پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گزارش «رها» درباره کاراکتر مأمور پلیس در سریال‌های خانگی و عملکرد نقش‌آفرینان آن‌ها

انجمن سرگردهای زخم‌خورده/ ویژگی‌های مشترک پلیس‌ها در سریال‌های خانگی چیست؟
366
در سریال‌های معمایی شبکه نمایش خانگی معمولاً با یک کارآگاه طرفیم که درگیر یک پرونده جنایی بزرگ است و خودش نیز در زندگی شخصی با یک بحران روبروست؛ در این میان یک دستیار هم در کنار خود دارد که قرار است با بامزه‌بازی و کارهایی شبیه به آن، کمی وضعیت سریال را از حالت تخت خارج کند.

محمدرضا کاظمی، رها؛ سریال پلیسی – اکشن «بِرِتا؛ داستان یک اسلحه» یکی از جدیدترین سریال‌های شبکه نمایش خانگی است که تا کنون دو قسمت از آن منتشر شده و مخاطب تاحدودی با وضعیت قهرمان داستان این سریال یعنی سرگرد امیرعلی طلوعی (با بازی شهرام حقیقت دوست) آشنا شده است. نشانه‌هایی از بدمنِ قصه نیز در پایان قسمت دوم داده شد تا حداقل مخاطب دیگر به دنبال کشف قاتل نباشد و مسئله انتخاب سوژه‌های قتل و انگیزه قاتل به عنوان موضوع اصلی مورد توجه قرار بگیرد.

اما موضوعی که در همین دو قسمت ابتدایی برجسته است به وضعیت سرگرد داستان برمی‌گردد. در سریال‌های پلیسی معمولاً با کارآگاهی طرفیم که درگیر یک پرونده جنایی بزرگ است و خود او نیز در زندگی شخصی‌اش با بحرانی دست و پنجه نرم می‌کند. در این میان یک دستیار هم در کنار خود دارد که قرار است با بامزه‌بازی و کارهایی شبیه به آن، کمی وضعیت سریال را از حالت تخت خارج کند. این تصویر برای مخاطب آشناست و در سال‌های اخیر در بسیاری از سریال‌های خانگی شاهد آن بودیم و در تمام آنها با یک «سرگرد» مواجه هستیم که چنین شرایطی دارد.

طبیعتاً هر ژانری از فیلم یا سریال‌ اقتضائات خاص خود را دارد و برخی مسائل که در اینجا راجع به آن صحبت می‌کنیم ممکن است جزو مقتضیات این ژانر باشد. به بهانه انتشار «برتا، داستان یک اسلحه» مروری داریم بر سریال‌های خانگی که مامور پلیس در ویژگی‌هایی که به آن‌ها اشاره شد، مشترک بوده‌اند. فهرست این آثار را بر اساس حروف الفبا تنظیم کردیم و با هم مروری داریم بر سرگردهایی که با وضعیت‌هایی شبیه به هم به جنگ قاتلان، می‌روند. همچنین سریال «بلیط یک‌طرفه» هم دارای یک پلیس مخفی با بازی حامد کمیلی بود که برای انتقام خون برادر و نیز برملا کردن عملیات یک باند خلافکار جهانی راهی ترکیه می‌شود. پلیس این سریالِ شکست‌خورده، زخمی از روزگار بود.

 

ازازیل/ حسن فتحی/ ۱۴۰۳

کارآگاه: سرگرد بهروز شریفی (پیمان معادی)
دستیار: ستوان حمید اسکویی (پاشا جمالی)
ماجرای پرونده: سرگرد شریفی درگیر پرونده مفقودی چند دختر جوان بود که با قتل یکی از آن‌ها در قسمت ابتدایی پای او به پرونده ازازیل باز شد.
مشکل شخصی: پدر و مادر پیر سرگرد شرایط خوبی ندارند و مادرش به دلیل گرفتاری در دام «ازازیل» دست به کارهای عجیب و غریبی می‌زند، او حتی برای قتل همسرش هم اقدام کرد.
عملکرد: سریال «ازازیل» به طور خاص در زیرمجموعه ژانر پلیسی قرار نمی‌گیرد، سریالی که بیشتر اثری در ژانر وحشت تعریف شد و یکی از شخصیت‌های مرکزی آن سرگرد پلیس بود. فصل اول این سریال اگرچه جزو آثار نه چندان موفق شبکه نمایش خانگی بود اما چند ویژگی مثبت داشت؛ مثل بازی‌های خوب برخی از بازیگرانش مثل پیمان معادی، بابک حمیدیان و البته محمد بحرانی که بده بستان او و معادی به عنوان نمایندگان دو طیف خیر و شر داستان از سکانس‌های جذاب سریال بود. دستیار سرگرد شریفی یعنی ستوان اسکویی هم برای ایجاد توازن در درام داستان در سریال حضور داشت، کسی که در همان قسمت نخست به عنوان نیروی تحت امر جدید به سرگرد شریفی معرفی می‌شود و برای حل پرونده در کنار اوست. این دستیار رفتار و گفتاری خنده‌آور هم داشت.

 

بازنده/ امین حسین‌پور/ ۱۴۰۳

کارآگاه: سرگرد حامد کیانی (علیرضا کمالی)
دستیار: پارسا امیری (محمد علیمحمدی) پسردایی زنِ سابق کیانی
ماجرای پرونده: سرگرد کیانی بعد از حل کردن یک پرونده قتل، که به نظر یکی از پرونده‌های مهم روز بوده است و در اخبار هم راجع به آن صحبت می‌شود، با پرونده گروگانگیری مواجه می‌شود؛ پرونده‌ای پر از پیچیدگی که در آن نوه یک فرد متمول و با نفوذ، گروگان گرفته شده است و او باید تلاش کند این بچه خردسال را سالم و سلامت پیدا کند.
مشکل شخصی: سرگرد کیانی با یک ترومای جدی مواجه بود. او در یک سانحه رانندگی فرزند خود را از دست داد و همسرش هم به دلیل اختلافاتی که با او داشت و نیز به دلیل کشته شدن فرزندش از سرگرد جدا شد. از همان قسمت نخست، قهرمان قصه درگیر ماجرای جدایی از همسر و مرگ فرزندش است و دائماً هم باید وکیل همسرش را برای پرداخت اقساط مهریه دست به سر کند!
عملکرد: سریال «بازنده» از آن دست آثار پلیسی است که تا قسمت‌های پایانی ردپای ضدقهرمان اصلی مخفی است و در هر قسمت یک شخص به عنوان مظنون معرفی می‌شود. در آخر هم سرگرد کیانی در این پرونده شکست می‌خورد و مغز متفکر پشت تمام دسیسه‌های این سریال با یک لبخند فاتحانه از کشور خارج می‌شود. علیرضا کمالی حضور خوب در این نقش داشت. پارسا امیری دستیار سرگرد کیانی در این سریال که پسردایی زن سابق مافوق خود محسوب می‌شود، در قسمت‌های پایانی با کیانی اختلاف پیدا کرد و در طی یک عملیات کشته شد. او شخصیتی سر به هوا بود که با متهمان برخوردهایی تند داشت و همین گاه فضای خشن سریال را تلطیف می‌کرد.

 

برتا؛ داستان یک اسلحه/ امیرحسین ترابی/ ۱۴۰۴

کارآگاه: سرگرد یونس امجد (شهرام حقیقت دوست)
دستیار: محسن مولا (عرفان ناصری)
ماجرای پرونده: پرونده اصلی این سریال درخصوص یک قاتل سریالی است که کاملاً هدفمند و هر بار با یک اسلحه بِرِتا قدیمی سازمانی، دست به قتل می‌زند و به جز فردی که برای قتل او برنامه‌ریزی کرده است، خانواده طرف را نیز به قتل می‌رساند.
مشکل شخصی: سرگرد امجد هم مثل همه افراد این فهرست مشکلات خاص خود را دارد. او همسرش را سال‌ها پیش در سانحه تصادف از دست داده و پسرش را به تنهایی بزرگ کرده اما غم درگذشت همسرش را هنوز هضم نکرده، روح او را دائما در خانه و سر صحنه جنایت همراه خود می‌بیند و ارتباط خوبی هم با پسرش ندارد که احتمالاً این مسئله در قسمت‌های بعدی به پاشنه آشیل او تبدیل می‌شود.
عملکرد: در دو قسمت ابتدایی موضوعی که به خوبی جلب توجه کرده، سنگینی وزنه سرگرد امجد در سریال است و مخاطب به او را به عنوان قهرمان قصه پذیرفته است. بازی حقیقت‌دوست هم در قامت پلیس زخم‌خورده در داستان جا افتاده است. از طرف دیگر در انتهای قسمت دوم امیرعلی نداف (با بازی مهدی حسینی‌نیا) که یک مامور قدیمی است به عنوان مظنون اصلی پرونده‌های قتل معرفی می‌شود و ما احتمالا در ادامه باید شاهد دوئل این دو شخصیت باشیم. دستیار سرگرد هم در دسته سروان‌هایی قرار می‌گیرد که در همان قسمت ابتدایی به تیم قهرمان قصه اضافه می‌شود و احتمالا در ادامه نقش پررنگ تری خواهد داشت. عرفان ناصری که در سریال‌ «زخم کاری» و فیلم «علفزار» با چهره او آشنا شدیم، حالا اینجا دستیار شوخ و شنگ سرگرد امجد است و باید ببینیم که او با چالش‌های این پرونده چطور رفتار می‌کند.

 

پوست شیر/ جمشید محمودی/ ۱۴۰۱

کارآگاه: سرگرد محب مشکات (شهاب حسینی)
دستیار: سروان رسول فولادوند (بهزاد خلج) و ستوان یاراحمدی (سعید دشتی)
ماجرای پرونده: داستان پرونده این سریال ابتدا درخصوص قتل است. پلیس پس از پیدا کردن جنازه‌ سوخته دختر قهرمان قصه (نعیم با بازی هادی حجازی‌فر) با تست DNA، او را به عنوان مقتول معرفی می‌کند که پس از چندین قسمت مشخص می‌شود آن دختر زنده است و پرونده به آدم‌ربایی با انگیزه شخصی تغییر می‌یابد.
مشکل شخصی: سرگرد مشکات یکی از پلیس‌های کارکشته است که در جریان یک پرونده جنایی، دختربچه‌اش به قتل می‌رسد. این مسئله زندگی او را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد و برای کاهش دادن درد خود، به کارش برمی‌گردد و با نعیم همراه می‌شود تا مغز متفکر این جنایت را دستگیر کند.
عملکرد: سرگرد مشکات از آن پلیس‌های دوست داشتنی است، پلیس باهوشی که به جزئیات توجه می‌کند، در صحنه‌های اکشن و تیراندازی عملکرد خوبی دارد و حتی در جایی از قصه به نعیم اجازه می‌دهد که برخلاف روند قانونی به حرکتش ادامه دهد تا مجرمان را قصاص کند، البته که در فصل سوم مشخص می‌شود این ماجرا یک طرح هوشمندانه از جانب مشکات برای دستگیری مجرم اصلی بوده. شهاب حسینی نقش یک پلیس خسته و تنها را ملموس به تصویر کشید.سرگرد مشکات در این سریال چند دستیار دارد اما سروان فولادوند (با بازی بهزاد خلج) پرکارترین دستیار  اوست که در بسیاری از ماموریت‌ها به عنوان نفر اصلی پیش قدم می‌شود و افراد مختلف را دستگیر می‌کند و حتی اولین کسی است که پس از دستگیری منصور (مجتبی پیرزاده) قاتل اصلی سریال از او بازجویی می‌کند. در چند قسمت هم که به ظاهر مشکات تعلیق شده، فولادوند مسئول به سرانجام رساندن پرونده می‌شود. ستوان یاراحمدی هم از دیگر دستیارهای مشکات است که از ابتدا تا انتها در سریال حضور پررنگی دارد.

 

خون‌سرد/ امیرحسین ترابی/ ۱۴۰۱

کارآگاه: سرگرد امیرعلی طلوعی (شهرام حقیقت دوست)
دستیار: غیاثی (مهدی محرابی) نویدی (مرتضی تقی‌زاده)
ماجرای پرونده: سرگرد طلوعی در یکی دو قسمت ابتدایی درگیر پرونده آدم‌ربایی و بردن دختران ایرانی به خارج از کشور است، اما پس از کشته شدن مظنون این پرونده و پیدا شدن چندین جنازه مشابه آن، پرونده یک قاتل سریالی که قربانیانش را با یک شیوه می‌کشت روی میز او قرار می‌گیرد.
مشکل شخصی: سرگرد طلوعی جزو معدود افراد این فهرست است که از ابتدا با یک تروما یا مشکل خاص مواجه نیست؛ بلکه بزرگترین مشکل او زمانی به وجود می‌آید که متوجه می‌شود همکار و بهترین دوستش که با او و خواهرش رابطه نزدیکی دارد، در حقیقت همان قاتل زنجیره‌ای است.
عملکرد: شهرام حقیقت دوست در این سریال هم عملکرد قابل دفاعی داشت و بازی او یکی از نقاط قوت «خون سرد» بود. او در این سریال دستیارهای مختلفی دارد. نفر اول آنها غیاثی است که مشابه او را در بسیاری از آثار نمایشی دیگر دیده‌ایم و دستیار دیگرش نویدی، جوانی است که در همان قسمت اول به گروه سرگرد طلوعی اضافه می‌شود، او هکری بوده که پس از انجام چند کار غیرقانونی دستگیر می‌شود و حالا به جمع نیروهای پلیس برای حل کردن پرونده‌های جنایی اضافه شده است.

 

گردن‌زنی/ سامان سالور/ ۱۴۰۳

کارآگاه: سروان امیر شمس (امین شعرباف)
دستیار: رضا احمدی (سعید زارعی)
ماجرای پرونده: این پرونده جنایی با قتل عروس و داماد دقیقا در شب عروسی‌شان باز می‌شود. دختر و پسر جوانی که خانواده‌های متمولی داشتند و به شکل فجیعی در شب عروسی به قتل می‌رسند.
مشکل شخصی: موضوعی که پرونده این قتل را برای سروان شمس به نسبت دیگر پرونده‌ها جدی کرده، علاقه او به شخصیت مقتول (باران با بازی الیکا ناصری) است. در حقیقت پلیس داستان با دو مقتول پرونده درگیر یک مثلث عشقی بود!
عملکرد: امین شعرباف که پیش از این او را به واسطه بازی در سریال «قورباغه» دیده بودیم، در اینجا یکی از نقش‌های مهم سریال را ایفا می‌کرد، او که تنها پلیس بدون درجه سرگردی در این گزارش است، دوست خانوادگی مقتولین بود که با عروس قصه نیز رابطه‌ای احساسی و البته شکست خورده داشت.در عین حال مونا (سمیرا حسن پور) یکی دیگر از شخصیت‌های داستان دلباخته او بود. در حقیقت پلیس در این فیلم در پیچ و خم حواشی خانواده‌های اصلی قصه گم شده بود و ماجرا بیشتر از اینکه حول شخصیت پلیس باشد، متمرکز بر رفتار خانواده‌های متین و دادگر بود. البته این پلیس هم مثل اکثر کارآگاه‌های نمایشی  دستیارهایی داشت که رضا به عنوان دستیار اول او وظیفه داشت فضای خشک و جدی سروان شمس را تلطیف کند.

 

مرداب/ برزو نیک‌نژاد/ ۱۴۰۲

کارآگاه: سرگرد صدرا فتحی (حامد کمیلی)
ماجرای پرونده: در اینجا سرگرد فتحی به عنوان عامل نفوذی به یک پرونده عریض و طویل ورود می‌کند؛ پرونده‌ای که جرایم مختلفی در آن وجود دارد، از قتل گرفته تا آدم ربایی و سرقت اشیا عتیقه و درگیری مسلحانه و موارد دیگر.
مشکل شخصی: فتحی نیز در این میان مشکلات شخصی متعددی داشت. او از همسرش جدا شده بود و از همان قسمت نخست سریال می‌بینیم که درباره حضانت بچه و حق دیدار با او با همسرش درگیر است. در ادامه سریال هم که فرزندش قربانی عملیات سرگرد می‌شود و او را گروگان می‌گیرند.
عملکرد: برخلاف اکثر آثار این فهرست در «مرداب» ما پلیسی را می‌بینیم که در ابتدا تصور می‌شود خودش هم مامور خوبی نیست و قصد دارد با اخاذی از دزدها، برای سر خودش کلاهی ببافد. این خط داستانی ادامه دارد تا جایی که مشخص می‌شود تمام چیزهایی که از فتحی دیدیم، نقشه‌ای بوده که او با هماهنگی فرماندهان خود کشیده و تصمیم گرفته به عنوان یک نفوذی وارد دار و دسته خلافکارها شود تا به سرمنشا اصلی پرونده دسترسی پیدا کند. حامد کمیلی حضوری موفق در سریال به ثبت رساند.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *