محمد صابری، رها؛ صراحت در پاسخگویی در عین دوری از جنجال را میتوان یکی از ویژگیهای بارز بهروز شعیبی دانست. بازیگر و فیلمساز خوشسابقهای که حالا ردای مدیرعاملی انجمن سینمای جوانان ایران را بر تن کرده و به تازگی اولین تجربه دبیری خود در جشنواره فیلمکوتاه تهران را هم پشت سر گذاشته است.
درست یک روز بعد از برگزاری آیین اختتامیه جشنواره چهلودوم فرصت گفتوگو با دبیر این رویداد را بهدست آوردیم و بهروز شعیبی تلاش کرد پاسخگوی همه سوالات ما درباره متن و حاشیه حضورش در انجمن و دبیری جشنواره تهران باشد و کمتر سراغ محافظهکاریهای مرسوم مدیران سینمایی رفت.
آنچه در ادامه میخوانید، قسمت ابتدایی گفتوگوی رها با بهروز شعیبی است؛
* خاطرم هست که شما با انگیزه بسیار بالایی وارد انجمن سینمای جوانان ایران شدید و ایدهآلهایی هم در ذهنتان برای تعامل با فیلمسازان سینمای کوتاه داشتید. امروز و با گذشت چند ماه و عبور از مرحله مهم برگزاری جشنواره تهران، چه نسبتی با آن ایدهآلها دارید؛ انگیزههایتان کمرنگتر شده یا پررنگتر؟
واقعیت این است که آن انگیزه هیچ تفاوتی نکرده است. با توجه به تجربههایی که در فیلمسازی داشتهام، همواره نگاه پروژهای به کارها دارم و طبیعتا برای پروژههای طولانیمدت، مهمترین نکته تقسیم انرژی برای ادامه دادن است. تنها کاری که تا به امروز کردهایم این بوده که فعالیتمان در انجمن تبدیل به یک کار روزمره و معمولی برایمان نشود. کمااینکه خیلی از مواردی که احساس میکردیم برطرف شدنشان اتصال مستقیم با منابع مالی دارد را برای خودمان اولویتبندی کردیم. برای همین هرچند همه آنچه خواسته اولیهمان بوده برآورده نشده اما فکر میکنم کارهایی که در اولویت قرار داده بودیم، برخی به خوبی به سرانجام رسیده و برخی دیگر هم در دست اقدام است. به این نکته هم توجه داشته باشید که جریان کاری ما در انجمن بعد از اتفاقاتی همچون جنگ ۱۲ روزه، متفاوت شد و مجبور شدیم در واکنش به این اتفاقات برخی رویکردها را تغییر هم بدهیم.
* صریحتر بخواهم بپرسم؛ جایی بوده که به رغم بلندپروازیها و ایدهآلهایی که داشتهاید، با دیوار واقعیت برخورد کنید؟
بله. اصولا منابع مالی در طراحی پروژهها، بسیار حائز اهمیت هستند. ما خودمان تصور میکردیم که برخی اتفاقات تا به امروز باید محقق میشد. بهطور خاص یکی از مباحث چند سالهای که در انجمن مطرح است و شما هم اطلاع دارید، بحث تأمین تجهیزات در دفاتر استانی است. دفاتر همواره این توقع بهحق را داشتهاند که تجهیزات دراختیارشان قرار بگیرد تا مأموریتهای آموزشی خود را جدیتر دنبال کنند اما این مورد یکی از همان مصادیقی است که شما در سوالتان اشاره کردید. من امروز به این نتیجه رسیدهام که تأمین این تجهیزات برای دفاتر امکان تحقق ندارد، مگر اینکه مسئولان استان همچون استانداری، شهرداری، فرمانداری و حتی صنایعی که امکان ورود به بحث مسئولیت اجتماعی را دارند، به این امر کمک کنند. چند نمونه هم در این اواخر داشتیم که یکی دو استان خودشان بودجهای را برای تأمین تجهیزات دفاتر اختصاص دادند. همیشه نوک پیکان در این مورد به سمت انجمن بوده اما فکر میکنم باید به سمت منابع استانی باشد.
* فارغ از ماجرای بودجه، در زمینه ارتباط با بدنه فیلمسازان سینمای کوتاه که در آغاز مسئولیت، تأکید زیادی هم روی آن داشتید، چه فرآیندی طی شده و چقدر نگاهتان به خانواده سینمای کوتاه تغییر کرده است؛ بهخصوص که ویژگی فیلمسازان سینمای کوتاه، در کنار استعداد، مطالبهگری و صراحت در طرح توقعات است.
اتفاقا نگاه خیلی مثبت شده است. چون از بیرون احساس میکنم درباره این مطالبه و توقع، قضاوتهایی وجود دارد اما وقتی به این بچهها نزدیک میشوید متوجه میشوید که خیلی از مطالباتشان را بهحق مطرح و پیگیری میکنند. برمبنای تجربه خودم، در جریان این مطالبهگری، در عین اینکه بهواسطه شور جوانی، گاهی احساس بر منطق غلبه میکند، اما اصل مطالبات بهحق و درست است. تا به امروز هم بیشتر با فیلمسازان کوتاه همذاتپنداری داشتهام و همراه بودهام. مگر کسانی که دغدغهشان فیلمسازی نیست و از این فضاسازیها برای پیشبرد منافع شخصی سواستفاده میکنند. اما آنهایی که دغدغه فیلمسازی و سینما دارند را حتما حرفشان را میپذیرم…
* حتی اگر معترض باشند و نسبت به کلیت انجمن نگاه اپوزیسیونی داشته باشند؟
بله اما تا جایی که دغدغهشان، واقعا «سینما» باشد نه مسائل شخصیای که نه کمکی به سینما میکند، نه کمکی به خود این افراد؛ اینها غالبا اتفاقاتی مقطعی و گذرا است اما آنچه برای فیلمسازان دغدغهمند کاملا طبیعی است، نگرانی برای آثارشان است و ما هم باید با احترام درباره آثار و دغدغههای آنها صحبت کنیم. امروز، نسبت به قبل، خیلی بیشتر فیلمسازان سینمای کوتاه را دوست دارم.

* این نگاه، محصول یک ارتباط مستمر با فیلمسازان است و آیا برنامه مدونی برای دیدار و گفتوگو با آنها در این مدت داشتهاید؟
برنامه مشخصی که نبوده اما مقاطعی مانند برگزاری جشنوارهها، به این ارتباط کمک کرده و باعث شده خیلی به یکدیگر نزدیک شویم. انجمن مأموریتهای مختلفی دارد که محدود به تولید و آموزش نمیشود و بخشی از پیگیریهای اجرایی بهخصوص در ارتباط با دفاتر استانی هم نیاز به زمان دارد.
* بخشی از بدنه سینمای کوتاه که نسبت به انجمن موضعی اعتراضی دارند و انصاف این است که بپذیریم دغدغهشان هم سینما و فیلمسازی است و نه مسائل شخصی، صنف فیلمکوتاه است. امسال هم متأسفانه شاهد برقرار آشتی دوباره میان انجمن و این صنف نبودیم و جایشان در جشنواره تهران هم خالی بود. با توجه به اینکه اشاره کردید موضعتان همذاتپنداری است و به معترضین هم حق میدهید، آیا این موضع تأثیری بر ارتباط با ایسفا و رفع سوءتفاهمها داشته است؟
حق دادنی که به آن اشاره کردم، مربوط به مقام «فیلمساز» است، اما مسائل صنفی، مسائل پیچیدهتری است. بالاخره یک صنف با درخواستهای متعدد و پرشمار اعضای خود مواجه است و یکی از صنوفی که این پیچیدگی درون آن بیشتر هم هست، صنف فیلمکوتاه است. در این مدت، تا جایی که لازم بود و ارتباطاتمان میطلبید، با دوستان صنف در ارتباط بودیم و حتی از آنها دعوت کردیم که اگر تمایل دارند، نشان ایسفا را به جشنواره برگردانند…
* یعنی هیأت مدیره ایسفا این دعوت را رد کرد؟
واقعیت این است که چیزی اعلام نکردند. در ابتدا با دوستی و مهربانی گفتند که این پیشنهاد را بررسی میکنیم اما وقتی بعد از آن هیچ نتیجهای را اعلام نکردند، احساس ما این است که در اولویتشان نبوده است. فکر میکنم گذر زمان برای برخی چالشها بهترین راهکار است. در عین اینکه واقعا اطلاعی از جزییات اولویتها و دغدغههای صنف فیلمکوتاه ندارم. ترجیحم این است که به دنبال نقاط مشترک بگردیم تا مسائلی که ما را از هم دور میکند. نمیدانم مسئله دوستان با انجمن چیست اما از هر همکاریای استقبال میکنم.
* یکی از پدیدههای این روزهای سینمای ایران که قابل کتمان هم نیست، پدیده سینمای زیرزمینی است و به خوبی میدانیم که بخشی از این جریان ریشه در تولیدات معترض و جسورانه در سینمای کوتاه هم دارد. انجمن بهعنوان نهاد بالادستی و حمایتگر در سینمای کوتاه، چه نگاهی نسبت به این جریان دارد و آیا امکان دارد که زمانی نمایندگان این جریان سهمی از جشنواره فیلمکوتاه هم داشته باشند؟
به هر حال هر جشنواره و مجموعهای قواعد و قوانین دارد و در اجرای این قوانین شاید رویکردها متفاوت باشد. من از تجربه دورههای قبل جشنواره تهران اطلاعی ندارم اما اگر بخواهم صادقانه بگویم، در این دوره با هیچ اثر نامتعارفی مواجه نبودیم که ندانیم با آن چه باید بکنیم. تنها اصلی که خودمان برای خودمان تعیین کردیم این بود که فیلمهای سطحی و فاقد درجه کیفی از نظر نگاه فرهنگی، در اولویت قرار نگیرند.
* میشود نتیجه گرفت که این جریان در حال حاضر جشنواره «تهران» را به رسمیت نمیشناسد و آثارش را به آن ارسال نمیکند؟
به جای «به رسمیت نشناختن» به نظرم هر فیلمسازی یک تقسیمبندی اولیه در ذهن خودش دارد و وقتی میخواهد اثری را تولید کند، از همان ابتدا میداند آن را با چه رویکردی میسازد و به چه جشنوارهای هم میخواهد آن را ارسال کند. در جشنوارهای که ما برگزار کردیم، فیلمهای باکیفیتی با نگاههای مختلف داشتیم اما در میانشان اثری نبود که ندانیم در مواجهه با آن چه باید بکنیم.

* در نشست خبری، با همین قطعیت درباره مسئله حجاب در فیلمهای کوتاه هم تأکید کردید که با هیچ مشکلی مواجه نبودید. احتمالا در جریان هستید که یکی از فیلمهای حاضر در جشنواره بهواسطه برداشتن روسری کاراکتر اصلی در یکی از پلانها، مورد انتقاد برخی رسانهها قرار گرفت. قطعا اینگونه نیست که این پلان از دستتان در رفته باشد! آیا در مواجهه با این مصادیق حساسیتهایتان را مدیریت کردید یا شاهد یک تغییر رویکرد هستیم؟
معتقدم رویکرد فیلمساز و نوع طراحیاش در نمایش یک پلان بسیار مهم است. در نشست خبری هم تأکید کردم که هیچ پیشفرضی را برای ممنوعیت در ذهن ندارم و بهعنوان فیلمساز معتقدم هیچ مضمونی بهصورت پیشفرض نمیتواند برای یک اثر امتیاز و یا اشکال باشد. اثر نهایی و کیفیت اجراست که به ما میگوید چقدر باید نسبت به یک مسئله حساس باشیم. بعضا فیلمها و سریالهایی پخش میشود که قالب کلیشان حساسیتبرانگیز نیست اما برخی پلانها به سطحیترین شکل در آنها اجرا میشود و خود ما هم وقتی در جمع خانواده آن را میبینیم، معذب میشویم! وقتی میبینم فیلمسازی با یک مقوله با احترام برخورد کرده و خودش ملاحظات را درک میکند، قطعا باید حساسیتها را از روی کارش برداشت. فارغ از هر ایدهای که پشت این پلان بوده، معتقدم طراحی و اجرای محترمانهای دارد. خود اثر به ما میگوید که چقدر باید نسبت به آن حساس باشیم.
* یعنی برداشت شما در مقام دبیر جشنواره این نبود که چنین پلانی قرار است ترویج بیحجابی و یا تأکید بر یک هنجارشکنی باشد…
اصلا و ابدا. اگر فیلم را دیده باشید حتما تأیید میکنید.
* خاطرم هست زمانی که ابراهیم حاتمیکیا «ارتفاع پست» را ساخته بود، فردی نسبت به تماس بین بازیگر زن و مرد در صحنهای که پسران میخواهند مادرشان با بازی گوهر خیراندیش را آرام کنند، ایراد گرفته بود و دقیقا پاسخ حاتمیکیا همین بود که واقعا دوست دارم بدانم چند درصد مخاطبان در مواجهه با این صحنه، ذهنشان درگیر تماس بدنی میشود!؟
دقیقا همین است و مثال خوبی هم زدید. آقای حاتمیکیا در فیلم «از کرخه تا راین» هم سکانس معروفی از دیدار خواهر و برادر را با جزییات بازسازی کرد، اما آیا حساسیتبرانگیز شد؟ خیر. چون نوع رفتار فیلمساز با موضوع محترمانه است و اجرای صحنه کاملا در خدمت قصه است. اگر میخواهیم جایی دقت و نظارتی داشته باشیم، حتما باید با آگاهی و اشراف باشد نه برپای یک سری کلیدواژه از پیش فرض شده.
* یکی از نکات قابلتوجه در ترکیب فیلمهای امسال جشنواره این بود که سوژههای سیاسی و حتی مرتبط با التهابات سالهای اخیر، اصلا کم نبود؛ از «شاهنامه» و «دختر قاصدکها» گرفته تا «تایپیست» و «سرود کلنل». آثاری که به راحتی میتوان در دسته «سینمای سیاسی» آنها را قرار داد اما آثار ملتهب و حاشیهسازی نبودند. گویی شاهد شکلگیری یک هوشمندی در سینمای کوتاه برای پرداختن به مضامین سیاسی هستیم که باید از آن استقبال کرد. چقدر از این رویکرد حمایت میکنید و چقدر میتوانیم امید داشته باشیم که در آینده بیشتر شاهد این دست آثار در سینمای کوتاه خواهیم بود؟
قطعا با نگاه شما موافقم. فیلمسازان کوتاه به یک آگاهی درباره چگونگی روایت قصههای خود رسیدهاند که در عین انتقال مضامینی که مدنظر دارند، اثرشان در سطح باقی نماند و دچار التهابات کاذب نشود. اگر در سینمای بلند شاهدیم که حرکت به سمت مضامین سیاسی، خیلی زود دچار شعارزدگی میشود، در سینمای کوتاه شاهد یک پختگی در این زمینه هستیم. دغدغهها در آثار جشنواره تهران بسیار متنوع بود و ما هم سعی کردیم که این تنوع حفظ شود. از جنگ ۱۲ روزه و دفاع مقدس تا موضوعات اجتماعی روز را در این دوره داشتیم و به نظرم شجاعت فیلمسازان در فیلمهای اجتماعی مانند «سرخرنگ» و «۲۱ روز» هم مشهود بود…
* یا حتی فیلم «تخطی».
بله. اینها حاصل شجاعت فیلمسازانی است که یک نکته را رعایت کرده بودند و آن هم اینکه لحن فیلمشان، لحن درستی بود. لحن فیلم بسیار مهم است. ممکن بود هر کدام از این آثار با انتخاب گویشی متفاوت، حساسیتبرانگیز شوند و خاصیت خودش را از دست بدهد.
* پرسشی را از وزیر ارشاد در حاشیه بازدید از جشنواره تهران مطرح کردم که دوست دارم نظر شما را هم درباره آن بدانم؛ چرا این جسارت در پرداختن به سوژههای ملتهب سیاسی و اجتماعی، از سینمای کوتاه به سینما بلند تسری پیدا نمیکند؟ در مقام یک فیلمساز و با شناختی که از فرآیندهای سینمای بلند دارید، دلیل این مسئله را چه میدانید؟
اگر خاطرتان باشد، یک نقدی را در این دوره به فراخوان جشنواره وارد کردند و گفتند چرا جایزه تماشاگران با تأخیر اعلام شد؟ به نظرم در سینمای بلند این نگاه و نگرانی برای دیده شدن، فروش و اکران، جلوی خیلی از جسارتها و جرأتها در فیلمسازی را میگیرد. برعکس اینکه ما فکر میکنیم فیلمهای بلند متفاوت و جسور هستند، غالبا آثاری هستند که با احتیاط ساخته میشوند. اصولا تفاوت فیلم تجربهگرا با فیلم صنعتی در همین مقوله است. در مدل صنعتی، همیشه از تجربههای جوابپسداده استفاده میشود. فیلمکوتاه اما این فرصت را به فیلمساز میدهد تا بدون لحاظ کردن احتیاطهای مربوط به فروش و یا نظر مخاطب، سراغ تجربهاش برود. برای همین امروز بهصراحت میتوانیم سینمای کوتاه را یک سینمای مولف بدانیم آن هم در شرایطی که تألیف در سینمای بلند، مدام در حال کمرنگ شدن است.
* یعنی شما هم مانند وزیر ارشاد، نقش معادلات اقتصادی را در این اتفاق پررنگتر از ممیزی میدانید.
هم معادلات اقتصادی و هم پارامترهای دیگری مانند جوایز و جشنوارهها؛ جوایز هم میتواند برای فیلمساز محافظهکاری به همراه داشته باشد. در سینمای بلند، فیلمساز مدام نگران اعتبار خود در نگاه دیگران است.
بخش دوم این گفتوگو را در «رها» بخوانید؛ «اعتراض حق فیلمساز است!»