پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

واکنش‌ها به انتشار قطعه تازه و دل‌نوشته آقای خاص موسیقی ایران

باشرف مثل محسن چاوشی/ شوری که با «حسبی‌الله» به پا شد
201
محسن چاوشی با انتشار قطعه «حسبی الله» و دل‌نوشته صریحی که همراه با آن منتشر شد، باردیگر در کانون تحسین و توجه فعالان رسانه و هنرمندان قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار رها، شب گذشته و اندکی پس از انتشار تک‌آهنگ «حسبی‌الله» توسط محسن چاوشی، این خواننده با انبوه پیام‌های مثبت و تشکرآمیز مواجه شد و بسیاری از کاربران به همراه فعالان رسانه و نیز اهالی سینما-تلویزیون اقدامش را ستودند.

برای نمونه محمد علیزاده‌فرد، کارگردان سینما که با فیلم «حاشیه» در جشنواره فیلم فجر حضور داشت در واکنش به این قطعه، نوشت: «بعضی‌ها مثل محسن چاوشی چقدر باعث غبطه خوردن ما میشن، دم شما گرم، مرد بزنگاه‌ها.»

محمدجواد موحد، تهیه‌کننده سینما هم که این روزها فیلم «تاکسیدرمی» را آماده اکران عمومی دارد، این‌طور به ترانه محسن چاوشی واکنش نشان داد: «شرف خریدنی نیست، باید توی خونت باشه، مثل محسن چاوشی».

مژده لواسانی، مجری شناخته‌شده تلویزیون هم، یادآور شد: «هنرمندان سکوت کرده‌اند؟ باکی نیست، همین یک حنجره برای فریاد نام «ایران» کافیست.»

تعداد زیادی از هنرمندان و فعالان رسانه هم با بازنشر این قطعه در شبکه‌های اجتماعی در انتشار گسترده‌تر آن همراه شدند.

اما آنچه بیش از قطعه «حسبی‌الله» واکنش‌ها تحسین‌برانگیز را ضریب داد، انتشار دل‌نوشته‌ای از محسن چاوشی همراه با آن بود.

چاوشی درباره آهنگ جدیدش نوشت: از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر می‌کنم و رصد می‌کنم تا نکته‌ای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم! و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم» «وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر می‌کرد و از پشت تیر به سرش خورده بود. وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرص‌هایش را به موقع نمی‌رساند… و این «وسط» خیلی جای بزرگی است و خیلی‌ها در آن جا می‌شوند. اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمی‌تواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!

او در ادامه تأکید کرد: در این دو ماه قلبم سوخت برای کشته‌شدگان… اما دست خودم نبود! من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم می‌سوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت… در خانه‌ی من نه صدا وسیما یک‌ریز جمهوری اسلامی را تبیین می‌کند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند. در خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثه‌ای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است. در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشته‌اند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار می‌کردند؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینه‌ی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب…

چاوشی معتقد است: ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است. به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم ده‌ها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سال‌ها و شبانه روز محتوا تولید می‌کردند که «سوییس کشور خوبی نیست» اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند…آری همین رسانه کاری با کشور سامورایی‌های متعصب کرد که در خیابان‌ها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بی‌آنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آورده‌اند…

به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمی‌توانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند! دیدم نمی‌توانم کنار سلبریتی‌هایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا می‌گویند و تهدید به قرآن‌سوزی می‌کنند و بدون اینکه خنده‌شان بگیرد، بشارت آزادی می‌دهند! دیدم حتی نمی‌توانم از اهالی جزیره‌ی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بی‌گناه وطنم کاری نداشته باشند!! تا اینکه جنگ شروع شد و کمک‌ها رسیدند، همچنان که قبل از ما کمک‌ها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده‌ بودند.

دیدم جنگ است و فقط می‌توانم بخوانم! که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانه‌ای به کشورم یورش می‌برد همین کار را می‌کردم…برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع می‌کنند خواندم…

«حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است… اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند! و آن عده! آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست!

این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم: اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان… من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرم. وسط مدرسه میناب. وسط خانه‌هایی که سفره‌‌هایشان کوچک شد وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته… وسط خیابان‌های شهرم…

محسن چاوشی/ اسفند ۱۴۰۴


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *