◉ از همکاری با احمد مرادپور هم برایمان بگویید که می‌دانیم سال‌ها دور از عرصه کارگردانی بودند و فیلم قبلی‌شان «کارو» هم به در شرایط مطلوبی به اکران نرسید. به نظر می‌رسد «کارواش» در کارنامه احمد مرادپور هم یک اتفاق متمایز از تجربه‌های قبلی است.

احمد مرادپور، انصافاً فیلمساز بزرگی است. کارگردانی که در کارنامه‌اش فیلم خوب سینمایی «سجاده آتش» و سریال «رقص پرواز» را به‌عنوان یکی از بهترین سریال‌های تلویزیون دارد. او تسلط بسیار خوبی روی تدوین دارد و با فیلم‌های مختلفی هم در جشنواره فجر حضور داشته است. از سوی دیگر هم سال‌ها فیلم‌نامه‌نویسی را تجربه کرده و از این منظر یک کارگردان چندوجهی محسوب می‌شود که درعین‌حال گزیده‌کار است. کار کردن با او سهل و ممتنع است؛ چیزی شبیه به شعرهای سعدی. هم ساده است و هم سخت و پیچیده. ساده از این منظر که انسانی نیست که بخواهد توانایی‌هایش را در پروژه به رخ بکشد و به‌دنبال اثبات تسلطش بر تکنیک باشد، در حالی که واقعاً مسلط است. نمی‌خواهد دانسته‌هایش را به رخ بکشد و شخصیت فردی‌اش هم همین‌گونه است. از سوی دیگر هم کار کردن با او سخت است؛ چون چارچوب و دیسیپلین مشخصی دارد و این‌گونه نیست که بی‌قاعده کار کند. بسیار روی ظرافت‌های کار وسواس دارد و به همین دلیل کار کردن با او هم سخت است و هم به‌شدت لذت‌بخش.

 

◉ همکاری با بهروز مفید در مقام تهیه‌کننده چگونه بود؟

یکی از شانس‌های این پروژه حضور بهروز مفید بود. یکی از معدود تهیه‌کنندگانی که خودش را «تهیه‌کننده فیلم‌نامه» می‌داند و به همین دلیل هم روی مرحله نگارش فیلم‌نامه می‌ایستد. چه در زمانی که شبکه تهران را تأسیس کرد و سریال‌هایی مانند «داستان یک شهر» اصغر فرهادی و کارهای مرضیه برومند و تولیدات اجتماعی مانند «در شهر» پخش می‌ساخت تا همین امروز که همچنان تهیه‌کنندگی فیلم‌ها و سریال‌هایی را برعهده می‌گیرد، همواره دغدغه مسائل اجتماعی را دارد و در این حوزه به یک فهم خوبی رسیده است. شانس دیگر پروژه هم همراهی مدیران فارابی بود که از دوره آقای زین‌العابدین تا دوره فعلی، به‌طور کامل با پروژه همراه بودند. به همین دلیل وقتی امروز «کارواش» را می‌بینم، احساس می‌کنم رنگ همه این آدم‌ها در آن وجود دارد. در زمینه ترکیب بازیگران فیلم هم معتقدم بازیگران سر جای درست خود قرار گرفته‌اند و ترکیبشان آرایش متوازنی شده. در حوزه فیلم‌برداری فیلم هم واقعاً حضور مرتضی غفوری برای هر پروژه‌ای درخشان است. فیلم‌بردار هوشمندی که واقعاً حضور تأثیرگذاری در فیلم‌ها و سریال‌ها دارد. همه این گروه تلاش داشتند تا قصه بگویند و به‌دنبال رسیدن به یک ریتم مناسب برای روایت این قصه بودیم. امیدوارم که این تلاش‌ها به نتیجه مطلوبی رسیده باشد. من که از همه‌شان سپاسگزارم.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *