به گزارش رها به نقل از مهر، برنامه تلویزیونی «جام جم» شب گذشته ۲۹ مهر با حضور فرزاد حسنی و مجید یراقبافان روی آنتن شبکه سه سیما رفت و به نقد سیاست های تلویزیون در حوزه دعوت از مجریان، حمایت از مجری بازیگرها و … پرداخت.
مجید یراقبافان با اشاره به ویژگی های مجریان صداوسیما و اینکه چگونه باید باشند، عنوان کرد: معمولا اینگونه است که یک نفر به عنوان مجری از طرف شبکه ها به کمیته مجریان صداوسیما معرفی می شود و ۱۱ نفر در این کمیته مجری را براساس مهارتهای کلامی و رفتاری او انتخاب میکنند. این مجری اولین ویژگیاش این است که باید دارای مولفههایی باشد که یکی از آنها گویش است و مهمتر از آن منش است. در این منش کنش و همه رفتارهایی است که می بینیم. اینها بایدهاست و ممکن است، دیگران بگویند که اینها در حال حاضر دیده نمی شود.
فرزاد حسنی هم در ادامه بیان کرد: مجری باید منفعت و دانش برساند و بعد نحوه انتقال این منفعت هم اهمیت دارد. چون ما در برخی شبکههای تخصصی از این رویکرد استفاده کردهایم و از یک استاد دانشگاه بهره گرفته شده است که دانش دارد ولی لحن و بیان و کلام ندارد. این اشتباه را یک بار به طور کامل از بین ببریم. فن بیان یعنی اینکه درست حرف بزنید اما فن خطابه و اندیشیدین و تسلط بر اوضاع و مدیریت در لحظه را چه کسی میتواند بلد باشد؟ مجری می تواند خیلی فصیح باشد و اصلا دستگاه تولید کلمه باشد اما اگر ویژگی های دیگر را نداشته باشد سودی ندارد.
یراقبافان نیز در ادامه گفت: باید دید آیا او مدیریت هوش هیجانی را هم دارد، در لحظه می تواند برنامه را مدیریت کند؟ رفتار سازمانی دارد؟ آشنایی با روانشناسی سازمانی دارد؟ این ها همه مواردی است که مجری باید داشته باشد اما ما فکر می کنیم مجری فقط باید خوب سشوار کشیده باشد و لباس خوب بپوشد. واقعیت این است که تمام تلاش های یک تیم چند نفره را از سیاستگذاری شخص رئیس صداوسیما تا گروه برنامه ساز یک مجری با اجرای غیر دقیق خود می تواند نابود کند. برعکس هم همین است که مجری می تواند تمام کم کاری ها را بپوشاند.
حسنی در ادامه گفت: اصلا یک شبکه تلویزیونی غیر از برنامه ترکیبی و مجریانش چه مفهومی دارد؟ مگر ما این همه درگاه برای عرضه فیلم و سریال نداریم؟ پس یک شبکه تلویزیونی چه معنایی غیر از برنامه ترکیبی دارد؟ باید در آوردن و پرورش مجری همه چیز با حضور مدیر مربوطه صورت بگیرد.
وی با اشاره به مجریانی که در این سال ها در تلویزیون فعالیت کرده اند گفت: مجریان تلویزیون در این سال ها همه نهالهایی بودند که خودشان رشد کردند و قد کشیدند. حتی اگر هم در این راه کمرشان شکسته یا دوستان شکسته اند و یا باید صیانت میکردند اما صیانتی صورت نگرفته است.
حسنی اضافه کرد: مسعود کیمیایی یک روز گفت که «دوبله مگر هنر است؟ اما منوچهر اسماعیلی دوبله را هنر می کند» حالا اجرا مگر هنر است؟ منوچهر نوذری اجرا را به هنر تبدیل می کند.
این مجری با سابقه عنوان کرد: نگاه مدیران اغلب اینگونه است که مجریای را روی آنتن بگذارند که «کمخطرتر» باشد. من امروز قرار بود سر برنامه بیایم چند نفر نزدیک به سکته قلبی بودند. (با کنایه) بیش از پنجاه نفر هم الان منتظر هستند تا ایراد بگیرند و وقتی با چنین دیدگاهی به کار نگاه میشود، طبیعی است که در نهایت، یک برنامه معمولی در یوتیوب برای شما گردن کلفتی میکند. چون از این همه ظرفیتی که دارید استفاده نمیکنید و میترسید.
