محمد صابری، رها؛ میگوید پس از سه سال، امسال با خیال راحت به تماشای فیلمها مینشیند. میکائیل دیانی معاون ارتباطات و بازرگانی انجمن سینمای جوانان ایران در دوره مدیرعاملی مهدی آذرپندار بود و در فرآیند برگزاری جشنواره «تهران» و سیاستگذاریهای آن در این سه سال، نقش داشت؛ البته غیر از دورهای که خود با فیلم «مدیر مدرسه» در جشنواره حضور داشت.
دیانی که پیش از این در عرصه مستندسازی فعالیت میکرد، حالا با دومین فیلمکوتاه داستانی خود با نام «تخطی» در جشنواره چهلودوم حضور دارد و به بهانه اکران این اثر، گفتوگویی درباره تجربههای گذشته و موقعیت امروزش با او داشتهایم.
◉ شما در سه دوره اخیر جشنواره فیلمکوتاه تهران، در مقام یکی از مدیران انجمن سینمای جوانان، در کانون فرآیند برگزاری و سیاستگذاریهای این رویداد حضور داشتید و امسال بهعنوان یک فیلمساز، اثرتان به این رویداد راه پیدا کرده است؛ ناظر به اشرافی و تجربهای که در سالهای گذشته نسبت به جشنواره پیدا کردهاید، نگاهتان بهعنوان یک فیلمساز به این رویداد، چقدر مثبتتر یا منفیتر شده است؟
من زمانی که وارد انجمن سینمای جوانان شدم، فیلمساز بودم. وقتی آقای آذرپندار پیشنهاد حضور در انجمن را با من مطرح کرد، درست زمانی بود که در جشنواره سینماحقیقت فیلم داشتم و پیشنهاد هم در حاشیه همان جشنواره مطرح شد…
◉ مستند «بیجه» را در جشنواره داشتید؟
نه، سال بعد از «بیجه» بود که با «بچههای زمین خاکی» در جشنواره سینماحقیقت حضور داشتم. این که در این سالها درگیر فرآیند اجرایی جشنواره تهران و تعامل مستقیم با فیلمسازان سینمای کوتاه شدم، طبیعتا برایم جذابیتهایی داشت اما ناگزیر باید از شئون تولید و فیلمسازی خودم فاصله میگرفتم. در عین جذابیت، این موقعیت، مسئولیت سنگینی هم برایم داشت. قریب به ۱۵۰ الی ۲۰۰ فیلمساز در هر دوره درون جشنواره حضور داشتند و چیزی در حدود ۱۹۰۰ فیلمساز که موفق به ورود به جشنواره نمیشدند. با هر دو گروه باید درگیریها و چالشهای مثبت و منفی میداشتیم و به همین دلیل، امسال که فقط فیلمساز هستم، حس بهتری دارم و با نگاه مثبتتری به جشنواره میآیم. امسال با خیال راحت میتوانم به تماشای همه فیلمها بنشینم.
◉ فارغ از این فراغت، نگاهتان در این سه سال چقدر نسبت به فیلمکوتاه تغییر کرده است؟
قطعا به پشتوانه دوره حضورم در انجمن، خیلی بیشتر از گذشته متوجه اهمیت «فیلمکوتاه» شدهام. اهمیتی که متأسفانه خیلیها، بهویژه در سطوح کلان نظام فرهنگی کشور، آن را درک نکردهاند. هنوز نمیدانند که این جشنواره چقدر در دنیا معتبر و جریانساز است و من در همان سه سال این اعتبار را از نزدیک لمس کردم و بابت آن هم خوشحالم که امسال فیلمی در جشنواره تهران دارم. بهخصوص که اینبار برخلاف «مدیر مدرسه» نمیتوانند متهمم کنند که بهدلیل ارتباطم با انجمن، فیلمم به جشنواره راه پیدا کرده است!
◉ به «مدیر مدرسه» اشاره کردید که حضور پرحاشیهای در جشنواره دو سال پیش داشت؛ اگر به عقب برگردید، باتوجه به همه واکنشهایی که تجربه کردید، بازهم در مقام یکی از مسئولان انجمن، چنین فیلمی میسازید و آن را به جشنواره تهران ارائه میکنید؟
بازهم باید یادآوری کنم که از همان ابتدای صحبت با مهدی آذرپندار برای ورود به انجمن، یکی از شرطهای اصلیام این بود که من فیلمسازی را کنار نمیگذارم. اساسا نمیشود فیلمسازی در انجمن مسئولیت بگیرد و فقط به همین دلیل، دیگر فیلم نسازد. بدنه انجمن سینمای جوان اساسا چنین ویژگیای دارد و من در ساختمانی مسئولیت داشتم که مدیران و معاونان مختلفش فیلمساز بودند و این اتفاقا ویژگی مثبت این مجموعه بوده و هست. حسن انجمن همین است که فیلمسازان در آن مسئولیت دارند و هویت اصلیشان فیلمسازی است. فارغ از این نکته، اگر برگردم به همان سال، معتقدم «مدیر مدرسه» فیلمی است که باید ساخته میشد. مسئلهای در آن فیلم مطرح میشود که باید در همان زمان خودش، مطرح میشد و شاید اگر گفته نمیشد، اثرش را از دست میداد. به همین دلیل قطعا اگر به عقب برگردم، بازهم آن را میسازم.

میکاییل دیانی در پشتصحنه فیلمکوتاه «تخطی»
◉ سوالم بیشتر ناظر به جایگاه و مسئولیتی که در انجمن داشتید بود. بهعنوان مثال، بهروز شعیبی هم هویت اصلیاش فیلمسازی است، بهعنوان کارگردانی که فیلمی در جشنواره دارید، چه حسی داشتید اگر بهروز شعیبی هم در جشنواره امسال فیلم داشت؟ بازهم همین تحلیل و نگاه را داشتید؟
بله واقعا.
◉ یعنی واقعا حق نمیدهید به فیلمسازانی که آن سال حس خوبی از حضور فیلمتان در جشنواره نداشتند؟
باید به یک تفکیک توجه داشت. زمانی من بهعنوان دستاندرکار جشنواره، فیلمی در جشنواره دارم، زمانی بهعنوان یک مدیر انجمن، فیلم در جشنواره دارم. سالی که فیلم «مدیر مدرسه» را به جشنواره فرستادم، از روز ابتدای تشکیل شورای جشنواره، در این شورا حضور پیدا نکردم و هیچ مسئولیتی نگرفتم. همین امسال عطا مجابی فیلمی به نام «دیدار» ساخت که یک اثر چند ملیتی و ارزشمند است. بعد از اعلام آثار از طرف هیأت انتخاب، دیدم این فیلم در جشنواره حضور ندارد. مطمئن بودم اگر فیلم را به جشنواره فرستاده بود، پذیرش میشد و شانس کاندیداتوری هم داشت. پیگیری که کردم گفت به دلیل حواشی احتمالی، فیلم را ارسال نکردم. من استوری گذاشتم و نوشتم که دوست داشتم فیلم او را در جشنواره ببینم. ناراحتم که به دلیل برخی حواشی بیجهت، عطا مجابی که مدیر بینالملل انجمن است، فیلمش را به جشنواره ارسال نکرده است. فراموش نکنیم، شأن عطا مجابی قبل از هر چیز فیلمسازی است. با وجود همه این توضیحات، درک میکنم فیلمسازانی که حس خوبی نسبت به چنین حضورهایی نداشته و ندارند. ولی این نگاه باید اصلاح شود. کمااینکه در سال ۱۴۰۲ هم برخی منتقدان به راهیابی فیلم من به جشنواره، بعد که فیلم را روی پرده دیدند، نگاهشان تغییر کرد.
◉ از همینجا سراغ ایده محوری فیلم تازهتان برویم؛ میتوانیم بگوییم میکاییل دیانی در زمان ساخت «مدیر مدرسه» بهدلیل آنکه به کار درست خودش باور داشت، بهنوعی از قوانین پیشفرض دیگران تخطی کرد و نگاهش این بود که هر قانونی الزاما قانون درستی نیست؟
در اینکه کار درست را باید انجام داد که شکی نیست و معتقدم آدم برای کار درست باید هزینه هم بدهد. کمااینکه بعد از ساخت «مدیر مدرسه» کم هزینه ندادم. بهعنوان مثال در جشنواره رشد حضور داشتم و گفته بودند دو جایزه اصلی برای فیلم شماست اما وقتی به اختتامیه رفتم از طرف دبیر پیامی داشتم که گفتهاند هر دو جایزه شما را حذف کنیم! در جشنوارههای دیگری هم چنین موقعیتی داشتم، اما پذیرفته بودم که من تصمیم درستی گرفتم و فیلم درستی هم ساختهام، حتی اگر برخورد با آن مطلوب من نباشد. البته تأکید میکنم در فرآیند ساخت «مدیر مدرسه» از قانون هم تخطی نکردم چون چنین قانونی وجود نداشت که حضور من در جشنواره را ممنوع کرده باشد.
◉ ولی اگر چنین قانونی وجود داشت، بازهم به آن تن نمیدادید و حتی برای اصلاحش تلاش میکردید.
شاید. ولی قطعا در آن موقعیت ملتزم به قانون بودم.
◉ یعنی در برخی موقعیتها باید به قانون غلط تن داد!
بله. درباره فیلم «تخطی» اما برپایه یک خرد جمعی و تجربه زیسته، به این جمعبندی رسیدیم که مجازات در نظر گرفته شده برای مجرمان خفتگیری، مجازات کافیای نیست و قانون بازدارندگی ندارد…
◉ و قهرمان فیلمتان خود را ملتزم به این قانون غلط نمیداند و تلاشی هم برای اصلاح آن نمیکند! ترجیح میدهد از قانون تخطی کند…
بله اما نمیدانیم تلاشی برای اصلاح این قانون داشته یا نه. در این فیلم تنها برش کوتاهی از موقعیت او را تصویر کردهایم. جمعبندی و حس من در مقام فیلمساز این بود که جایی باید اعلام شود که این قانون کافی و بازدارنده نیست. گاهی در مقابل این کافی نبودن، قوه قضاییه و مجلس با فرآیند اصلاح قانون باید ورود کنند، گاهی هم قهرمان فیلم من میگوید بهواسطه کافی نبودن قانون، مجبور به اقدام شدم و میدانم که بابت آن باید هزینه هم بدهم. کمااینکه در ابتدای فیلم بخشی از این هزینه دادن قهرمان را هم میبینیم. شاید قانونگذار هم در مواجهه با این داستان به این جمعبندی برسد که باید قانون را اصلاح کرد.

امیر نوروزی در نمایی از فیلمکوتاه «تخطی»
◉ همین «شاید»ی که در جمعبندی داشتید، در متن فیلم هم گویی وجود دارد و باعث شده «تخطی» در قیاس با «مدیر مدرسه» فیلم محافظهکارانهتری شود. انگار در فیلم قبلی، برایتان واضحتر بود که حق با کیست. حتی در نامگذاری دو فیلم هم این نگاه را میتوان فهمید؛ آنجا با صراحت نام مدیر مدرسه که از نگاه شما قهرمان است، روی فیلم مینشیند و اینبار تخطی قهرمان، پررنگ میشود.
اتفاقا اینجا هم با قهرمانم همراهم و حرفم این است که او میداند که دارد از قانون تخطی میکند اما مجبور به این تخطی شده است. در «مدیر مدرسه» مسئلهام مسئولیتپذیری در قبال هیجان آن بچهها بود و اینجا هم مسئولیتپذیری قهرمان در قبال تخطی از قانون. حرفم این است که در این موقعیتها راهکار امیدوارانه وجود دارد.
◉ فکر میکنید بابت «تخطی» هم مانند «مدیر مدرسه» هزینهای پرداخت میکنید؟
حتما تصورم این است که بله. کلا سینمای آسه برو آسه بیا زنبوره نیشت نزنه، خیلی مطابق با سینمایی که من به آن علاقه دارم، نیست.
◉ ولی اینبار با ابزار «اخلاق» به جنگ «قانون» رفتهاید؛ در حالی که اساسا قانون با گزارههای اخلاقی به چالش کشیده نمیشود و این در خروجی تبدیل به محافظهکاری در فیلم شده است. بعید است هزینهای هم داشته باشد!
بیشتر میتوان بگویم براساس تجربه زیسته سراغ نقد قانون رفتهام، نه اخلاق. طبیعتا یکی از چیزهایی که میتوان از آن برای اصلاح قوانین درس گرفت، تجربههای بشری است.
◉ شائبهای درباره دوران مسئولیتتان در جشنواره وجود دارد که گویی خیلی معتقد به حضور بازیگران چهره در فیلمکوتاه نبودید و حتی از چند فیلمساز شنیدهام که پالسی دریافت میکردند مبنیبر اینکه اگر بازیگر چهره در فیلمی باشد، شانسش برای جوایز کم میشود. خودتان اما سراغ امیر نوروزی برای نقش اصلی «تخطی» رفتهاید. این آیا در تعارض با سیاستی است که برای فیلمسازان دیگر اعمال میکردید؟
به نظرم این دو با هم متفاوت است. همچنان هم معتقدم که در تولیدات حرفهای سینمای کوتاه، نباید بازیگر چهره حضور داشته باشد.
◉ یعنی تأیید میکنید که چنین نگاهی در انجمن وجود داشته؟
بله. اساسا یکی از شائبهها پس از اعلام اسامی فیلمهای جشنواره، همین است که فیلمسازان گمان میکنند برخی آثار صرفا به دلیل حضور بازیگران چهره پذیرفته میشوند، واقعیت اما متفاوت بود و ما میگفتیم فیلمهایی که چهرههای مطرحتری داشتهاند هم پذیرفته نشدهاند. برای همین به فیلمسازان میگفتیم که روی حضور بازیگر چهره تمرکز نکنید. بهخصوص که بعضا استفاده از بازیگران چهره، هزینه تولید را هم بالا میبرد. درباره «تخطی» اما من سراغ بازیگرانی رفتم که ضمن حرفهای بودن و شناختهشده بودن، بهشدت اهل سینمای کوتاه هستند. از سیاوش چراغیپور تا امیر نوروزی و آرش فلاحتپیشه همه بازیگرانی هستند که بهصورت مستمر در فیلمکوتاه بازی میکنند و اقتضائات فنی و اقتصادی این حوزه را درک میکنند. از طرف دیگر «تخطی» برای من حکم تجربهای را داشت که بتوانم به سمت سینمای بلند حرکت کنم و طبیعتا بخشی از این تجربه در قالب همکاری با بازیگران حرفهایتر محقق میشد.

◉ قطعا نیمنگاهی هم به این مقوله داشتهاید که حضور امیر نوروزی، جلب توجه میکند.
حتما این هم هست اما ترجیحم این بود سراغ بازیگر چهرهای بروم که در سینمای کوتاه هم تعریف شده باشد. امیر نوروزی تقریبا هر سال در جشنواره تهران یک یا دو فیلم دارد و با بچههای سینمای کوتاه در ارتباط است. واقعا هم از حضورش در فیلم ممنونم، چرا که بخشی از یکدستی بازیها در فیلم، بهدلیل کمکهای امیر نوروزی بود.
◉ هم «مدیر مدرسه» و هم «تخطی» محصول سازمان اوج است؛ این نقد را از نگاه فیلمسازان مستقل میپذیرید که با پشتگرمی توانستهاید سراغ این سوژههای لبمرزی بروید؟
من در هر دو فیلم، هیچ پشتگرمیای بهدلیل انتصاب به نهاد و ساختار خاصی نداشتم. کمااینکه سال ۹۸ مستند «بیجه» را ساختم که نه اوج، نه انجمن سینمای جوانان و نه هیچ ارگان دیگری آن را گردن نگرفت! حتی سازمانی که میخواست پای کار بیاید، در فرآیند تولید حس کرد زبان فیلم کمی تندوتیز است و کنار کشید! همه مستندهایی که ساختم، سوژههایی اعتراضی و ملتهب داشت و برای آنها هم پشتم به جایی گرم نبود. حرفی که میدانستم درست است را میزدم. زمان ساخت «مدیر مدرسه» هم همین بود، اگر مجموعه رویاد در زیرمجموعه اوج، پای کار نمیآمد، شخصا آن را میساختم. درباره «تخطی» هم همین است…
◉ هزینهاش را چه میکردید!؟
در فیلمهایی قبلیام تا جایی که توانستم واقعا از جیب هزینه کردم. اینجا هم کمی رفاقتی و کمی از هزینه شخصی کار را جمع میکردیم. ولی حتما، به معنای مالی نمیتوانم کتمان کنم که پشتگرمی سازمانی، کمک کننده است. نکته اما این است که آیا من منتظر این فاند و حمایت بودهام تا کسی حاشیهای برایم درست نکند؟ نه اینطور نبوده است.
◉ با شناختی که از جامعه فیلمکوتاه در این سالها پیدا کردهاید، دلیل نرفتنشان سراغ سوژههای ملتهب سیاسی و اجتماعی را چه میدانید؟
عمدهترین دلیلش خودسانسوری است. فیلمسازان کوتاه باید یک بار تن به آب بزنند و خیس شوند تا ببینند آیا چالشی برایشان پیش میآید یا نه. آیا ما حاضریم بابت ایدههایمان و دغدغههایمان هزینه بدهیم؟ در همان جشنواره ۱۴۰۱ ما فیلمی از سیدوحید حسینی نامی داشتیم که یکی از سیاسیترین فیلمهای ممکن بود، با نام «مریضخانه مرکزی». واقعا با چه چالشی مواجه شد؟ انتخاب خودش بود که سراغ چنین سوژهای برود و پای آن ایستاد.
◉ برگردیم به «تخطی» که کارگردانی متفاوتی نسبت به «مدیر مدرسه» دارد. این تجربه تازه هم برایتان دغدغه بود؟
طبیعتا بعد از دو سال از ساخت «مدیر مدرسه» اگر بازهم فیلمی شبیه آن میساختم، برای خودم خسران و ضرر بود. به همین دلیل برای به چالش کشیدن خودم، سراغ فضایی شهریتر با صحنههای پرتنشتر رفتم. این قطعا برایم موضوعیت داشت.
◉ بخشی از فضاسازی فیلم و شخصیتپردازی آن شباهتهایی با «متری شیش و نیم» سعید روستایی دارد؛ خودتان این تأثیرپذیری را میپذیرید؟
من قبل از اینکه سر دکوپاژ و تولید «تخطی» برویم، چند فیلم را بارها دیدم که یکی از آنها «متری شیش و نیم» بود. نمونههای خارجی مانند «رانین» هم بود. یکی دیگر هم «شنای پروانه» بود. سراغ فیلمهایی رفتم که هم صحنههای ملتهب داشتند و اکشنهای پلیسی.
◉ فکر نمیکنید این فرآیند، بکر بودن نگاه شما بهعنوان یک کارگردان را خدشهدار میکند؟
نه. قطعا مایی که بهدنبال تجربه فیلمسازی هستیم، باید به تجربه بزرگترها و نسل قبل از خودمان توجه داشته باشیم. این البته به معنای تکرار نیست. هیچکدام از پلانهای فیلم من تکرار آن فیلمهایی که اشاره کردم نیست، اما از سبک کاری آن فیلمسازان، درس گرفتهام. یک تجربه شخصی هم در حوزه مستندسازی مرتبط با سوژههای اجتماعی داشتم که کمک کرد راحتتر به این فضا نزدیک شوم و آن را کارگردانی کنم.