پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با کارگردان نمایش «ادیپ در‌والهالا» که این روزها روی صحنه است

تئاتر باید «بیدار» بماند؛ دعوت به خروج از پناهگاه‌های امن مجازی!
173
شهاب نظام‌دوست یکی از دو کارگردان نمایش «ادیپ در‌والهالا» که این روزها روی صحنه است ضمن توضیح درباره این اثر، از انگیزه انتشار مانیفست «صحنه بیدار» برای جلوگیری از تعطیلی تئاتر در شرایط بحرانی جامعه گفت.

امیررضا میرباقری، رها؛ نمایش «ادیپ در‌والهالا» به کارگردانی شهاب نظام‌دوست و امین سیمیار این شب‌ها در تماشاخانه هما روی صحنه رفته است. دو کارگردان جوان که همزمان با این اجرا مانیفست «صحنه بیدار» را هم در راستای لزوم اجرای نمایش در شرایط بحرانی منتشر کرده و نسبت به تعطیلی اجراهای هنری، هشدار داده‌اند.

شهاب نظام‌دوست یکی از دو کارگردان این نمایش در گفت‌وگو با خبرنگار رها، درباره نوع مواجه خود با متن ادیپ به‌عنوان یک اسطوره در اجرای این نمایش توضیح داد: «ادیپ در والهالا» نه یک اقتباس کلاسیک است و نه صرفاً تلفیقِ مکانیکیِ دو اسطوره. ما با یک بازآفرینی اسطوره‌ای طرفیم که از ادیپ به‌عنوان یک کهن‌الگو استفاده می‌کند، نه یک شخصیت تاریخی-ادبیِ ثابت.

وی ادامه داد: تفکر رایج الان این است که اسطوره‌ها «مالکیت فرهنگی بسته» دارند و هرگونه جابه‌جایی جغرافیایی یا مفهومی خیانت به متن اصلی است. این فرض، ذات اسطوره را نادیده می‌گیرد. اسطوره‌ها از ابتدا سیال بوده‌اند؛ از دهان به دهان، از فرهنگ به فرهنگ، از عصر به عصر منتقل شده‌اند و هر بار بازنویسی شده‌اند.

 

اسطوره‌ای که به‌روز نباشد، جایش در موزه است

این کارگردان در ادامه گفت: در این نمایش، ادیپ دیگر فقط پادشاه تبای نیست؛ او نمایندهٔ انسانی است که در برابر حقیقتی ایستاده که هم محصول کنش اوست و هم بیرون از کنترل او. والهالا در اینجا نه یک «مکان اساطیری اسکاندیناویایی» بلکه استعاره‌ای از میدان داوری، حافظهٔ جمعی و قضاوت تاریخی است. پس ما با ترکیب دو روایت روبه‌رو نیستیم، بلکه با جابجایی یک کهن‌الگو در یک میدان معنایی تازه مواجهیم.

وی افزود: کسانی بودند که گفتند این کار باعث از دست رفتن خلوص ادیپ سوفوکلی می‌شود، پاسخ ما ولی روشن است: هدف ما بازتولید خلوص نیست؛ هدف، فعال‌کردن ظرفیت زندهٔ اسطوره در اکنون است. اسطوره‌ای که نتواند به زمان حال واکنش نشان دهد، به موزه تعلق دارد، نه به صحنه.

 

دنبال نمادپردازی شعاری نبودیم

نظام دوست رویکرد نمادپردازنه نمایش خود را هم اینگونه توضیح داد: برای ما نمادپردازی در ادیپ انتخاب فرمی نبود؛ ضرورت بود. ما از همان ابتدا می‌دانستیم که اگر بخواهیم درباره تاریخ معاصر ایران حرف بزنیم، زبان مستقیم یا خیلی زود به شعار می‌رسد یا شدیدا سانسور می‌شود (که شد) یا اساساً کار نمی‌کند. من نمی‌خواستم وقایع را گزارش کنم؛ می‌خواستم وضعیت را نشان بدهم.

وی افزود: عناصری مثل حضور خبرنگارها، آمارهای متناقض، یا تصاویر تکرارشونده از چشم‌ها، همه از دل تجربه زیسته همین سال‌ها آمده‌اند. این‌ها اشاره به یک رویداد مشخص نیستند، اشاره به یک حالِ جمعی‌اند؛ جایی که حقیقت مدام دستکاری می‌شود، دیدن هزینه دارد و آدم‌ها هم‌زمان هم در ساختن وضعیت نقش دارند و هم قربانی آن می‌شوند. برای ما ادیپ دقیقاً همین نقطه است.

کارگردان «ادیپ در والهالا» تأکید کرد: هدفمان این بود که تاریخ معاصر ایران را به‌عنوان چیزی ناتمام و حل‌نشده روی صحنه بیاورم؛ چیزی که هنوز از ما سؤال می‌پرسد. نمادپردازی کمک کرد به‌جای اینکه پاسخ بدهیم، تماشاگر را در موقعیتی بگذاریم که خودش مجبور شود جای خودش را در این تاریخ پیدا کند. به‌نظرم این صادقانه‌ترین کاری بود که می‌شد روی صحنه انجام داد.

 

 

عبور از فضای مجازی به دنیای واقعی

نظام‌دوست در ادامه و درباره انگیزه انتشاره مانیفست «صحنه بیدار»‌ که به لزوم اجرای تئاتر در شرایط نه چندان خوب اقتصادی و اجتماعی می‌پردازد هم گفت: ما مانیفست «صحنه بیدار» را نوشتیم چون باور داریم تئاتر، قبل از هر چیز، انسان را از پناهگاهِ امنِ مجازی بیرون می‌کشد و به واقعیتِ عریان برمی‌گرداند. امروز می‌بینیم که مردم اعتراض دارند، اما صادقانه اگر نگاه کنیم، بخشی از این معترضان که به خیابان هم آمدند، حتی ده درصد جامعه معترض واقعی هم نیستند؛ بخش بزرگی از مردم پشت صفحه گوشی پنهان شده‌اند، شاهد از راه دورند و اعتراض را به اسکرول، لایک یا ویدئوی ضبط‌شده تقلیل داده‌اند.

وی افزود: برای ما ارزش تئاتر دقیقاً همین‌جاست، تئاتر یک اتفاق واقعی در دنیای واقعی است، هنری که فقط با حضور بدن‌ها، نفس‌ها و نگاه‌های زنده شکل می‌گیرد و به همین دلیل هنوز از منطقِ امن، بازتولیدپذیر و بی‌هزینه هوش مصنوعی جان سالم به در برده است. تئاتر ما با صحنه‌هایی مثل حضور خبرنگاران و آمارهای متناقض، تقلیل انسان به عدد و تصاویر تکرارشونده‌، هم سازوکار تحریف حقیقت را نشان می‌دهیم و هم تماشاگر را وادار می‌کنیم از موقعیت تماشاگرِ امنِ پشت صفحه خارج شود. یک تئاتر سیاسی–اجتماعیِ جدی قرار نیست فقط تو را آگاه کند؛ قرار است بدنت را درگیر کند و تو را به این سؤال برساند که اگر حرفی، خشم یا اعتراضی داری، آیا حاضری آن را در جهان حقیقی و در کنار دیگران بیان کنی یا نه. از نظر ما، تئاتر دقیقاً همان نقطه‌ای است که این عبور از مجازی به واقعی هنوز ممکن است.

نظام دوست درمورد اینکه آیا تئاتر‌ می‌تواند تفاوتی در وضع موجود رقم بزند توضیح داد: بله، تئاتر می‌تواند میان وضعیت عادی و شرایط سخت تمایز ایجاد کند، اما فقط وقتی حاضر باشد عادی‌بودن را به‌زور بشکند. تئاتر این تمایز را نه با پیام، که با «حضور» می‌سازد؛ با بیرون‌کشیدن آدم از پشت گوشی و نشاندنش کنار بدن‌های دیگر در یک زمان و مکان واقعی. وقتی تو در سالن نشسته‌ای، دیگر نمی‌توانی وانمود کنی بحران فقط یک تصویر یا ویدئو است؛ بدنِ تو شاهد است و این شاهدبودن بی‌هزینه نیست. تئاتر واقعی قرار نیست آرامت کند یا حس مشارکتِ مجازی بدهد، قرار است تو را معذب کند و به مرز تصمیم برساند: یا این وضعیت را عادی بپذیری و برگردی به صفحه‌ات، یا بفهمی که اعتراض، تغییر و مسئولیت فقط در جهان واقعی معنا دارد. اگر تئاتر نتواند این عبور را تحمیل کند، بله، بی‌اثر است؛ اما اگر بتواند، دقیقاً همان جایی است که «وضعیت عادی» فرو می‌ریزد و «شرایط سخت» دیگر قابل نادیده‌گرفتن نیست.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *