به گزارش خبرنگار رها، سعید پیردوست مسیر ورود به هنر را باشهرت یا کلاسهای بازیگری آغاز نکرد. داستان او با یک رفاقت قدیمی و واقعی شکل گرفت: پیردوست از دوران نوجوانی دوست نزدیک مسعود کیمیایی بود. این رفاقت، دریچهای به دنیای سینما برای او باز کرد. سالها پیش از آنکه جلوی دوربین قرار بگیرد، پیردوست در پشتصحنه فیلمهای کیمیایی حضور داشت؛ فضا را لمس میکرد، رفتار بازیگران و کارگردان را میدید و سکوتها و لحظههای تصمیمگیری را میآموخت. بهتدریج با زبان سینما آشنا شد و وقتی برای اولینبار جلوی دوربین رفت، بازیاش بوی تجربه میداد، نه نمایش.
نخستین حضور او در فیلم «گوزنها» (۱۳۵۳) بود؛ نقشی کوتاه اما مؤثر. پس از آن، کیمیایی او را در اغلب آثارش به کار گرفت: «خاک» (۱۳۵۳)، «سفر سنگ» (۱۳۵۶)، «سرب» (۱۳۶۷)، «دندان مار» (۱۳۶۸)، «حکم» (۱۳۸۳) و «قاتل اهلی» (۱۳۹۵). حضور پیردوست در این آثار نه پرحرف بود و نه خودنمایی اما هر صحنهای که بود، وزن و عمق داشت.
پیش از آنکه بازیگر شود، سینما را زندگی کرد. سالها پشتصحنه بودن، برای پیردوست کلاس درس بود. او یاد گرفت بازیگری صرفاً گفتن دیالوگ نیست؛ بلکه ایستادن درست، نگاه درست و سکوت درست است. همین شناخت، بازیهایش را ماندگار کرد؛ حتی نقشهای کوتاه هم اثرگذار و بهیادماندنی بودند.
پیردوست در جهان سینمایی کیمیایی، چهرهای از مردان کمحرف اما پر اثر بود. نگاههایش اغلب بیشتر از دیالوگهایش حرف میزد و سکوتهایش بخشی از روایت بودند. این سبک بازیگری باعث شد او در حافظه سینمای ایران نماد حضور تأثیرگذار و باوقار باقی بماند.
از قابهای تلخ سینما تا خندههای خانههای مردم
ورود او به تلویزیون، چهرهای دیگر از پیردوست را آشکار کرد: پیرمردی صمیمی و آشنا که مردم حس میکردند سالهاست او را میشناسند. همکاری با مهران مدیری در مجموعههایی مانند «پاورچین» (۱۳۸۱)، «نقطهچین» (۱۳۸۲)، «شبهای برره» (۱۳۸۴)، «باغ مظفر» (۱۳۸۵) و «قهوه تلخ» (۱۳۸۹) باعث شد پیردوست نه فقط بازیگر، بلکه بخشی از خاطره جمعی مردم شود.
مردی که مردم را جدی میگرفت
پیردوست هیچگاه خود را ستارهای دور از دسترس نمیدانست. او مردم را تنها تماشاگر نمیدید؛ آنها را همسفران راهش میدانست. صدا زدنش با نام نقشها در خیابان، مهربانی ساده و انرژی مردم، بزرگترین جایزه زندگی هنریاش بود. به همین دلیل، واکنشها نسبت به او همواره همراه با احترام و محبت بودند.
کمکاری؛ نشانه فراموشی یک نسل
کمشدن حضور پیردوست در سالهای اخیر، فقط کمکاری یک بازیگر نبود؛ هشدار فراموششدن نسلی بود که ستونهای تلویزیون و سینمای مردمی ایران را ساخته بود. نسلی که آرام کار کرد، آرام ماند و آرام رفت.
آرام آمد، آرام ماند، آرام رفت
سعید پیردوست با رفاقت وارد سینما شد، باصداقت در آن ماند و با خاطره از آن رفت. حضورش آرام بود؛ اما غیبتش احساس میشود. قابهای قدیمی دوباره پخش خواهند شد، دیالوگها دوباره شنیده میشوند و لبخندها دوباره تکرار میشوند، اما یک دلتنگی آرام همیشه کنار این خاطرهها خواهد ماند.
گزیدهای از مهمترین آثار سعید پیردوست
سینما:
گوزنها – ۱۳۵۳
خاک – ۱۳۵۳
سفر سنگ – ۱۳۵۶
سرب – ۱۳۶۷
دندان مار – ۱۳۶۸
ضیافت – ۱۳۷۴
حکم – ۱۳۸۳
رئیس – ۱۳۸۵
محاکمه در خیابان – ۱۳۸۷
جرم – ۱۳۸۹
قاتل اهلی – ۱۳۹۵
تلویزیون:
پاورچین – ۱۳۸۱
نقطهچین – ۱۳۸۲
شبهای برره – ۱۳۸۴
باغ مظفر – ۱۳۸۵
قهوه تلخ – ۱۳۸۹
در حاشیه – ۱۳۹۳
پلاک ۱۳ – ۱۴۰۰