یراقبافان نیز در ادامه یادآور شد: باید تمام افراد را بهگونهای انتخاب کنیم که وقتی روی آنتن رفت، اطمینان خاطر داشته باشیم. اینکه میگویی (با حضورت) چهار ستون بدن بعضی می لرزد و از سر مطایبه هم می گویی به این دلیل است که در بعضی موارد برخی مدیران سراغ افراد کم ایمن رفته اند و چالش شده است. ما هنوز هم در تلویزیون مجریان باسواد و اهل مطالعه داریم. افرادی که تا چند ساعت پیش از اجرا وقت برای مطالعه صرف نکنند جلوی دوربین نمی روند اما همه اینگونه نیستند. البته ایمن بودن باید مبتنی بر استانداردها باشد نه تعریف شخصی افراد.
حسنی هم ضمن تایید تعریف مشخص و استاندارد برای ایمن بودن مجریان عنوان کرد: کسی که از صبح تا شب هر چه می گویید قربان صدقه شما (مدیران) می رود و هرچه می گویید گوش می کند بالاخره یک روز رفتار دور از تصور دارد.
وی با اشاره به ایمن سازی در مدل غلط عنوان کرد: می دانید ایمن سازی از نظر برخی یعنی چه؟ یعنی فردی را برای اجرا انتخاب میکنند که عاشق دوربین است. او جرات دارد جلوی یک مسئول کشور صحبت کند؟ جرات دارد یک فیلم و سریال را نقد کند؟ او عشقش است که با آنها عکس بیندازد، دوست دارد هر روز بگوید من به واسطه مجری بودن با سلبریتیها عکس گرفتهام. او نتوانسته است بلاگر شود، رادیو راهش ندادهاند، دوبلور و بازیگر هم نشده است و حالا آشنا دارد و وارد تلویزیون میشود. اما ایمنسازی واقعی به معنای صید باهوشها است. اگر فردی را انتخاب کنید که وقتی سفرهای پهن است به شما پیوندد اگر احساس کند باد از طرف دیگری می آید اولین کسی که زیر کاسه می زند همان فرد است.
حسنی یادآور شد: فردی را روی آنتن فرستادهاند تا کار یاد بگیرد و روی آنتن برنامه زنده آموزش ببیند. بعد که میپرسیم چرا، پاسخ میدهند که خود شما اول کار چگونه بودید؟ اتفاقا من روز اول همین بودم که امروز هستم. طرف قرار است با آزمون و خطا، با خراب کردن مهمان یا آبروی آقای جبلی و مدیر شبکه را بردن مجری شود.
در ادامه حسنی در پاسخ به سوال مجری برنامه که آیا مجریان از تلویزیون قهر کردهاند؟ بیان کرد: بله تعدادی از آنها قهر کردهاند. در طرح سوال منکر اصل موضوع نشویم. یکی دو نفر از مجریانی که برنامه زنده داشتند بعد از مسائلی به دلیل ابعاد سیاسی و در اعتراض به مجموعه جلیلی – جبلی گفتهاند ما به تلویزیون نمیآییم. این اتفاق رخ داده است و نمیتوانیم منکرش شویم.
وی اضافه کرد: ما مجریان زیادی در تلویزیون داریم اما برخی از این افراد سرسلسله دار هستند و به واسطه اجرای برنامههای تحویل سال و دیگر برنامهها توانمندیهای ویژهای داشتند و بعد از حوادثی گفتهاند، نمیآییم.
حسنی در ادامه درباره توفیق این افراد در خارج از تلویزیون عنوان کرد: درباره دیگران خودشان باید بگویند. اما خود من فردی هستم که هر گاه از من دعوت شود می آیم و صحبت میکنیم و هر وقت رسانه به من فرصتی بدهد حاضر هستم. روشنفکران که از روز اول با تلویزیون مشکل داشتهاند و بهترین برنامه جهان را هم بسازید خیلی لطف کنند ناسزا نمیگویند. اما هزار برنامه ضعیف بیرون ساخته شود به به میکنند.
وی با اشاره به مجریانی که این روزها روی آنتن نیستند گفت: درِ صداوسیما باید باز باشد و پالس مثبت هم فرستاده شود. انصافا به برخی از دوستان هم این پالسها فرستاده شده است مثلا رضا (رشیدپور) قرار بود دوباره بیاید و دعوایش شد. به احسان (علیخانی) و علی (ضیا) هم میدانم این پالس ها فرستاده شده است. اینها هم هر وقت حس کنند لازم است میآیند چون این سه عزیز را افراد زاویه داری با فرهنگ نمیدانم. آنها فکر میکنند در آن فضا مفیدتر هستند. خود من ترجیحم این است که اینجا برایم بهتر است.